حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
بیدلیل نیست که پس از سالها هنوز پهله و مارادونا نامهایی بلندآوازهاند و برزیل و آرژانتین در آمریکای جنوبی از یادها نرفته و تاریخی زنده دارند. خیلی دور نرویم، در کشور خودمان تیمهای شاهین و در پی آن پرسپولیس به همین دلیل در اذهان، خاطرههای خوشی به جا گذاردهاند و استقلال از زمانی که نام «تاج» بر خود داشت و مربی نامداری اهل یوگسلاوی سابق را بالای سر خود میدید، به سبب بازیهای تهاجمی و فکورانهای که در میدان مسابقه ارائه میداد، رقیب پرسپولیس شد و جا در دل مردم پیدا کرد.
در اروپا بقای تیمهایی چون رئال مادرید بارسلونا و منچستریونایتد در اسپانیا و انگلیس و پایداری فوتبال پرتغال با 10 میلیون نفوس و یکصدهزار فوتبالیست در بین غولهای اروپایی یا یوگسلاوی سابق پیش از فروپاشی و هلند در دهه 70 به دلیل همین تدابیر تهاجمی مورد توجه قرار گرفتند و اگر دلایلی چون بضاعت مالی محدود و کمبود حامیان مالی سبب شد این دو کشور در حفظ بازیکنان و ستارههای خود ناتوان باشند و از کوران رقابت با اسپانیا، پرتغال و انگلیس بازمانند و نزول فوتبال در ایتالیا، با تیمهای پرسابقه، پرتجربه و ثروتمندی چون اینترمیلان، آ.ث میلان، یوونتوس، رم و... را باید دست برنداشتن از همان رسم کهنه و تعصب نشان دادن در بازیهای سنتی دانست که تلاش مربیان بزرگ این کشور و گردانندگان و مجریان برنامههای فوتبال در این دیار باستانی را بیفایده و خنثی نگهداشته است.
تک و پاتک
غرض از این مقدمه علاوه بر تمایل شدید تماشاگرانی که به خود زحمت میدهند تا از نزدیک شاهد پیروزی تیم دلخواه خود باشند، بازی زیبا و صحنههای دلانگیز و تک و پاتکهای تاکتیکی و استراتژیکی 2 تیم است که مربیان آن را فرماندهی میکنند. اینگونه فوتبال است که سکوها را گرم و تماشاگران را سرگرم میکند تا هیجانی که از درون میدان مسابقه و جلو دروازهها به سکوها منتقل میشود، تماشاگران را به هیجانی مطبوع وادارد و آنها را از لذت سیراب کند، شاید به همین دلیل باشد که سرمربی پرتغالی تیم ملی فوتبال ایران، پس از گذشته 5 هفته از برگزاری لیگ برتر فوتبال ایران، لب به اعتراض گشوده و به طرفداری و جانبداری از تماشاگران ایرانی میگوید: این اقبال که تماشاگران بسیاری را به تماشا میکشاند و در مقایسه با بسیاری کشورها افزونتر نشان میدهد، پتانسیل بالایی دارد که توجه مرا جلب کرده است. کجای دنیا برای یک بازی بین تیم صدر و قعر جدول 70 هزار نفر به ورزشگاه میروند؟ اما این اتفاق در بازی استقلال و فجرسپاسی رخ داد، البته حساب رئال مادرید، بارسلونا و منچستریونایتد را از سایرین جدا میکنم تا دروغ نگفته باشم و باید کاری کرد تا مسابقات لیگ فوتبال ایران کیفیتی به مراتب بهتر داشته باشد تا این تماشاگران را از دست ندهد.
نسخه کرش
کرش که حدود 4 ماه است در ایران به سر میبرد و از سر وظیفه یا کنجکاوی از همه زوایا به فوتبال ما پرداخته است، برای خروج فوتبال ایران از بحرانی که سالهاست در آن غرق مانده و بارها فوتبال ملی ما را از بازیهای المپیک و جام جهانی دور نگهداشته وحتی در رقابتهای آسیایی نصیبی نبرده است یک نسخه عریض و طویل نوشته و تقدیم فدراسیون فوتبال کرده است. در این نسخه به 11 مورد که علایم بیماری کنونی است، اشاره دارد و از بین آنها به 2 مورد که قابل توجه است اشاره میکنیم که سالهاست از سوی کارشناسان تکرار شده و نگارنده، خود به دفعات برآن اصرار ورزیده و خواهان چاره شده است.
سرمربی پرتغالی تیم ملی ایران که زمانی رهبری تیم رئال مادرید را هم در اختیار داشته و در راه صعود ایران به جامجهانی 2014 برزیل و قهرمانی آسیا، اخلاقا تعهداتی سپرده است، نه به صراحت کامل اما نه در ابهام و پردهپوشی اشاره دارد که بازیهای لیگ برتر فوتبال ایران در هفتههای آغازین فصل، زیبا و مقبول و در حد اندازهای نیست که تماشاگران انبوه و علاقهمند را خشنود و راضی کند و بلافاصله میپردازد به کمبود توجه به استعدادها، سرمایههای پایه و غفلت از آموزشهای کلاسیک که تا سطح باشگاهها مسابقههای لیگ و تیم ملی هم این ضعف ادامه دارد. کرش مصرانه میخواهد همه دستاندرکاران از فدراسیون فوتبال، مربیان و تماشاگران و رسانهها، دست به دست یکدیگر بدهند تا تیم ملی در راه صعود به جام جهانی و بازگشت به اقتدار آسیایی کم نیاورد چراکه در غیر این صورت 15 ـ 10 سال دیگر طول میکشد تا دوباره به شرایط موجود برسیم. وی که مصرانه از فدراسیون فوتبال خواسته به 11 ایراد نسخهای که برای فوتبال ما پیچیده است به طور جدی توجه نشان دهد، وظیفه خود دانسته با تشکیل جلساتی، هماندیشی با مربیان ایرانی را در دستور کار قرار دهد؛ کاری که به هر دلیل و بهانهای در گذشته، هیچ گاه از مرحله حرف به عمل نینجامیده و از این بابت فوتبال ملی ما با حاشیههای بسیاری روبهرو شده و زیان دیده است.
عرضه و تقاضا
متاسفانه در سالهای اخیر و بویژه در دوران پس از انقلاب، نگاه باشگاههای ما به سازندگی و پرداختن به تیمهای پایه، با بیاعتنایی روبهرو شده و فوتبال پرخرج و ظاهرا حرفهای موجود، اجازه نداده است بخشی از هزینههای میلیاردی و ولخرجیگونه باشگاهها، برای آموزش و کلاسهای پایهای صرف شود و بر چنین سیاقی، بجز شکوفایی تعداد معدودی استعدادهای خودرو که مثل گلهای وحشی و گاه کمدوام در فوتبال ما میدرخشند، عرضه و تقاضا در فوتبال ما چنان است که با سیر صعودی و مخربی در ثبت و امضای قراردادها پدید آمده و تعداد کمی بازیکن سرشناس بین باشگاهها دست به دست شوند و هر ساله پیراهن جدیدی را بپوشند. در حالی که بر سر تکنیک و تاکتیک فردی و تیمی که ارائه میدهند، بسی حرف و حدیث است.
نکته: کرش مصرانه میخواهد همه دستاندرکاران از فدراسیون فوتبال، مربیان تماشاگران و رسانه ها ، دست به دست یکدیگر بدهند تا تیم ملی در راه صعود به جام جهانی و بازگشت به اقتدار آسیایی کم نیاورد
با یادآوری این که در فوتبال ایران، پیش از انقلاب اسلامی، باشگاههایی چون بانک ملی، هما، راهآهن، تهران جوان و آرارات در تهران، ملوان انزلی، آب و برق اهواز، جم و کارگر آبادان، ابومسلم مشهد، برق شیراز، ذوبآهن و سپاهان در اصفهان و ماشینسازی و تراکتورسازی در تبریز، همه توجه به سازندگی داشتند و خودکفا بودند، حتی شاهین، تاج و پاس و دارایی و اغلب تیمهای بزرگ و مدعی، نگاهی جدی به دستپروردههای خود داشتند و اصولا چنان خودکفا بودند که در ترکیب تیمهای خود کمتر از بازیکنان دیگر تیمها استفاده میکردند که خود، رمزی پنهان و دلیلی بزرگ بر فوتبال پرجاذبه آن زمان بود. بیتوجهی به سازندگی گذشته و بیاعتنایی به کیفیت کلاسهای فوتبال امروزی که بیشتر اختصاص به فصل تابستان دارد و بهانهای برای درآمد صاحبان کلاسها و سرگرم نمودن نوجوانان است، طبیعی مینماید. اگر فوتبال ما با آن همه خرجی که برایش میشود و شکل منظمتری که دارد و ظاهر حرفهای که پیدا کرده است چنان دچار فقر کیفی و کمبود بازیکن قابل قبول و به قدرت تیمهای استوار و مطمئنی باشد که برای انتخاب 30 بازیکن ملی، ناچار به انتخاب بازیکنان باتجربه ولی مسن یا بازیکنان جوان و بسیار کمتجربه شویم.
برنامههای ناتمام
کرش که در این اوضاع و احوال انگشت روی این دو کمبود گذاشته برای پرداختن به فوتبال پایه، برنامههایی را به فدراسیون فوتبال ایران پیشنهاد کرده، اما بهتر است آگاه باشد که علاوه بر سازندگی در سالهای دور در آستانه قدم نهادن در راه فوتبال حرفهای، حدود 8 سال پیش فدراسیون وقت، گامهایی در این راه برداشت و زیربنای همه جانبهای برای رفع این کمبود ساخت.
1ـ ایجاد کلاسهای متعدد برای تعلیم مربیان جدید با دانش روز فوتبال برای سپردن این کلاسها به آنان.
2ـ اجازه گشایش کلاسهای فوتبال توسط افراد صالح و جلوگیری از گشودن دکانها!
3ـ گفتوگو با بعضی باشگاههای نامدار اروپایی، مانند اینترمیلان، که موجب تاسیس کلاسهایی در چند منطقه ایران؛ اهواز، تهران، اصفهان و... شد که یکی دو سالی هم با نام اینترکامپولی و به هزینه باشگاه اینترمیلان اداره شد.
4ـ پیشنهاد مسابقاتی در سطح نوجوانان به کنفدراسیون فوتبال آسیا که به مرحله اجرا هم رسید.
این برنامه که به قصد محکمسازی اصولی و اقتدار بخشیدن و بازگشت فوتبال ایران به دوره طلایی و سروری در آسیا طراحی شده بود، با آنکه مثل روز روشن بود چه آینده شیرینی دارد متاسفانه پیگیری نشد و نشکفته خشکید، حال باید دید مردی که از پرتغال برخاسته و مدعی است، فوتبال پرتغال با جمعیت 10 میلیونیاش و با 100 هزار فوتبالیستی که دارد مکانی در بین 10 کشور برتر جهان دارد، چه دم جادویی دارد که بتواند در بازیگردانان ورزش و فوتبال ایران موثر افتد و کاری کارستان انجام دهد و نهالی ماندگار برای این ورزش پرطرفدار ایران بکارد.
حیف است که در پایان یکی از بازیهای انجام شده در پنجمین روز جام یازدهم از لیگ برتر (خلیج فارس) را به تجزیه و تحلیلی نپردازیم و اشارهای به آنچه کرش توجه کرده، نداشته باشیم.
در این بررسی به مسابقه خانگی پرسپولیس و تیم نفت آبادان پرداختهایم که نزدیک به 75 هزار تماشاگر داشت و تیم میزبان با انگیزههای بسیار و در جنگی بین مرگ و زندگی همه داشتههایش را به معرض نمایش گذاشت و از قضا بازی را با نتیجه 1-3 برد و ظاهرا هواداران و تماشاگرانش را شادمان و امیدوار به خانه فرستاد.
در این بازی که به دلایل زیاد چنگی به دل نمیزد، تیم آبادانی تا لحظهای که غافلگیر یک ضربه ایستگاهی، توسط کاظمیان شد (26) به مراتب بهتر از پرسپولیس بود. در این روز که کاظمیان در غیبت علی کریمی و اولادی، ستاره میدان بود، هر 3 گل تیمش را زد و روی هر 3 گل طراح و برنامهریز بوده، اما پرسپولیس به طور گروهی اشتباهات زیادی داشت، نه در پاسکاری موفق بود، نه تاکتیک و استراتژی مشخصی ارائه کرد و نه تیم مقتدر و برتر میدان بود که هواخواهان واقعیاش را دلگرم کند، اما یک ضربه ایستگاهی که از فاصله 25 متری و از کنار دیوار دفاعی گذشت و دور از دسترس دروازهبان نفت به تور نشست کافی بود تا طلسم ناکامیهای پرسپولیس در این فصل بشکند. با این حال نفتیها خود را نباختند و باز هم میداندار شدند، اما اینبار کمی بیپرواتر بودند و تدبیری برای مهار کاظمیان که پس از مرگ برادرش چند سالی بود که از چشم افتاده و در سایه دیگران به سر میبرد، نداشتند. این مهاجم بیمهار که با یک فرار عالی و یک حرکت 1-2، دو گل دیگر از دو زاویه مختلف به ثمر رسانید، یک تنه سبب شد استیلی و پرسپولیس از در جهنم خشم تماشاگران قرمز برگردند.
درست است که هر 3 گل کاظمیان دیدنی بودند، اما درخشش یک تنه این بازیکن در روزی که هیچکدام از یارانش خوب ظاهر نشدند و از بخت بد هیچ یک از فرصتهای تیم نفت، به جز یکبار به نتیجه نرسید، همان معنی را میدهد که سرمربی تیم ملی به آن «معجزه» لقب داده است. وی اعتقاد دارد: معجزه ممکن است اتفاق بیفتد، اما این تفکر در فوتبال ایران وجود دارد که همواره به دنبال معجزه هستیم. شاید فردا، شاید هیچگاه!
تفکر کرش
کرش به این واقعیت پایبند است و میگوید: «درسی که از فوتبال گرفتهام این است؛ زمانی که زیبا و باکیفیت فوتبال بازی میکنی بهتر نتیجه را خواهی گرفت.»
پرویز زاهدی / جامجم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....