حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
با وجود ماهها بحران و حمله نیروهای ناتو و مخالفان بالاخره طرابلس سقوط کرد. به نظر شما علل اصلی سقوط پایتخت لیبی در چه عواملی نهفته بود؟
مهمترین دلیل سقوط طرابلس در واقع عملیات مردمی بود. مردم از حدود 6 ماه قبل حرکتی را آغاز کرده بودند و بتدریج به پایتخت رسیدند. البته در طول این 6 ماه چون مردم اسلحه نداشته و مسلح نبودند ضربات مختلفی متحمل شدند، اما در کنار آن آموزشهایی نیز دیدند و تقریبا منظم شدند و زمانی که مردم وارد پایتخت شدند در امور نظامی دیگر خبره شده بودند.
البته باید گفت که مردم قبل از حضور ناتو هم وارد فاز نظامی شده بودند و هر چند در ابتدای مبارزه، چندان آشنایی با اسلحهها نداشته و ضرباتی نیز خوردند، اما در زمان ورود به طرابلس شهر را از سه طرف محاصره کرده و از راه دریا هم نیروهایی از مردم حضور داشتند. در داخل شهر طرابلس هم مخالفان از راه ابزارهایی همانند فیسبوک و توییتر با مردم ارتباط داشتند. گذشته از این در شهر یک و نیم میلیونی طرابلس مخالفان ساکت قذافی هم همزمان با حمله مردم از بیرون همکاری کرده و دو نیرو با هم جمع شده و تلفیقی بین قدرت نرم (در داخل شهر) و قدرت سخت (از بیرون شهر) وارد شده و طرابلس را به دست گرفتند.
یعنی ناتو در تصرف طرابلس نقشی نداشت؟
برخی از رسانهها و تحلیلگران خارجی نقش کمک رسانی ناتو را در سقوط طرابلس پررنگ میکنند و حتی برخی دیگر نیز تسلیحات در اختیار گذاشته شده به مخالفان قذافی را پررنگ میکنند؛ اما واقعیت این است که جدا از حضور ناتو اسلحهخانههایی که در بنغازی بود در اختیار مردم قرار گرفت و برخی از ارتشیها هم با پیوستن به مردم به تسلیح آنان کمک کردند.
بر این اساس ناتو به هیچ وجه در سقوط طرابلس کمکی نکرد و ناتو عملیاتش اجرای قطعنامه 1973 بود. دراین قطعنامه هم پرواز ممنوع بود و کشتار ممنوع نبود. در این میان ناتو در اجرای پرواز ممنوع سعی کرد اصلی ترین تاسیسات نظامی ـ که مربوط به حمله به خارج از مرزهای لیبی وشامل هواپیماها، فرودگاهها، موشکها و... بود و میتوانست علیه اسرائیل و غرب به کار رود بود ـ را نابود کند، اما از بین بردن تسلیحات سنگین در سقوط یک نظام نقشی ندارد، یعنی بر عکس نظر برخی رسانههای خارجی ناتو در عرصه سیاسی نقش داشت و با ایجاد گروه تماس و زیر سوال بردن مشروعیت قذافی چراغ سبزهایی به مخالفان و مردم داد؛ اما مسلما در سرنگونی قذافی به طور مستقیم فقط نیروهای مردمی موثر بودند و ناتو هرگز در سرنگونی قذافی نقشی نداشت.
اخیرا سخنگوی قذافی ادعا کرده است بزودی با حضور نیروهای کمکی در طرابلس، آنها لیبی را به جهنمی برای انقلابیون تبدیل خواهند کرد. علاوه بر این نیز هواداران قذافی سقوط طرابلس را عقب نشینی تاکتیکی میدانند. در این میان آیا ممکن است جنگ چریکی هواداران قذافی با دولت جدید ادامه یابد؟
احتمال اینکه هواداران قذافی برای مردم و انقلابیون مشکلاتی را به وجود آورند قابل توجه است. این مشکلات میتواند از خارج از مرزها صورت گیرد. چرا که لیبی مدتها این فشارها را علیه کشوری همچون چاد ـ در این کشور لیبی گاهی به حسن هابره کمک میکرد و گاهی به مخالف وی آبره ـ به کار برده است.
بر این اساس اکنون قذافی میتواند از طریق بیرون از مرزها و همچنین مزدورانی که از کشورهای آفریقایی در اختیار میگیرد مشکلاتی را برای مردم لیبی ایجاد کند؛ اما باید گفت برای اینکه وی بتواند روند تحولات را تغییر دهد چون اکثریت مردم با انقلاب هستند باید با همه مردم بجنگد. زیرا حتی کسانی همچون جلود از هواداران اصلی قذافی نیز به انقلابیون پیوسته است و عملا قذافی دیگر کسی را در اختیار ندارد. بر این اساس قذافی به مثابه یک باند سرقت میماند که در گوشهای از کشور عمل میکند و چون مشروعیتی نیز ندارد و حکم دستگیری بینالمللی وی نیز صادر شده است همه لوازم برای سرکوب وی وجود دارد.
دمیتری مدودیف رئیسجمهور روسیه برای برقراری روابط با حکومت انقلابی لیبی شرط تعیین کرده و گفته است مسکو در صورتی با معترضان لیبی روابط برقرار میکند که آنها توانایی خود را برای یکپارچگی و وحدت کشور به اثبات برسانند. در این میان نگاه کنونی مسکو به لیبی و شورای انتقالی لیبی چگونه است؟
قنادباشی: ناتو در لیبی به دلیل ترس و نگرانی از حضورش و حساسیتهایی که برانگیخته میشود از راه زمینی وارد نشد. زیرا مردم میدانند اروپا و غرب به خاطر دوستی وارد صحنه نشدهاند و معتقدند ورود غرب به صحنه کاسبکارانه است
احمد داوود اوغلو وزیر خارجه ترکیه به عنوان رئیس گروه تماس لیبی در سفر اخیر خود به بنغازی 200 میلیون دلار کمک نقدی در اختیار شورای ملی انتقالی لیبی قرار داد. در این میان این کشور در جستجوی چه نقش و اهدافی در لیبی است؟
اهداف کوتاهمدت و متعارف ترکیه مربوط به نفت و گاز لیبی است. ترکها با اینکه از ایران گاز وارد میکنند علاقهمندند از نفت و گاز لیبی هم استفاده کنند و همچنین از بازارهای لیبی نیز بهره ببرند.
قبلا هم در صحنه توسعه صنعت نفت و گاز استفاده بردهاند و اکنون نیز که لیبی نیازمندی بیشتری به بازسازی دارد اوضاع برای ترکیه مساعدتر شده است. کشور ما نیز میتواند در این بخش فعال شود. گذشته از این باید در نظر داشت که در گذشته لیبی همچون20 کشور خاورمیانه ـ که بخشی از عثمانی بوده ـ بخشی از این امپراتوری بوده است. اکنون ترکها هم از نظر تاریخی خود را صاحب نفوذ در این کشورها میدانند.
در این میان برخی از کشورها ناخشنود از عملکرد ترکیه در آنها هستند. علاوه بر این نیز چون ناتو در صحنه سیاسی لیبی حضور دارد و ترکیه هم عضو آن است. (چون ترکیهایها مسلمان هستند) به نوعی شاخه اقتصادی سیاسی ناتو در لیبی به حساب میآید. هر چند مردم لیبی نمیتوانند از این کنش و نقش ترکیه نیز خشنود باشند زیرا ترکیه با ناتو همکاری میکند.
ساختار شورای ملی انتقالی لیبی از چه طیفهایی است و با توجه به قول برگزاری انتخابات چه آیندهای در پیش رو دارد؟
ساختار شورای ملی انتقالی بدین گونه است که مربوط به همین دوره باید باشد؛ ایدئولوژیک نیست و همه طیفها هم در این شورا حضور دارند، گذشته از این یک شورای انتقالی است؛ رئیس آن وزیر دادگستری قذافی بوده و درون آن هم شورایی به نام تجمع ملی و گروه اسلامی وجود دارد. با این ترکیب شورا طبیعتا میتواند ـ مانند همه انقلابهای گذشته ـ در برگزاری انتخابات موفق باشد، انتخابات را برگزار کرده و قانون اساسی بنویسد. بر این اساس پارلمان مشخص میشود و این که چه تعداد نماینده باید داشته باشد، سیستم و ساختارها، از ریاست جمهوری گرفته تا پارلمان، باید مشخص شوند.
بیشک ترکیب فعلی با توجه به تغییراتی که در درون لیبی انجام گرفته است تغییر خواهد یافت. مثلا گروه القذافی ـ که قبیلهای طرفدار قذافی بوده و قذافی هم از میان آنان برخاسته ـ بخشی از کشور هستند و طبیعتا باید نمایندگانی در ترکیب شورا داشته باشند. از نظر شهری و منطقهای هم اگر شهرهایی ـ مثلا در مقایسه با بنغازی و مصراته ـ نماینده کمتری در شورا داشته باشند مشکل ایجاد میکند.
انتخابات در لیبی بسیار سخت است و حتی وزیر کشور به معنای دیگر کشورها در آن وجود نداشته است، مردم هم با رای آشنایی ندارند، تحزب به معنای واقعی و غیر واقعی وجود خارجی نداشته است. در این میان مردم تا رسیدن به انتخابات متعارف فاصله بسیاری دارند؛ اما امری که کمک کننده است جمعیت کم6/5 میلیونی لیبی است. آنچه مشخص است شورای ملی انتقالی باید کار را از صفر شروع کرده و کشور را آماده کند.
آینده نقش ناتو در لیبی با توجه به قدرتگیری مخالفان در این کشور چیست؟
ناتو در لیبی به دلیل ترس و نگرانی از حضورش و حساسیتهایی که برانگیخته میشود از راه زمینی وارد نشد. زیرا مردم میدانند اروپا و غرب به خاطر دوستی وارد صحنه نشدهاند و معتقدند که ورود غرب به صحنه کاسبکارانه است. علاوه بر این ناتو سعی کرده است برخی از مهرههای داخلی لیبی را بخرد، با تخریب زیر ساختها مردم را نیازمند تکنولوژی خود کند و اکنون نیز ناتو اعلام میکند که تصمیمات داخلی در لیبی باید در خارج از این کشور گرفته شود مردم نیز این امر را نمیپسندند. مردمی که حتی قذافی را نیز مهره غرب میدانستند.
بر این اساس اظهارات مقامات شورای ملی انتقالی با این مضمون که «بعد از رفتن قذافی ناتو در لیبی جایگاهی نخواهد داشت» به این معناست که شورای ملی انتقالی میخواهد مردم را راضی نگهدارد و بر این نظر است که ممکن است مردم به خاطر بدبین بودن به رابطه شورای انتقالی لیبی و ناتو علیه شورای انتقالی لیبی به مبارزه برخیزند. لذا شورا شعار مردم را تکرار و اعلام میکند ناتو نباید بعد از قذافی در صحنه لیبی حضور داشته باشد.
علی رمضانی / جامجم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....