حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
آنچه خواندید سوژه و موضوع اصلی سریال «امروز و فردا» است که حسین قناعت آن را برای شبکه 2 سیما کارگردانی کرده و این سریال روزهای فرد از شبکه 2 روی آنتن میرود. قالب و ساختار سریالهایی مانند امروز و فردا که آموزشی و تربیتی هستند، معمولا مشخص و ثابت هستند. در اینگونه آثار شخصیت اصلی که در این سریال وحید است، دچار مشکلاتی میشود و یا با بحرانیهایی روبهرو میشود که در ادامه داستان خانواده کمک میکنند تا کودک مشکلش حل و با تربیت جدیدی آشنا شود.
در سریالهای تربیتی و آموزشی معمولا نویسنده و کارگردان به سراغ کودکان و مشکلاتی از آنها میروند که فراگیری زیادی دارند و بچههای زیادی با آن دست به گریبان هستند. اما آیا موضوعاتی که در سریال امروز و فردا طرح میشوند این فراگیری را دارند؟
وحید در یک خانواده مرفه زندگی میکند. خانوادهای که مشکلاتی مانند تامین مخارج زندگی یا تحصیل وحید را ندارند. خانواده او سالم هستند یعنی پدر یا مادرش،حتی خواهر، برادر یا اقوام نزدیکش که در مشکلات به او کمک میکنند، افراد ویژه با مشکلات خاص نیستندکه ذهن او را به خود مشغول کنند.
بنابراین او وظیفه و دغدغهای جز درس خواندن ندارد. در این شرایط و با جمعیتی که کشور ما دارد و تنوع استانها و مردم و کودکانی که در این استانها زندگی میکنند، وحید را میتوان جزو کودکان خاص قرار داد که بیشتر مشکلات او خاص طبقهای ویژه هستند و فراگیری زیادی ندارند و در این شرایط است که این سوال پیش میآید که چرا سریال امروز و فردا که از یک شبکه سراسری که نام شبکه کودک و نوجوان را هم بر پیشانی دارد، تولید و پخش میشود. البته این پرسش فقط درباره موضوع این سریال مطرح میشود وگرنه درباره ساختار و حتی نوع انتخاب بازیگران امروز و فردا باید گفت که قناعت به عنوان کارگردان کار خود را خوب انجام داده است.
رضا فیاضی و فاطمه گودرزی به عنوان پدر و مادر وحید بازی قابل قبولی را در یک کار آپارتمانی که فضای بستهای دارد و شخصیتمحوری آن یک پسربچه است به نمایش گذاشتهاند.
بازیگر نقش وحید، محمدجواد جعفرپور است که بیرودربایستی باید گفت بازی بسیار عالیای دارد. او پیش از این با بازی در تلهفیلم «فقط بیست» ساخته مسعود کرامتی نشان داد که کارگردانان میتوانند روی تواناییهای او حساب کنند.
او صمیمی و راحت مقابل دوربین نقشش را اجرا میکند و همین صمیمیت کمک میکند تا بیننده او را باور کند و احساس نکند که این بچه دارد نقش بازی میکند. اما چیزی که به باورپذیری امروز و فردا لطمه وارد میکند فضایی است که داستان در آن روایت میشود.
در یک کلام میتوان گفت که داستان این سریال بسیار «تهرانی» است و نویسنده و کارگردان زاویه دید خود را به کلانشهر تهران که سبک و نوع خاص زندگی در آن جریان دارد محدود کردهاند، بیشتر قصههای خود را در این فضا روایت میکنند و کلید بیشتر مشکلات از زمانی زده میشود که خانواده وحید به محلهای اعیاننشین نقلمکان کردهاند که افراد پولدار به شیوه خاص خود در آنجا زندگی میکنند و این شیوه خاص که در همکلاسیهای وحید هم دیده میشود، بیشتر اوقات او را به چالش میکشد و برای او بحرانهای حادی را به وجود میآورد و این بحرانها گاهی چنان است که انگار وحید و خانوادهاش پیش از این در یکی از فقیرترین محلهها زندگی میکردهاند و به یکباره و به صورت معجزهآسا به شمال شهر و منطقه اعیاننشین آمدهاند.
مثلا در یکی از قسمتهای سریال موضوع اصلی جشن تولد وحید بود که او میخواست این جشن به سبک جشن تولد همکلاسیاش بسیار پرتجمل برگزار شود و پدر و مادر او مدام به او گوشزد میکردند که این نوع جشن گرفتن بیشتر شبیه جشن عروسی است! و آنها چون پول ندارند، نمیتوانند چنین جشنی برای او برگزار کنند.... جدا از نحوه برگزاری جشن، نکته قابل تامل در این قسمت این بود که در واقعیت و حتی در میان خانوادههای مرفه برگزاری جشن تولد برای پسرها آنقدر اهمیت ندارد که ذهن و فکر آنها را به خود مشغول کند و پسرها و بخصوص پسربچههایی همسن وحید این جشن را یک رفتار کاملا دخترانه میدانند!
در یکی دیگر از قسمتهای این سریال مشکل وحید از زمانی آغاز شد که او تصمیم گرفت دیگر شبها کیسه زباله را بیرون از خانه نگذارد، به نانوایی هم نرود و در صف نان نایستد چون هیچ کدام از همکلاسیهای او این کارها را انجام نمیدهند چون یک نفر در خانه آنها هست که این کارها را برایشان انجام میدهد.
در این شرایط هم مثل قسمتهای قبل پدربزرگ، دایی و... به کمک پدر و مادر وحید آمدند تا به آنها کمک کنند تا وحید را متقاعد کنند اینجور کارها مشارکت در کارهای خانه است و وحید باید از کودکی آنها را فرا گیرد.
سریال امروز و فردا سریال خوشساخت و شیکی است که برای تعدادی مخاطب خاص شاید دیدنی باشد، اما واقعیت این است که اگر همه مردم ایران و کودکان ایرانی را مخاطب امروز و فردا در نظر بگیریم، آنها با دیدن این سریال قبل از اینکه مشکلات وحید و راهحلهای کارگردان را ببینند، زندگی شیک او را میبینند و آرزو میکنند ای کاش چنین شرایطی برای زندگی داشتند، آن وقت هر شب خودشان کیسه زباله را بیرون خانه میگذاشتند!
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....