این اعیاد غالبا گرامیداشت یک واقعه تاریخی یا یک مفهوم اساطیری هستند.
در لغتنامه معین عید به معنایی سوم (بعد از جشن و روز جشن) نیز دانسته شده: «آنچه در نتیجه اعمال قلب تجلی میکند». به نظر میرسد عید در این معنای سوم، نه صرفا مربوط به یک اسطوره ملی یا واقعه تاریخی ـ مذهبی، بلکه در نسبت با یک امر درونی و باطنی است. این معنای سوم، ما شیعیان را به یاد تعریف امیرالمومنین علی علیهالسلام از عید میاندازد که هر روز را که در آن انسان گناهی مرتکب نشود، عید دانستهاند.
تعریف امیرالمومنین از عید و همچنین معنای سوم نقل شده از لغتنامه معین، تفاوتی اساسی با دو معنای نخستین (جشن و روز جشن) دارد.
عید به معنای جشن یا روز جشن، همچون عید ملی نوروز برای همه افرادی که به یک قومیت خاص تعلق دارند، به شکل علیالسویه گرامی است و اعیاد مبارک مذهبیای چون مبعث نیز برای همه مسلمانان به نحو علیالسویه گرامی و عزیز است. اما داستان عید فطر متفاوت با اعیاد دیگر است و به نظر میرسد، فطر را صرفا و بویژه به معنای سوم مذکور از عید، میتوان عید دانست؛ چرا که نسبت همه انسانها و حتی نسبت همه مسلمین با روز عید فطر، برابر و علیالسویه نیست. روز عید فطر نه همچون اعیادی مثل مبعث و قربان، سالگرد واقعهای تاریخی است و نه همچون عید نوروز گرامیداشت باور و مفهومی اسطورهای.
بلکه عید فطر به زمان حال و به تکتک افراد، نسبت به بهرهای که هر فرد از ماه رحمت و برکت رمضان برده است تعلق دارد و به همین نسبت برای او معنادار خواهد بود.
آنکه یک ماه روزه داشته و موفق به مهار نفس برای رضای خدا در ترک محرمات مبطل روزه بوده، روز اول شوال را برای این توفیق عید میداند، آنکه علاوه بر روزهداری، موفق به کسب معرفت و معنویت در ماه رمضان و ایجاد تحولی اساسی در نفس خود شده، روز اول شوال را به معنایی والاتر عید میداند.
پس عید فطر، به حقیقیترین مفهوم، عید است؛ چرا که در صورت تحقق در هر فرد، شعفی درونی و حقیقی در اوست که به علت قرب به منشا متعالی هستی ایجاد شده است.
حسین برید
جامجم