در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چند سال قبل در یکی از پروندهها تجاوزبه عنف و آدمربایی حضورخبرنگاران کمک بزرگی به جامعه کرد. پروندهای که به آن اشارهکردم پرونده ربایش و تعرض به دختری جوان بود که چند مردعیاش او را ربوده و مورد آزار قرار داده بودند.
ماجرا از این قرار بود که دخترجوانی به عنوان مسافرسوار یک خودروی مسافرکش شده بود و مرد راننده به بهانه اینکه با دوستش برای چند لحظه کاری دارد جلوی یک رستوران ماشین را متوقف میکند و بعد هم دخترک را با همدستی 2 فرد دیگر که در ماشین بودند به داخل رستوران کشانده و مورد آزار قرار میدهند.
دخترجوان بعد از رهایی از دام متجاوزان به خانه رفته و ماجرا را برای مادرش بیان میکند و سپس به پلیس مراجعه و طرح شکایت میکنند و در این میان یکی از ماموران پیشنهاد میکند با متجاوزان قرار بگذار تا آنها را دستگیر کنند. در نهایت ماجرا به اینجا ختم میشود که دخترک یکبار دیگر توسط مردان متجاوز ربوده میشود که البته خود رانجات میدهد.
وقتی پرونده به من ارجاع شد و دخترجوان برای طرح شکایتش آمد ماجرا را اینطور تعریف کرد: وقتی وارد رستوران شدیم چند مرد مرا مورد تجاوز قرار دادند. یکی از آنها به من گفت اگر شکایت نکنی با تو ازدواج میکنم و شماره تلفنش را به من داد. موضوع را به مادرم گفتم، او هم به من گفت که باید شکایت کنیم. بعد از شکایتمان، پلیس به ماگفت که قرار بگذارید تا آنها را دستگیر کنیم. من هم با آن شمارهای که داشتم تماس گرفتم و قرار گذاشتم، اما وقتی سرقرار حاضر شدم مردان متجاوز مرا به داخل ماشین کشیدند و بردند. پلیس هم چون پیاده بود، نتوانست کاری کند.
وقتی موضوع را متوجه شدم خیلی ناراحت شدم. چند خبرنگاری که آنجا بودند به پیشنهاد من خبر را منعکس کردند. یک روز بعد 2 مامور که خود را از حفاظت اطلاعات ناجا معرفی کردند وارد شعبه من شدند. اطلاعاتی که لازم داشتند را به آنها دادم و بعد از چند روز متوجه شدم ماموران حفاظت، پلیس متخلف را پیدا کرده و موضوع را مورد بررسی قرار دادند.
دخترجوان که بشدت ناراحت بود با شنیدن این خبر خوشحال شد و به من گفت: وقتی دوباره مرا با خودرو ربودند در میانهراه در ماشین را باز کردم و خودم را به بیرون پرت کردم. میدانستم ممکن است بمیرم اما آبرویم برایم مهمتر بود. خوشبختانه خدا خواست و جان سالم به در بردم، اما وقتی پلیس نتوانست کاری کند خیلی ناامید شدم و حالا که خبر بر خورد با پلیس اهمال کار را شنیدم خیلی خوشحال هستم.
آنطور که متوجه شدم پلیس ماشین با خود نبردهبود و دست خالی سراغ آدمربایان رفته بود. 24 ساعت بعد مشخص شد، ماموران پلیس با سرعت و اقتدار آدمربایان را بازداشت کردند و تحویل دادگاه دادند.
نکته این است اگر آن روز خبرنگاران موضوع را گزارش نکرده بودند شاید چنین برخوردی با متخلفان نمیشد و به نظر من رسالت مطبوعاتی خبرنگاران به درستی در این خبر انجام شد و پلیس هم با برخورد بموقع با نیروی متخلف خود توانست اقتدار خود را حفظ کند و اعتماد از دست رفته دخترجوان را دوباره بازگرداند.
بنابراین حضور خبرنگاران در کنار دستگاه قضایی و البته سایر دستگاهها میتواند مفید باشد؛ چرا که آنها منعکسکننده افکار عمومی هستند و میتوانند حساسیتهای جامعه را به دستگاهها و اخبار دستگاهها را به مردم منعکس کنند. به نظر من هر جا خبرنگاران حضور دارند از آنجا که چشم تیزبین جامعه هستند، قوانین بهتر و دقیقتر اجرا میشود.
حسین ساعی
قاضی دادگاه کیفری استان تهران
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: