در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
امروز جوانها طوری با هم حرف میزنند و والدینشان طور دیگری. کلمات عوض شدهاند و هر روز خرده فرهنگ زبانی نسل جدید از نسلهای پیش دورتر و دورتر میشود. والدین از این طرز حرف زدن فرزندانشان شکایت دارند و اعتراض میکنند که وقتی میشود به زبان آدمیزاد حرف زد، چرا بچهها این طور با هم صحبت میکنند. جوانها شیوه حرف زدن پدرها و مادرهایشان را گاهی بیش از حد خشک و عصا قورت داده میدانند.
وقتی زبان اینچنین سریع در فاصله 2 نسل تغییر میکند، تکلیف نگرشها و هنجارها هم تا حدودی معلوم است. 2 نسل فرهنگ متفاوتی دارند و این تفاوت در لحظاتی مثل سخن گفتن تجلی پیدا میکند.
دو نسل در یک خانواده که حتی واژگان و اصطلاحاتی که در سخن گفتن به کار میبرند با هم متفاوت و برای دیگری ناآشنا و بیمفهوم است، چطور میتوانند با هم ارتباط برقرار کنند؟ آنها چطور میتوانند درباره مشکلات و مسائل پیش روی خانواده با هم به گفتوگو بنشینند؟ چطور میتوانند همدیگر را درک کنند و موقع نیاز به یاری هم بشتابند؟
فرهنگ و جامعه هر روز در حال تغییر و دگردیسی است و پرورش فرد در یک دوره زمانی خاص او را با فرهنگ و ارزشهای همان دوره مانوس خواهد کرد. این در مورد 2 نسل حاضر در خانواده (والدین و فرزندان) هم صادق است. شتاب تغییرات ممکن است چنان باشد که رشته ارتباط میان نسلها به طرز خطرناکی سست شود و گاه از هم بگسلد.
سردی روابط بین والدین و فرزندان در زمانه ما بیشتر حاصل تغییر و تحول ارزشها و عقاید و باورها و رفتارهای 2 نسل است تا ـ آن طور که بعضی از والدین میپندارند ـ نتیجه بیعاطفگی و نااهلی جوانان. تحولات پیش آمده در زبانی که 2 نسل به کار میگیرند، یک نشانه است که روشن میکند فرهنگ در 2 نسل پیاپی به چه میزان تغییر کرده و به چه میزان این دو نسل از هم فاصله گرفتهاند.
این که برای والدین و جوانان سخت است با هم وارد رابطهای نزدیک شوند، خانواده را با مخاطرات تازهای روبهرو میکند. بروز مسائل و مشکلات مختلف و حتی تضاد میان اعضای یک خانواده امری معمول و طبیعی است. خود این تحولات فرهنگی عظیم هم میتواند عامل بروز مشکل و تضاد شود، اما مسائل و مشکلات میان اعضا چگونه باید حل شوند؟
تجربه قرنها زندگی اجتماعی به ما میگوید گفتوگو بهترین و کمهزینهترین راهحل موجود برای حل تضادهای میان انسانهاست. در خانواده نیز دست آخر این گفتوگو است که میتواند ضمن حفظ سلامت و بقای ساختار زندگی خانوادگی، تسهیلگر روابط اعضا و راهنمای آنها به سوی حل مشکلات مابین اعضا باشد.
اگر راه گفتوگو بسته باشد، تنش آغاز خواهد شد. وقتی مجرای گفتوگوی معمول و منطقی میان اعضای خانواده بسته باشد، مشاجره و دعوا و جدل شروع میشود. آدمها کنترلشان را در رابطه با دیگری از دست میدهند و از این که طرف مقابل حرفشان را نمیفهمد و نمیتواند بفهمد برآشفته میشوند و جدال بین والدین و فرزندان رخ میدهد.
کار که به جدل کشید، دیگر نشاندن طرفین دعوا ـ والدین و فرزندان ـ کنار هم برای شکل دادن به گفتوگویی منطقی دشوار است. مشاجره بین پدران و مادران با فرزندانشان، فاصله پیش آمده میان دو نسل در خانواده را افزایش میدهد و خانواده حرکت سریعش را به سوی فروپاشی آغاز میکند.
تصمیمگیری والدین و فرزندان برای آغاز گفتوگو، قدم اول برای حل مساله است، اما این تصمیم به خودی خود نمیتواند فضای گفتوگوی لازم را به وجود آورد. پیششرط گفتوگو فهم متقابل طرفین از یکدیگر است. برای آن که همدیگر را در گفتوگوی متقابل بفهمیم، باید زبان مشترکی با هم داشته باشیم.
گفتوگویی به نتیجه میرسد که افراد درگیر در آن معنای مشترکی از واژگان به کار رفته در کلام در ذهن داشته باشند. وقتی فاصله 2 نسل آنچنان زیاد میشود که دیگر زبان مشترکی برای گفتوگوی متقابل وجود ندارد، کار دشوارتر خواهد شد.
بهترین راهحل مسائل و مشکلات میان جوانان و والدین گفتوگوست، مشروط بر آنکه آنها زبان مشترکی برای حرف زدن با هم داشته باشند. این زبان مشترک چگونه به دست میآید؟ برای پاسخ به این سوال هیچ فرمول از پیش تعیین شدهای وجود ندارد. زبان مشترک در جریان تلاش طرفین برای انجام گفتوگویی عادلانه شکل میگیرد. تداوم گفتوگو میان اعضای خانواده و اراده آنها برای برقراری ارتباط عمیق با یکدیگر، این زبان مشترک را رفته رفته شکل خواهد داد؛ سخت است اما غیرممکن نیست.
سالار کاشانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: