هاف و همکارانش برای ثبت امواج مغزی، 18 نفر از داوطلبان را به هدست EEG (موجنگار مغز) مجهز کردند. این شیوه یک روش مرسوم برای اندازهگیری فعالیتهای مغزی است. سپس از آنها خواستند که در شبیهساز اتومبیل نشسته، با سرعت 100 کیلومتر در ساعت و با فاصله کم، ماشین جلویی را تعقیب کنند.
الگوهای فعالیت مغزی افراد هنگامی که به طور ناگهانی مجبور به استفاده از ترمز میشدند توسط موجنگار مغز ثبت شده و 3 الگوی مجزا و مشخص به دست آمد. این الگوها محققان را قادر کرد که قبل از هر حرکتی توسط راننده از قصد و نیت او برای ترمز گرفتن آگاه شوند. حسگرهای نصب شده روی پای راننده به منظور نظارت بر میزان کشش و فشار عضلات، روش دیگری جهت آگاهی از قصد راننده برای ترمز گرفتن بود. نتایج نشان داد که این سیستم 130هزارم ثانیه سریعتر از اقدام فیزیکی راننده و فشردن پدال، سیستم ترمز را فعال میکند. این زمان کم برای اتومبیل کوچکی که با سرعت 100کیلومتر در ساعت در حال حرکت است، کفایت میکند تا از وقوع تصادف جلوگیری شود. یکی از تحسینبرانگیزترین بخشهای این مطالعه، سرعتهای مختلف راندن اتومبیل بود که نرمافزار شبیهسازی در اختیار آزمایشکنندگان قرار میداد. البته نباید از نظر دور داشت که این آزمایش در محیط شبیهسازی شده انجام گرفته و در چنین محیطی همه چیز برای اقدام بموقع کاملا مهیاست، اما در حالت واقعی چنین شرایطی بندرت اتفاق میافتد. این سیستم زمانی که راننده دچار حواسپرتی باشد بدرستی عمل نمیکند. این ایده همچنان نیازمند مطالعات و آزمایشهای بیشتری است.
منبع: Journal of Neural Engineering
مترجم: آتنا حسن آبادی / جامجم