میخواهم نمازگزاری باشم که قیام و قعود و سجودم مرا به معروفها، خوبیها و بهترینها رهنمون کند و سوق دهد. مرا از پلیدیها، زشتیها، فحشا و منکرها بر حذر دارد و بدیهایم را به خوبی تبدیل میکند.
خدایا! امروز از تو میطلبم تا با نمازی که برپا میدارم مرا به یاد خود همراه کنی چرا که با یاد تو دل آرام میگیرد و بس. فصل بندگی من در طلوع هر سپیده، زوال ظهر، دمدمههای غروب که هر بار آغاز تحول در عالم است، مقابل کعبه میایستم تا از محدودیتهای زندگی رهایی یابم و راهی به عظمت بیابم و بزرگی جهان هستی را به تماشا بنشینم. خدایا! اگر با گلواژه ذکر و نیایش در نماز به سمت و سوی تو نیایم، در اوهام و تخیلات خود میمانم، در میان زنجیرهای دام خویش پر و بال میزنم و سرنوشتی جز فرسودگی نخواهم داشت.
میخواهم با یاد و نام و ذکر تو، جام حیاتم لبریز از معرفت شود. نام تو حلاوت و شیرینی زندگی من است. دوست دارم همواره نام و یاد تو بر زبانم جاری شود.
خدایا! با یاد تو تنها نیستم، به فردا امید دارم. هراسان نیستم، از هیچ کس دلگیر نیستم، من به تو توکل دارم، من از تو هستم. وقتی تو را از رگ گردن به خود نزدیکتر میبینم احساس میکنم غریب نیستم، من راز سخن با تو میگویم، وقتی نام تو را بر زبان دارم.
محمد خامهیار / جام جم