حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
او در حالی به این دستاورد جالب رسیده که تازه چهارمین سال زمامداریاش را در نیوکمپ شروع کرده و برای تکرار قهرمانی تیمش در لیگ اسپانیا که در هر سه فصل گذشته نصیب آبی و اناریها شده است و چنگزدن مجدد به جام قهرمانان باشگاههای اروپا که در 2 فصل از 3 فصل گذشته به اردوی تیم کاتالونیایی انتقال یافته نیز بدون اقبال نیست. قهرمانی در سوپرجام به قیمت پیروزی 4 ـ 5 بر رقیب قدیمی بارسا ـ رئال مادرید ـ در بازیهای پرتب و تاب رفت و برگشت در برنابئو و نیوکمپ، تعداد قهرمانیهای گواردیولا را در مقام سرمربی این تیم با تعداد فتوحات یوهان کرویف، ستاره و سرمربی اسبق آبی و اناریها که اواخر دهه 80 و اوایل دهه 90 به دست آمده بود، برابر ساخته است. حالا گواردیولا این فرصت را دارد که در پایان فصل جدید با کسب چهارمین قهرمانی متوالیاش در لیگ اسپانیا از این بابت نیز با کرویف همپا شود و از نظر مجموع جامها از او فراتر رود. کرویـــف در نیمه نخــست دهه 90 در مـــقام سرمربی آبی و اناریهای ایالت کاتالونیا دست به کار فوق زد و 4 قهرمانی پیاپی را در لالیگا به ثبت رساند و تیمش، تیم رویایی لقب گرفت. با وجود این شیوه بازی بارسلونا تحت نظر گواردیولا در 3 فصل گذشته و ابتدای فصل تازه به گونهای است که به لحاظ فنی بر تیم کرویف هم سایه میاندازد و چیزی شبیه اعجاز نشان میدهد و این فرآیند از زمانی تحکیم شد که گواردیولا، سکاندار تیم اصلی باشگاه شد.
در پایان عمر رایکارد
این مربی که سال 2001 و بعد از سالها بازی و کاپیتانی در نیوکمپ از بارسا جدا شده بود تا در لیگ ایتالیا به کارش ادامه دهد، در بازگشت به بارسلونا ابتدا سرمربی تیم «ب» این باشگاه شد و وقتی دوره 5 ساله مربیگری فرانک رایکارد هلندی در تیم اصلی باشگاه پایان یافت، شجاعت لازم برای رویکرد به او نزد خوان لاپورتا، رئیس وقت بارسا مشاهده شد و ثمرات آن اقدام شهامتآمیز اینک فراروی همگان است.
با این حال گواردیولا اوایل فصل تازه و رودررو با چالشهایی جدید، ظاهرا تضمینی برای ابقای طولانیمدت در نیوکمپ به دست نداده و به رغم تمامی اصرار سران فعلی بارسلونا (به سرکردگی ساندرو روسل) فقط رضایت داده است که تا شروع تابستان آینده (2013) در این باشگاه بماند. او در یکی از مصاحبههای مشهور فصل گذشتهاش گفت: اقامت یک مربی در یک باشگاه فقط تا زمانی مفید است که دو طرف حرف تازهای برای یکدیگر داشته باشند و قبل از آن که از منظر یکدیگر کهنه و تکراری شوند، بهتر است قطع همکاری کنند و هر کدام به سمت و سویی تازه بروند. او بهرغم فتح سوپرجام اسپانیا در پی دو ال کلاسیکوی پرتنش و پرحاشیه تازه نیز درباره فصلی که اوایل آن به سر میبریم، فقط به مقداری کلیگویی پرداخته است.
وی میگوید: «بدیهی است که فصلی متفاوت را به لحاظ اتفاقات در پیش داشته باشیم و بسیاری از رویدادها و واکنشها متفاوت خواهد بود. با این حال آنچه نزد من ثابت مانده، عشق به فوتبال زیبا و تلاش برای ارائه بازیهایی هجومی به سبک و سیاق سابق است و از این نظر اوضاع مثل گذشته است.»
همان حریف آشنا
شکی نیست در فصلی که بارسلونا باید یکبار دیگر به سوی 3 جام موجود (لیگ و جام حذفی اسپانیا و جام قهرمانان باشگاههای اروپا) یورش ببرد، رئال مادرید باز هم حریف اصلی آبی و اناریها به شمار آید و کشمکشها و درگیریهای مشاهده شده در دو دیدار اخیر الکلاسیکو در سوپرجام اسپانیا مقدمه و طلیعهای بر کش و قوسهای احتمالی تازهای است که در طول فصل جدید در راه خواهد بود و مردان بارسا هم باید مهیای آن باشند.
آیا گواردیولا هم آماده است؟ او با 2 نوع چالش متفاوت در حال ستیز بوده و همین ستیزها ذهن او را مشغول کرده است. یکی این که در فصل جدید چگونه باشد تا از اوجگیری رئال مادرید که به اعتراف خود وی، بیش از هر زمانی به بارسلونا نزدیک شده است جلوگیری کند و دوم این که دریابد دوره حضور خود او در نیوکمپ کی پایان مییابد و آیا همین حالا هم بیش از پیش به آن نزدیک نشده است؟ در مورد اول شاید جای نگرانی عمیق وجود نداشته باشد، زیرا جادوی مسی و غوغای ژاوی و اینی یستا و آلوز پابرجاست و با این سرمایهها گواردیولا و تیمش در این فصل نیز از مدعیان اصلی و یک قهرمان محتمل خواهند بود. در مورد مساله دوم نیز کارلوس رکساش، کمک مربی سالهای طولانی بارسلونا مدعی است که گواردیولا با مطرح کردن جداییاش در حال بررسی واکنش شاگردانش و به نوعی قرار دادن آنان در یک حالت تعلیق و هشدار دائمی است تا همیشه گوش به زنگ و فداکار و پرکار باشند و بهترین نتایج را بگیرند.
رکساش که از 1991 تا 96 نیز به عنوان کمکمربی بارسلونا و دستیار کرویف هدایت و مربیگری گواردیولا را در دست داشت و او را در هیات کاپیتان وقت بارسا در خدمت خود میدید، در واپسین روزهای تابستان امسال میگوید: «این موضوع که گواردیولا صحبت از رفتن میکند را جدی نگیرید. خواسته حقیقی او این نیست. وی این را میگوید تا تیمش را در یک حالت هشدار و بیداری دائمی قرار دهد و بازیکنانش به خواب فرو نروند. او حس کنجکاوی در آنها ایجاد کرده و با این حرفها حرکت و پویایی تیمش را به سمت آیندهای که موفقیت در آن هم تضمین شده باشد، استمرار بخشیده است. او در عین حال میداند هر چه زمان بیشتر میگذرد، تیمش کوفتهتر و فرسودهتر و به تبع آن کمتاثیرتر میشود. ما در فوتبال بحث عصر و سیکل زمانی را هم داریم. تیمهایی بزرگ مثل بارسلونای فعلی معمولا چهار پنج سال در اوج میمانند و سیکل حکومتشان حداقل این مدت طول میکشد. بعدا همه خسته و زده میشوند. تداوم این سیکل و حفظ پیروزیها به همان شکل که در گذشته بود، تقریبا غیرممکن مینماید. خود او به عنوان یک بازیکن این امر را زیر نظر من و کرویف تجربه کرد. وقتی بارسا به پایان آن عصر رسید، فروکش کرد و نمیشد آن را سریعا به وضعیت سابقش بازگرداند. بازیکنان سیر و اشباع و خسته میشوند. انسانها یک حد مشخص ظرفیت دارند و نمیتوان از آنها خواست که مثلا 10 سال بیکم و کاست یک جور بازی کنند، این غیرممکن است. گواردیولا برای رهایی از چنین وضعیتی حرف از رفتن میزند، اما تا پایان سیکلی هم که گفتم، هنوز وقت زیادی مانده است.»
تا وقتی بارسا پیروز است
به اعتقاد سایر آگاهان نیز گواردیولا تا زمانی که تیمش قهرمان میشود و این حس عظیم پیروزی را دارد از نیوکمپ نخواهد رفت و در پایان فصل تازه نیز در صورتی که تیمش در یکی از دو میدان اصلی مورد نظر او ـ لیگ اسپانیا و جام قهرمانان اروپا ـ قهرمان شود، از بارسلونا جدا نخواهد شد.
این باوری است که رکساش هم دارد. او که به عنوان یک بازیکن هم 656 بار برای آبی و اناریها به میدان آمد و از این نظر فقط اندونی زوبیزاره تا دروازهبان پیشین بارسلونا بیش از او پیراهن تیم را بر تن کرده است، میگوید: «تا زمانی که بارسا پیروز باشد و آن جور بازی کند که گواردیولا میخواهد، وی از نزد ما نخواهد رفت. از این دیدگاه مهمترین مساله در مورد گواردیولا و ترسیم آینده او، مشکل بازی و نتایج حاصله تیم در یکی دو فصل پیش روست.»
گواردیولا در زمان بازیگریاش نیز با بارسا فاتح 6 دوره لیگ اسپانیا و یک دوره جام قهرمانان باشگاههای اروپا شد و اگر اوایل 2000 از نیوکمپ رفت، به خاطر داشتن همان حسی بود که رکساش از آن یاد میکند. این مربی آشنا که در زمان بازیگریاش یک هافبک ـ مهاجم تکنیکی و سریع بود، میافزاید: «او در آن زمان بدرستی حس کرد که 5 سال بعد از رفتن کرویف و همزمان با فزونی گرفتن مشکلات لوئیس فان خال، وقت رفتن رسیده است.
او شرایط موجود را حس و بر اساس آن اقدام کرد. رجحان و مزیتی که او اینک نسبت به آن دوره دارد، این است که با تجربهتر شده و آن سیکل و دوره را به خوبی و دقت میشناسد و آمد و رفت آن را حس میکند، زیرا قبلا مشابهش را به چشم دیده است. او پایان یک عصر را حس کرد و از آنجا که مربیان وقت بارسلونا اقدام به تغییر نسل در تیم نکرده بودند، چند سالی فاصله افتاد تا تیم کاتالونیایی دوباره و این بار در دوران فرانک رایکارد اوج گیرد. حالا که گواردیولا آن تجربه را شخصا دارد میکوشد با تزریق کردن نیروی جوانی و نفراتی تازه به ترکیب تیمش، خودش سردمدار مساله تغییر نسل در نیوکمپ باشد و اشتباهاتی را که از مربیان قبلی باشگاه در این زمینه دیده بود، حالا در مقام مربی وقت تیم تکرار نکند.»
گواردیولا برای تقویت بارسلونا در تابستان روبه پایان الکیس سانچز، مهاجم شیلیایی و سک فابرگاس، هافبک مشهور اسپانیایی را به ترکیب این تیم افزوده است، اما توان اصلی تیم را همچنان در مهرههای قبلی آن بجویید که با امثال مسی، ژاوی، اینی یستا، آلوز، ویا، ابیدال، پیکه، بوسکتس و پدرو گونزالز سر به سقف میساید و ماسکرانو و کیتا هم هستند تا یاور تیم باشند.
گواردیولا در دل یقین دارد که با همین بازیکنان هم امکان فتح پنج شش جام دیگر را در دو سه فصل پیشرو دارد و بعید است که وسوسه این کار او را رها و وی تا قبل از نیل به این مهم به باشگاهی دیگر کوچ کند. با این حال کاپیتان پیشین بارسا میخواهد صددرصد مطمئن شود که تیمش هنوز همان حس قهرمانی و شور سوزنده پیروزی را در وجودش دارد تا به ماندن و ادامه کار در نوکمپ خوشبینتر و مصممتر شود.
اگر دو بازی اخیر ال کلاسیکو در سوپر جام اسپانیا را مبنا بگذاریم او اطمینانهای لازم را در این خصوص دستکم برای فصل تازه گرفته است.
روزنامهMirror / مترجم: وصال روحانی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....