حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در این میان باید به تئاتر کشور اشاره کرد که اصولاً به استفاده از موسیقی بیاعتناست و در اندک نمایشهایی هم که در آن آوا و نوایی به گوش میرسد، این بهرهگیری، ناقص و ناکارآمد است. در توضیح همراهی نکردن موسیقی و تئاتر، دلیلهای متفاوتی از سوی هنرمندان ابراز میشود که پارهای از آنها ریشه در ذات هنرهای نمایشی دارد و تعدادی به مسائل مالی، سلیقه خاص کارگردانان و... باز میگردد.
ناهمخوانی موسیقی و تئاتر
محمدرضا درویشی، آهنگسازی که علاوه بر کارهای ارکسترال، تعدادی موسیقی متن ماندگار برای فیلمهای ایرانی نیز خلق کرده است، در این باره میگوید: موسیقی متن برای تئاتر کاربرد ندارد، چرا که به نوعی مزاحمت ایجاد میکند. به نظر من در تئاتر، قطعات موسیقی را باید برای فضاسازی در اول و آخر نمایش قرار داد و استفاده بیشتر از آن چندان مطلوب نیست.
او که تاکنون ساخت موسیقی چند نمایش بهرام بیضایی را در کارنامه خود ثبت کرده است، ادامه میدهد: در نمایشهایی که با بهرام بیضایی همکاری کردم، بر همین اساس موسیقی نوشتم و بجز یک صحنه که قطعهای موسیقایی با بازی همراه شد، در دیگر کارها آهنگ تنها در صحنه ابتدایی یا انتهایی به گوش میرسید.
کمبود بودجه
در بررسی دلایل کمرنگ بودن موسیقی در صحنه تئاتر کشور، یک بحث تکراری و همیشگی هم مطرح میشود؛ اندک بودن بودجه تولید نمایش در ایران که صرفهجویی کارگردانان را به دنبال میآورد و اول از همه خود را در سفارش ندادن ساخت آهنگ نشان میدهد.
بردیا کیارس، رهبر ارکستر ملی ایران که سالهاست به کار نوشتن موسیقی تئاتر نیز مشغول بوده، در این باره میگوید: موسیقی تئاترهایی که اجرا میشوند، اکثرا ضعیفند، چرا که آهنگسازان خبره برای این کار پیشقدم نمیشوند. دلیل آن هم این است که متاسفانه سرمایهگذاری مناسبی برای ساخت موسیقی برای نمایش صورت نمیگیرد.
این آهنگساز ادامه میدهد: متاسفانه موسیقی تئاتر در کشورما جا نیفتاده و از آنجا که بودجه مناسبی برای تئاتر و نیز برای ساخت موسیقی آن در نظر گرفته نمیشود، آهنگسازان حرفهای هم هیچ وقت کار ساخت آن را به عهده نمیگیرند.
اجرای زنده موسیقی روی صحنه
اگر چه نمایش هنری زنده است، اما این روزها تقریبا تمام کارهایی که روی صحنه میروند، از موسیقی ضبطشده بهره میگیرند که علت اصلی آن هم بیشتر همان مساله کمبود بودجه است.
آریا عظیمینژاد که در حوزه موسیقی تئاتر کودک و نوجوان آثار زیادی را کار کرده است، در توضیح استفادهنکردن از اجرای زنده موسیقی در صحنه تئاتر میگوید: دستمزد نوازندگان بالاست و کارگردان نمیتواند برای اجرای یکماهه نمایش خود، هزینه هنگفتی را به این کار اختصاص دهد.
او میافزاید: وقتی به جای 30 شب، در یک روز میتوان کاری را ضبط کرد و هزینهای بسیار کمتر را متحمل شد، خب معلوم است که اجرای زنده موسیقی دیگر طرفداری ندارد.
نکته: نمایشهای سنتی ایرانی چون تعزیه و روحوضی در طول تاریخ همیشه با اجرای زنده موسیقی همراه بودهاند که در این زمینه به یک ویژگی ملی تبدیل شدهاند خصوصیتی که میتواند به تئاتر امروز ایران نیز رنگ متفاوتی ببخشد
البته کیارس از زاویهای متفاوت به این مساله نگاه میکند و میافزاید: اگرقرار باشد در تئاتر، موسیقی زنده اجرا شود که نوازندگانش نقشی در نمایش نداشته باشند، قطعا پشتپرده نواخته خواهد شد و اصلا به چشم نمیآید. پس در این صورت فرقی نمیکند که نوازنده به صورت زنده بنوازد یا موسیقیاش ضبط شده پخش شود.
با این حال کیارس معتقد است که اجرای زنده موسیقی در تئاتر با توجه به تقویت حس فضا و تاثیر بیشترش بر مخاطب، بر پخش کار ضبط شده ارجح است.
ترک سنت قدیمی
نمایشهای سنتی ایرانی چون تعزیه و روحوضی در طول تاریخ همیشه با اجرای زنده موسیقی همراه بودهاند که در این زمینه به یک ویژگی ملی تبدیل شدهاند؛ خصوصیتی که میتواند به تئاتر امروز ایران نیز رنگ متفاوتی ببخشد.
مجید درخشانی، آهنگساز و نوازنده تار نیز در این باره توضیح میدهد: یکی از موارد مرسوم در تئاترهای قدیم ایران، استفاده از موسیقی زنده بوده است که به دلایل مختلف، دیگر شاهد چنین چیزی روی صحنه تئاتر نیستیم.
وی ادامه میدهد: در تئاتر اگر این امکان فراهم شود که موسیقی هم مثل بازیگری زنده باشد، قطعا نوع دیگری از این هنر جلوه میکند که قابل مقایسه با اثر ضبط شده نیست.
این آهنگساز در اشاره به عواملی که باعث حذف موسیقی زنده از تئاتر شده است، میافزاید: با توجه به دستمزدهای پایین، نوازندهها این وقت را نمیگذارند که برای تئاترها اجرایی داشته باشند؛ هرچند اگر این اتفاق میافتاد، خیلی جالبتر بود.
بیتوجهی کارگردانان
در میان دلایل مطرح شده در ارتباط با کمرنگ بودن موسیقی در تئاتر، بیمیلی کارگردانان هم از مواردی است که از سوی آهنگسازان عنوان میشود. مجید درخشانی در این باره میگوید: متاسفانه تهیهکنندگان و کارگردانان اهمیت زیادی برای موسیقی تئاتر قائل نیستند و آن طور که باید به آن اهمیت نمیدهند. این در حالی است که در تمامی دنیا بهموسیقی در تئاتر توجه خاصی میشود؛ موسیقی و بازیگری با هم شکل میگیرند و اجرا میشوند.
این موسیقیدان درباره نحوه همکاری آهنگسازان و کارگردانان تئاتر هم توضیح میدهد: موسیقی برای یک تئاتر با توجه به متن آن شکل میگیرد و کاری که کارگردان و بازیگر انجام میدهد، همگی در ساخت موسیقی نقش دارد. بر این اساس، آهنگساز باید صحنههای تمرین را ببیند تا با دیدن آنها ایدههای خوبی برای ساخت دریافت کند.
وی ادامه میدهد: اگر کارگردان از موسیقی مطلع باشد و با آهنگساز تفاهم داشته باشد، مشکلی پیش نمیآید، اما متاسفانه بسیاری از کارگردانان ما کاملا از موسیقی بیاطلاعند و جالب اینکه با این بیاطلاعی دخالتهای زیادی هم در کار آهنگساز میکنند.
سینما و تئاتر قابل قیاس نیستند
در حالی که تئاتر ایران سهم چندانی از موسیقی ندارد، به جایش سینما بخوبی با این هنرگره خورده است. فردین خلعتبری، از آهنگسازان شناختهشده عرصه سینما در این باره میگوید: سینما در استفاده از موسیقی با تئاتر به هیچ وجه قابل قیاس نیست. برای مثال در فیلم، موسیقی تیتراژ داریم که فضای کلی کار قبل از ورود به داستان را بیان میکند، در حالی که در تئاتر چنین چیزی وجود ندارد.
این موسیقیدان ادامه میدهد: در سینما موسیقی در هر ثانیه تاثیرگذار است و ارتباطی تنگاتنگ با بازیگر دارد و درواقع با چهره و حرکتهای او منطبق میشود که در تئاتر به دلیل دور بودن بازیگر از مخاطب، اصلا چهره او دیده نمیشود. جدا از بحث کمرنگ بودن موسیقی در نمایش کشور، مساله دیگری که رخ مینماید، فراموش شدن کامل تئاتر موزیکال در ایران است. این نوع نمایشی که بویژه برای مخاطب کودک و نوجوان جذاب است، سالهاست از صحنه تئاتر ایران گمشده که بررسی دلایل آن بحثی جدا گانه است.
امیر سعید بورنگ / جامجم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....