بررسی قتل یک مرد توسط بدهکار معتاد

جنایت 10 میلیون تومانی

فرار از بار بدهی 10 میلیون تومانی با به آتش کشیدن طلبکار. خبر به ظاهر ساده اما بسیار تکان‌دهنده است. کارآگاهان جنایی تهران چند ماه پیش تحقیقات درباره قتل مردی که جنازه سوخته‌اش در بیابان رها شده بود را آغاز کردند.
کد خبر: ۴۲۷۳۰۶

جسد متعلق به فردی به نام تیمور بود که روز حادثه با یکی از کسبه منطقه سلطان‌آباد قرار داشت. متهم به قتل که محمد نام دارد ابتدا وانمود کرد چیزی از ماجرا نمی‌داند اما بعد از بازداشت سرانجام اقرار کرد و درباره انگیزه‌اش از این جنایت این‌گونه توضیح داد: تیمور 2مغازه کنار هم داشت که یکی را من اجاره کردم و خودش در مغازه دیگر کار می‌کرد چون هم‌شغل بودیم، بتدریج ارتباط کاری بین ما ایجاد شد تا این‌که پس از گذشت مدت زمان کوتاهی، حدود 10 میلیون تومان به مقتول بدهکار شدم.

این مشکل از وقتی پیش آمد که به خاطر اعتیاد به مصرف شیشه دیگر نمی‌توانستم سفارش‌های کاری را در زمان مقرر تحویل بدهم و همین امر باعث شده بود مشکلات مالی‌ام هرروز بیشتر شود. تا این‌که زمان پرداخت بدهی‌ام رسید. چندین نوبت از تیمور درخواست فرصت کردم اما بدهی‌های من روز‌به روز بیشتر می‌شد و بالاخره تیمور تهدید کرد طلبش را از خانواده‌ام می‌گیرد. من برای این‌که مانع این کار او شوم، نقشه قتل را طراحی کردم و به بهانه پرداخت کامل بدهی با تیمور قرار ملاقات گذاشتم. البته روز قبل از قرار یک پاکت آبمیوه خریدم و حدود 80 قرص خواب آور را داخل آن ریختم و مقدمات کار را آماده کردم، روز حادثه به بهانه رفتن به کارگاهی در خارج از تهران، به همراه تیمور و با ماشین شخصی به سمت خارج از تهران به راه افتادیم. من در بین راه به بهانه خرید آبمیوه از او خواستم مقابل یک مغازه توقف کند، بعد آبمیوه مسموم را به جای آبمیوه‌ای که از مغازه خریده بودم، به تیمور دادم. او به فاصله چند دقیقه بعد از نوشیدن آبمیوه دچار حالت بیهوشی شد. پس از بیهوش شدن به سمت آزاده راه تهران ـ قم حرکت کردم و در بین راه از پمپ بنزین حدود 5 لیتر بنزین خریدم. پس از خارج شدن از تهران از آزادراه خارج شدم و به سمت زیرگذر آزادراه رفتم و در آنجا بود که تیمور را از ماشین بیرون کشیدم و او را آتش زدم و فرار کردم.

دکتر ناصر قاسم‌زاد، روان‌شناس

اگر چه تاکنون درباره استفاده از مواد مخدر و اثرات ناشی از آن بحث‌های زیادی شده اما با توجه به دامنه‌دار بودن این معضل به نظر می‌رسد این وظیفه رسانه‌ها و روان‌شناسان و سایر کارشناسان است که دراین‌باره به شهروندان آموزش بدهند تا بدانند تاثیر مواد مخدر صنعتی بر روان چیست و آثار آن با مواد مخدر معمولی چه فرقی دارد که این‌گونه قتلی را رقم زده است؟ این نوع مواد مخدر در مدتی کوتاه اثرات مخرب بسیار شدیدی بر جسم و روان مصرف‌کننده می‌گذارند. مثلا بعد از مدت کوتاهی که فرد شیشه مصرف می‌کند، اطرافیان می‌بینند که او دارای انرژی فراوان، شادابی زیاد و توهم‌زایی بسیاری است. هر چه از دوره مصرف می‌گذرد تاثیرات چشمگیرتر و حالت شادابی به حالت‌های عصبی تبدیل می‌شود و در چنین مواردی عموما رفتار خشونت‌آمیز از فرد مصرف‌کننده سر می‌زند. بنابراین کسی که تازه شروع به مصرف کرده با کسی که مدت‌ها شیشه مصرف می‌کند متفاوت است.

برای توضیح بیشتر باید گفت وابستگی به مواد مخدر هم جسمی و هم روحی است. ابتدا باید گفت بدن هر فرد، هورمون‌های شادی ترشح می‌کند که با مصرف مواد مخدر کار این غدد مختل می‌شود و بعد از مدتی دیگر کار نمی‌کنند و به همین دلیل باید به بدن مواد مخدر برسد وگرنه فرد دچار حالت خماری می‌شود. بنابراین درمان اعتیاد شامل 2 مرحله است؛ ترمیم سیستم جسمانی و درمان روحی. به همین دلیل تفاوت‌هایی در ترک اعتیاد مواد مخدر صنعتی و سنتی دیده می‌شود. مرحله اول ترک اعتیاد، انگیزه فرد است و مرحله دوم خدمات صحیح درمانی. اما نباید فراموش کرد که داروهای روانگردان به مراتب خطرناک‌تر از مواد مخدر معمولی هستند. زمانی هروئین بدترین ماده مخدر شناخته می‌شد، اما مواد مخدر صنعتی که بیشتر مشتقات هروئین هستند بسیار ویرانگرتر از آن هستند. افرادی که این مواد را تولید می‌کنند به فکر سلامت مصرف‌کننده نیستند و موادی به آنها اضافه می‌کنند که خطرات آن را بیشتر می‌کند. قطع مصرف این مواد یا به اصطلاح عامه، ترک آن سخت‌تر نیست اما اثرات جسمی شدیدتر و خطرات درازمدت بیشتری دارد و آسیب‌های روانی و جسمی زیادی را به دنبال دارد. اما اعتیاد چه قشری را بیشتر تهدید می‌کند؟ می‌توان گفت که اعتیاد در طبقات اجتماعی مختلف و در بین افراد با سواد و بی‌سواد دیده می‌شود که البته نوجوانان بالای 15 سال بیشتر در معرض خطر هستند. خانواده‌های نا بسامان که روابط عاطفی در آنها ضعیف است بستر را برای گرایش نوجوان به اعتیاد فراهم می‌کنند. نوجوانی که به لحاظ روانی در خانواده تامین نشود، سراغ گروه‌ همسالان می‌رود و روابط عاطفی را آنجا می‌جوید و ممکن است برای جلب رضایت دوستانش به خواسته‌های آنها تن دهد و به دام اعتیاد بیفتد. خطرات اعتیاد تنها جسمی نیست، بعد از مدتی ممکن است شخص به کارهای خشنی دست بزند که نمونه‌اش، کشتن تیمور به دست محمد است.

فهمیه اسدی، حقوقدان

بدون شک بررسی و صدور حکم در هر پرونده‌ای بر عهده مقامات قضایی است. هرگز به قطعیت نمی‌توان گفت که حکم نهایی پرونده‌ای چیست. وظیفه وکلا این است که قانون را به دقت مورد بررسی قرار دهند و تشخیص دهند که با استناد به کدام مواد قانون موکل آنها مرتکب جرم شده یا بزه دیده تا بدانند چه طور باید از حقوق او دفاع کنند.در قانون مجازات اسلامی، قتل نفس بر 3 نوع تقسیم‌ بندی شده است؛ عمد، شبه عمد و خطا.

ماده 205 قانون مجازات اسلامی می‌گوید که قتل عمد موجب قصاص است و اولیای‌دم می‌توانند با اذن ولی امر قاتل را با رعایت شرایط، قصاص نمایند.ماده 206 موارد قتل عمد را این‌گونه تشریح می‌کند: الف) مواردی که قاتل با انجام کاری قصد کشتن شخص معین یا فرد یا افرادی غیر معین از یک جمع را دارد خواه آن کار نوعا کشنده باشد خواه نباشد ولی در عمل سبب قتل شود. ب) مواردی که قاتل عمدا کاری را انجام دهد که نوعا کشنده باشد هر چند قصد کشتن شخص را نداشته باشد. ج) مواردی که قاتل قصد کشتن را ندارد و کاری را که انجام می‌دهد نوعا کشنده نیست ولی نسبت به طرف بر اثر بیماری یا پیری یا ناتوانی یا کودکی و امثال آنها نوعا کشنده باشد و قاتل نیز به آن آگاه باشد.

همچنین در ماده 207 تصریح شده که هرگاه مسلمانی کشته شود قاتل قصاص می‌شود و معاون در قتل عمد به 3 تا 15سال حبس محکوم می‌شود. در قوانین در مورد شرکت در قتل این توضیحات داده شده است: هرگاه 2 یا چند مرد مسلمان مشترکا مرد مسلمانی را بکشند ولی‌دم می‌تواند با اذن ولی امر همه آنها را قصاص کند و در صورتی که قاتل 2 نفر باشند باید به هرکدام از آنها نصف دیه و اگر 3 نفر باشند باید به هرکدام از آنها 2 ثلث دیه و اگر4 نفر باشند باید به هر کدام از آنها سه ربع دیه را بپردازد و به همین نسبت در افراد بیشتر. ولی دم می‌تواند برخی از شرکای در قتل را با پرداخت دیه مذکور در این ماده قصاص نماید و از بقیه شرکا نسبت به سهم دیه اخذ نماید. شرکت در قتل، زمانی تحقق پیدا می‌کند که کسی براثر ضرب و جرح عده‌ای کشته شود و مرگ او مستند به عمل همه آنها باشد خواه عمل هر یک به تنهایی برای قتل کافی باشد خواه نباشد و خواه اثر کار آنها مساوی باشد، خواه متفاوت.

در ماده 216 تصریح شده هرگاه کسی جراحتی به شخصی وارد کند و بعد از آن دیگری او را به قتل برساند قاتل همان دومی است اگرچه جراحت سابق به تنهایی موجب مرگ می‌گردید و اولی فقط محکوم به قصاص طرف یا دیه جراحتی است که وارد کرده مگر مواردی که در قصاص جراحت خطر مرگ باشد که در این صورت فقط محکوم به دیه است.ماده 217 می‌گوید هرگاه جراحتی که نفر اول وارد کرده مجروح را در حکم مرده قرار داده و تنها آخرین رمق حیات در او باقی بماند و در این حال دیگری کاری را انجام دهد که به حیات او پایان بخشد اولی قصاص می‌شود و دومی تنها دیه جنایت بر مرده را می‌پردازد.

حسین شاملو، قاضی دادگستری

در بحث این‌که چه طور می‌شود از تکرار جرایم در آینده جلوگیری کرد یا وقوع آنها را کاهش داد، 2 مورد را باید در نظر بگیریم؛ یکی پیشگیری از وقوع جرم است و دیگری نوع مجازات و نحوه اجرای آن به گونه‌ای که باعث به وجود آمدن حس تادیب در جامعه شود. بدون شک زمانی که فردی مرتکب جرم می‌شود، به خاطر کاری که انجام داده مجازات می‌شود. در این مورد بحث قتل عمد و جنایت بر میت را داریم که مجازات خاص خود را دارد. اما به لحاظ پیشگیری، یک بررسی کلی نشان می‌دهد که مواد مخدر صنعتی و در صدر آنها شیشه، پای ثابت 95درصد جرایم خشن است. به گونه‌ای که زمانی قاتل شیشه مصرف کرده، خشونت بیشتری در ارتکاب جنایت به کار رفته است. در مورد تشدید مجازات مصرف مواد مخدر صنعتی این انتقاد وجود دارد که قانونگذار دیر دست به کار شده است. اما اکنون چه باید کرد؟

به نظر من در برخورد با اینگونه جرایم باید استراتژی ضربه سریع و محکم اتخاذ شود. به گونه‌ای که دادرسی چند ماه و چند سال به طول نینجامد بلکه به جرایم خشن خیلی سریع رسیدگی شود و مجرم به مجازات خود برسد. البته باید در نظر گرفته شود که حقوق متهم ضایع نشود. اما اگر روند پرونده بسیار کند باشد و مجرم دیر مجازات شود، ممکن است جرایم خشن در مدت کوتاهی در جامعه گسترش یابند و شرایط کشورمان به افغانستان و پاکستان شبیه شود که این‌گونه جرایم در آنها امری عادی است.

به عقیده من قانون، مجازاتی را که در نظر گرفته باید سریع اجرا کند. این امر از طریق تقویت مراجعی که رسیدگی و تکمیل پرونده را به عهده دارند محقق خواهد شد. مثلا پزشکی قانونی یا روانپزشکانی که در روند پرونده به تکمیل آن کمک می‌کنند از نظر تعداد و کیفی تقویت شوند و کارشناسی سریع به اتمام برسد و نتیجه برای دادرسی و صدور حکم به دادگاه منتقل شود. این مساله باعث می‌شود روند رسیدگی به پرونده از حدود یک سال به دو ماه کاهش پیدا کند و مجرم سریع مکافات‌عمل خود را ببیند.

از سوی دیگر زمانی که در پرونده‌ای بحث استفاده از مواد مخدر صنعتی مطرح است حساسیت بسیاری دارد. مصرف مواد مخدر صنعتی علاوه بر بالا بردن میزان خشونت در انواع جرایم باعث افزایش خشونت‌ها و قتل‌های خانوادگی شده است. به‌طوری که می‌بینیم حدود 60 ،70 درصد قتل‌ها در خانواده اتفاق می‌افتد و حدود 90درصد آنها ردپای مصرف مواد مخدر صعنتی بویژه شیشه دیده می‌شود.

سارا لقایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها