حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
نتانیاهو فکر میکرد از این انقلابها در امان خواهد ماند و مردم اسرائیل هرگز میز ریاستش را بر سرش نخواهند کوبید و در همین خصوص، پس از برکناری رفیق قدیمیاش حسنی مبارک، در جریان یکی از جلسات هیاتدولت عبری عنوان کرده بود که اسرائیل تنها کشور دموکراتیک در منطقه خاورمیانه است، زیرا مردم با رضایت خود، وی را به عنوان نخستوزیری انتخاب کردهاند، اما دیگر رژیمهای منطقه، نظامهای دیکتاتوری و سرکوبگر هستند که با مشت آهنین و به زور سلاح بر ملت خود حکومت میکنند. آنها هرگونه اصلاحطلبی و آزادیخواهی در کشورهای خود را با توسل به قدرت نظامی سرکوب میکنند و به منافع و امور ملت خود توجهی ندارند و آنها را در حکومت و روند تصمیمگیریهای کشور دخالت نمیدهند و همه تلاششان حفظ رژیمهای حاکمه و حضور طولانیمدت در راس هرم قدرت است.
نتانیاهو در کل، شیفته قدرت و پست و منصب است و حتی همسر وی، ساره نتانیاهو نیز چنین ویژگیهایی دارد و بشدت نسبت به از دست دادن قدرت پس از سومین دوره نخستوزیری در رژیم صهیونیستی نگران است. وی ترکیب تیم کابینه خود را از مهرههای رنگارنگ احزاب مذهبی افراطی انتخاب کرد و پیوند محکمی میان خود و آویگدور لیبرمن و حزب افراطی وی «اسرائیل خانه ما» ایجاد کرد. شاید بتوان گفت نتانیاهو به دنبالهروی لیبرمن و حمایت از سیاست خارجی وی که باعث قطع رابطه با بسیاری از همپیمانان و دوستان رژیم صهیونیستی گشت، راضی شد و به اجرای برنامههای وزیر خارجه خود در عرصه داخلی تن داد. همین مساله بسیاری از برنامههای وی را با بن بست مواجه کرد. نتانیاهو به عنوان مرشد راه مرید خود را در تعامل با روند سازش در پیش گرفت و همین مساله باعث مسدود شدن کانالهای ارتباطی با تشکیلات خودگردان فلسطین و شکست تمامی تلاشها برای ازسرگیری مذاکرات و میانجیگری طرفهای بین المللی میان طرفین گردید. نتانیاهو بحران داخلی این رژیم را هم ساده گرفت و فکر کرد تظاهراتی عادی است که بزودی فروکش میکند و تظاهرکنندگان هیچ برنامه و نقشهای برای تداوم اعتراضات خود و تشکیل گروههای صهیونیستی در پایگاه ارتباط جمعی فیسبوک و راهاندازی تظاهراتهای روزمره ندارند.
اما ساکنان سرزمینهای اشغالی با الگو گرفتن از ملتهای انقلابی عربی که با تجمع و تحصن در میادین و خیابانها اعتراض خود را نسبت به رژیمهای حاکمه کشورهایشان نشان دادند، به خیابانهای شهرها و شهرکهای مختلف فلسطین اشغالی آمده و با سر دادن شعارهای سیاسی و اجتماعی، خواستار برکناری دولت بنیامین نتانیاهو یا پذیرش خواستههایشان شدند. در حال حاضر دولت عبری با مسائل متعددی مواجه است که توان حل تمامی این مسائل و مشکلات را ندارد و هنوز نتوانسته است برنامههای تبلیغاتی خود را که با تکیه بر آنها به مسند قدرت تکیهزده است، محقق سازد. در این میان، ناکامی دولت نتانیاهو در حل مساله گلعاد شالیت، نظامی صهیونیستی اسیر گروههای مقاومت فلسطین در باریکه غزه و آزادی وی یا حتی اطلاع از وضعیت و سرنوشت وی بیش از هر مساله دیگری به چشم میآید.
نتانیاهو که علاقه زیادی به پست و منصب و قدرت دارد دست به دامن شیطان شده است تا کرسی نخستوزیری خود را حفظ کند و کابوس به زیر کشیده شدن از اریکه قدرت را از خود دور نماید. اما وی بر خلاف آنچه خود ادعا میکند دارای ویژگیهای دموکراتیک نیست که اگر چنین بود در مقابل فشارهای مردمی تسلیم شده و از سمتش کنارهگیری میکرد یا اجازه میداد مردم سرنوشت دیگری را به همان شیوه دموکراتیک برای خود رقم بزنند، اما واقعیت این است که وی بر خلاف ادعاهایش، چندان شخصیت دموکراتیکی نیست، بلکه به هر راه و شیوه ممکن سعی در تحقق هدف خود مبنی بر بقا در مسند نخستوزیری و عرصه قدرت دارد.
نتانیاهو ماهیت اسرائیل و یهودیان را بخوبی میشناسد و میداند آنها هنگام احساس ترس و خطر با هم متحد میشوند و زمانی که کوس جنگ به صدا درآید و احساس ترس و ناامنی ایجاد شود، به دنبال چتری حمایتی و رهبری ناجی برای خود خواهند گشت تا آنها را از مرگ و آوارگی و سرگردانی و بلاتکلیفی نجات دهد. حال، وی از طریق همین پست و منصبش، کلیدهای ترس و نگرانی را در دست دارد و میتواند آتش سوزانی را شعلهور سازد که مردم معترض را مجبور به سکوت و غیب شدن از خیابانها و فراموش کردن خواستههای خود از جمله برکناری وی از سمت نخستوزیری کنند.
از همین رو، احتمال وقوع جنگ تابستانی با یکی از طرفهای مخالف که آرزوی شکست و نابودی رژیم صهیونیستی را در سر میپرورانند و با موشکهای خود موجودیت و امنیت این رژیم را تهدید میکنند، زیاد است. جنگی که هماکنون نشانههایی از آغاز مجدد آن علیه باریکه غزه به چشم میخورد. این رمز آرامش دولت نتانیاهوست و وی راهی جز حمله به مخالفان خود و ایجاد تنش میان رژیم صهیونیستی و طرفهای مذکور و تحریک آنها به آغاز موشکباران شهرها و شهرکهای صهیونیستی ندارد تا از این راه بتواند مخالفان داخلی خود را به چالش بکشد و آنها با فراموش کردن شعارهای خود در زمینه برکناری نتانیاهو، به فکر حفظ وی و پناه گرفتن در زیر چتر حمایتی او باشند و به جای حضور در میادین و خیابانها برای حفظ جان خود روانه پناهگاهها شوند. در غیر این صورت، نتانیاهو در نهایت مجبور خواهد شد جام زهر کنارهگیری از قدرت را سر بکشد.
جنگ جدید شاید بتواند اهداف و مقاصد نتانیاهو و دولتش را تحقق ببخشد و وی را از سرنوشت شوم نجات بخشیده و خیابانها و میادین شهرها و شهرکهای صهیونیستی را از حضور معترضان پاک کند و شاید هم به وی فرصت اصلاحات و تغییر و تحولات در ائتلاف دولتی دهد و از زیر یوغ سرسپردگی و دنبالهروی آویگدور لیبرمن و حزب افراطی وی را نجات داده و وی را در راه تشکیل ائتلاف جدید با اکثریت پارلمانی بیشتر یاری کند. این جنگ همچنین میتواند اوضاع اقتصادی رژیم صهیونیستی را بهبود بخشیده و به رکود و بیکاری و کاهش قدرت خرید مردم پایان دهد و از سوی دیگر، معادلات طرف فلسطینی را به هم ریخته و تلاشهای صورت گرفته در راستای آشتی ملی را به شکست کشاند و مهمتر از همه اینها، تلاشهای طرفهای عربی و فلسطینی برای مراجعه به سازمان ملل متحد در ماه سپتامبر آینده و درخواست به رسمیت شناخته شدن کشور فلسطین را خنثی کند. اما در این میان، سوال این است که آیا مقاومت فلسطین و لبنان به آرزوهای و آرمانهای نتانیاهو جامهعمل خواهند پوشاند و با موشکباران شهرها و شهرکهای صهیونیستی، صهیونیستها را در سنگر دفاع از نتانیاهو و درخواست بقای وی در قدرت جمع خواهند کرد. نتانیاهو و ایهود باراک، وزیر جنگ دولت عبری و ارتش این رژیم سعی در تحریک گروههای مقاومت فلسطین و کشاندن آنها به میدان معرکهای را دارند که چندان اثری از برابری و توازن قدرت در آن وجود ندارد، اما آیا نتانیاهو خواهد توانست مقاومت فلسطین و لبنان را به ایجاد تنش وادار کند و در نتیجه خود و دولتش را از سونامی خشم مردمی نجات دهد.
مرکز اطلاعرسانی فلسطین / مترجم: یوسف رضازاده
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....