حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در این فرصت کوتاه مروری میکنیم بر 4 چهره شاخص و قله ادبیات فارسی که آثارشان از منابع مهم عرفان اسلامی و ایرانی به شمار میرود.
عارفی واصل
حکیم ابوالمجد مجدودابنآدم سنایی شاعر عارف بلندپایه ایران که در اواسط قرن 5 هجری تولد یافت و در اول جوانی به دربار غزنوی نزدیک شد و بعضی از سلاطین آن سلسله مانند بهرام شاه را مدح گفت. لکن بعدها متنبه شد و از مدح شاهان و زورمداران توبه کرد و به عرفان و تصوف گرایید و بزودی عارفی واصل و رهشناسی کامل شد.
سنایی چندین مثنوی بلند و ارزشمند دارد مانند: حدیقهالحقیقه، طریقالتحقیق، سیرالعباد الیالمعاد و کنوز الرموز. صاحبان تذکره معتقدند که مثنویهای دیگری چون کارنامه بلخ که جنبه مطایبه داشته و عشقنامه و عقلنامه و غریبنامه یا عفونامه تالیف کرده که البته معروفترین آنها همان حدیقه است که آن را به سال 525 تمام کرده و مرکب است از 10 باب و 10 هزار بیت.
مطالب هر باب غالبا به طریق حکایت و مثل هستند و از جهت محتوای مطالب عرفانی و سیر داستانپردازی و ساختار محکم و استوار نظم روایی در بین آثار او ممتاز و چشمگیر است. این دو بیت او را از زمان کتابهای درسی دبیرستان به یاد داریم:
ابلهی دید اشتری به چرا
گفت نقشت همه کژ است چرا؟
گفت اشتر که اندرین پیکار
عیب نقاش میکنی هشدار
حکایت عیار به روایت عطار
شیخ فریدالدین محمد مشهور به عطار یکی از بزرگان مشایخ صوفیه و گویندگان عارف نامآور ایران است. او در اواسط قرن ششم در نیشابور متولد شد و حدود 100 سال عمر کرده است. بسیار کثیرالتالیف بوده تا جایی که شماره تصنیفاتش را مطابق عدد سورههای قرآن یعنی 114 نوشتهاند. در کتاب «مجالسالمومنین» آمده:
همان خریطهکش داروی فناعطار
که نظم اوست شفابخش عاشقان حزین
مقابل عدد سوره کلام نوشت
سفینههای عزیز و کتابهای گزین
از جمله آثار اوست: منطقالطیر که آن را شاهکار عطار دانستهاند، بالغ بر 4600 بیت در بحر هزج و موضوع آن گفتوگوی پرندگان است. برای انتخاب پادشاهی برای خود که هدهد آنها را به سیمرغ هدایت میکند که هریک از آن گروه پرنده به عذری متعذر میشوند. آن گاه آنها پس از طی هفت وادی یا هفت شهر دشوار که بسیاری از آنها از پا درمیآیند و تنها سی مرغ خسته و رنجور باقی میمانند، به حضور «سیمرغ» راه مییابند و در آنجا جز خود که سی مرغ هستند کسی را نمییابند. عاقبت «سیمرغ» آن سیمرغ بود. در این کتاب داستانهای زیبای دیگری نیز بیان میشود، اما از همه بهتر و شهرهتر داستان شیخ صنعان یا پیر صنعان است که یکی از دلکشترین تمثیلات و قصص این کتاب ارجمند است. از دیگر آثار او مصیبتنامه و الهینامه و خسرونامه است.
پندنامه و اسرارنامه و جواهرنامه و مختارنامه و شرحالقلب از دیگر آثار آن شاعر بزرگ هستند. کتاب منثور تذکرهالاولیا یکی از آثار مشخص ادبیات و رجال عرفانی ایران است که طی آن با نثری ساده و خالی از تکلف سرگذشت 16 تن از اولیا و مشایخ و اقطاب صوفیه را ذکر کرده و مناقب و مکارم اخلاقی آنها را برشمرده و از سخنان و مواعظ آنها نمونههایی ارائه کرده است.
در مورد قدرت داستانپردازی عطار تنها یک کتاب منطقالطیر که به «مقامات طیور» نیز معروف است، مشتمل است بر عده زیادی حکایت از اشخاص و حیوانات از جمله:
ـ حکایت عیاری که اسیر نان و نمک خورده را نشکست
ـ حکایت مادری که فرزندش در آب افتاد
ـ حکایت عُمَر که میخواست خلافت را بفروشد
ـ حکایت شفقت کردن مرتضی (علی علیهالسلام) بر دشمن
ـ حکایت گفتن مرتضی علی(ع) اسرار خویش را با چاه و پر خون شدن چاه
ـ حکایت چوب خوردن بلال
نی نامه
جلالالدین رومی بزرگترین شاعر متصوف ایران سال 604 هجری قمری در شهر بلخ ـ از شهرهای خراسان ـ به دنیا آمد. جلالالدین 12 ساله بود که همراه پدر عارف شاعرش «بهاءالدین ولد» به علت کژتابی سلطان و حقناشناسی بعضی از مردم از بلخ به روم (ترکیه فعلی) هجرت کرد که البته در این هجرت بلای مغول و مظالم آن متجاوزان نیز تاثیر زیاد داشت. ابتدا در «لارنده» در جنوب شرقی «قونیه» منزل گرفتند که آنجا در سن 18 سالگی با گوهر خاتون دختر خواجه لالای سمرقندی ازدواج نمود. در همان جا به سال 623 اولین فرزندش «سلطان ولد» که عارفی نامآور و شاعری پیرو خط پدر شد به دنیا آمد. جلالالدین به همراه خانواده به قونیه که در آن زمان پایتخت سلجوقیان آسیای صغیر بود نقل مکان کرد و در همان جا به سال 672 وفات یافت و اینک مقبره و مزارش در قونیه زیارتگاه مولویدوستان سراسر عالم است.
نکته: سانسکریت یا زبان قدیمی هند با پارسی باستان خویشاوندی نزدیک دارد همین خویشاوندی و قرابت بود که زبان فارسی بخصوص بعد از سلطنت غزنویان در هند اشاعه یافت و شاعران پارسیگویی در این خطه به منصه ظهور رسیدند
مولوی علاوه بر مجموعه غزلیات و اشعار دیگرش که به دیوان شمس معروف است و این به دلیل ارادتی شگرف و اخلاصی شگفتانگیز است که به پیر بزرگواری معروف به شمس پرنده یا شمس تبریزی پیدا کرد. این دیوان را که بیاغراق از بهترین سرودهها بخصوص غزلیات فارسی است به نام آن بزرگوار که تخلص خود (شمس و شمسالحق و شمس تبریزی...) را نیز از او گرفته بود مسمی کرد.
مولوی کتاب مثنوی عظیم خود را مشتمل بر حکایات و تمثیلاتی مسلسل و منظوم به همراه مطالب و نکات عرفانی و اخلاقی و پند و موعظههای ارزشمند در 26 هزار بیت و 6 کتاب به بحر «رمل» سروده و به اغلب احتمال در سال 660 به پایان رسانده است.
این کتاب عظیم با بیت معروف:
بشنو از نی چون حکایت میکند
از جداییها شکایت میکند
شروع میشود و کلمه «حکایت» اشاره بر روایی بودن کتاب و اشتمال آن بر قصص و حکایات دارد که به شکلی پرجاذبه و بسیار زیبا ارائه شدهاند.
در این کتاب دهها حکایت و تمثیل و داستان در مطاوی داستانهای دیگر بیان شده و طبق معمول نکات موعظهآمیز و حکمتآموز و متفکرانه نیز در لابهلای داستانها ارائه شده است. تعدادی از حکایات مندرج در مثنوی شریف مولانا به شرح زیر است:
ـ عاشق شدن پادشاه بر کنیزک و رنجور شدن کنیزک و به خواب دیدن پادشاه طبیب الهی را...
ـ حکایت مرد بقال و طوطی
ـ حکایت بازرگان و طوطی
ـ حکایت آن پادشاه جهود که نصرانیان را میکشت
ـ حکایت پادشاه جهود دیگر که در هلاک دین عیسی سعی مینمود
ـ حکایت نخجیران و شیر
ـ حکایت موسی و شبان
امیرخسرو، نظامی عارف
سانسکریت یا زبان قدیمی هند با پارسی باستان خویشاوندی نزدیک دارد. همین خویشاوندی و قرابت بود که زبان فارسی بخصوص بعد از سلطنت غزنویان در هند اشاعه یافت و شاعران پارسیگویی در این خطه به منصه ظهور رسیدند که از شهرهترین و نامآورترین آنان امیرخسرو دهلوی است.
فرزند امیر سیفالدین محمود که پدرش در بلوای مغول و از بیم جان از ترکستان به هند فرار کرد و در شهر پیتالی هند ساکن شد. امیرخسرو به سال 651 در آن شهر به دنیا آمد و درس خواند و به تحصیل علوم و فنون رایج زمان خود پرداخت. او شاعری کثیرالتالیف بود و آثار منظوم فراوانی از خود به جا گذاشت که تحفهالصغیر و وسط الحیات و غره الکمال و بقیه نقیه و نهایتالکمال از آن جملهاند.
امیرخسرو به نظامی علاقه و ارادت خاص داشت و در داستانپردازی شیوه او را مورد تقلید و تتبع قرار داد و به سبک و سیاق استاد گنجه، «خمسه» خود را پدید آورد که به وجوه ذیل منقسم میشود:
1 ـ مطلعالانوار در مقابل مخزنالاسرار
2 ـ شیرین و خسرو در مقابل خسرو و شیرین
3 ـ مجنون و لیلی در مقابل لیلی و مجنون
4 ـ آیینه سکندری در مقابل اسکندرنامه
5 ـ هشت بهشت در مقابل هفت پیکر که در شرح احوال بهرام گور است.
قرآنالسعدین و نه سپهر و مفتاحالفتوح نیز از آثار دیگر امیرخسرو دهلوی است که متضمن حکایات و قصص و سرگذشتهای متعدد و مختلف دیگر است با زبانی پرکشش و دلنشین.
او در قصهپردازی منظوم نهتنها داستانهای گذشتگان را در نظر داشته، بلکه قصههای معاصران را نیز مورد توجه قرار داده است.
چنانکه منظومه «خضرخان و دولرانی» را در لباس قصهای زیبا و موثر در شرح احوال خضرخان پسر علاالدین محمد که معاصر و ممدوح شاعر بوده نگاشته است.
وفات امیرخسرو به سال 705 اتفاق افتاد و از او گنجینه گرانبهایی تحت عناوین داستانها و قصص مختلف به جا ماند که جزو ارزشهای چشمگیر میراث ادبی و فرهنگی ایران است.
سیدمحمود سجادی / جامجم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....