یکی از مهمترین حسرتهای اجتماعی بویژه در ایران حسرت داشتههای فرهنگی و اجتماعی ماست که امروزه بسیاری از مردم اعتقاد دارند از دست رفته است.
جامعه خانواده محور ایران در طول سالیان دراز با انگیزهها، سنتها و آیینهایی روبهرو بوده و رشد کرده که از دست رفتن آنها را در روزگار گسترش انواع فناوریهای دنیای مدرن به دیده حسرت مینگرد و بسیار میشنویم که مردم ما بویژه نسلهایی که با ابزارهای زندگی سنتی بیشتر آشنا بودهاند و خاطراتی از زندگیهای فارغ از تکنولوژی داشتهاند معتقدند جامعه و مردم ما از فرهنگ خود دور شدهاند.
خو گرفتن قاطبه مردم با سنتها و ارزشها و هنجارهای دوست داشتنی و سپس احساس فاصله گرفتن از آنها تاثیر مطلوبی بر زندگی این افراد نخواهد داشت و احساس رضایت از محیط و زندگی اجتماعی را کاهش خواهد داد.
یکی از همین خصلتهای خوب و دوست داشتنی جامعه ایرانی که ریشه در انسانیت آنها داشته و با آموختههای دینی نیز آمیخته و ریشه دوانده است ، فرهنگ گذشت و بخشش دیگران است؛ فرهنگی که به تبع آن موضوع کدخدامنشی در جامعه ایرانی را رواج داده و زنجیرهای از روابط شکیل و پراحساس انسانی را شکل داده است.
در فرهنگ ایرانی، گذشت به معنی در اولویت نبودن خودخواهی و در اولویت نبودن فرد به عنوان محور زندگی بود و همین مساله موجب شکلگیری عالیترین سطح روابط انسانی شده بود. تمام با هم بودنها و روزگار را در کنار هم گذراندنها و از غم و غصه همسایه و فامیل خبر داشتن روحیهای بود که در سایه اعتقادت دینی و ریشههای عمیق ملی شکل گرفته و در پرتو این سطح از روابط انسانی اخلاقمدار گذشتن از خود و دیگری را در اولویت قرار دادن نیز جزیی جداییناپذیر از فرهنگ زندگی ما ایرانیها بوده است.
بر این اساس بوده که در بسیاری از اختلافات شکل گرفته در جامعه گذشت کردن یکی از طرفین، دامنه اختلافها را کاهش داده و تنشها را از بین میبرده است، اما اینک به نظر میرسد که گسترش افکاری مانند «مشکل مشکل خودت است» و «من زندگی میکنم که لذت ببرم» یا «بخور تا خورده نشوی» در کنار مشکلات و مسائل اقتصادی و نیز رسوخ فرهنگ شخصمحور مغرب زمین، جامعه ایرانی را به سمت نوعی تناقض در رفتارهای فرهنگی و اجتماعی در این زمینه سوق داده است.
به نظر میرسد که به دلیل مسائل ذکر شده و نیز به دلیل مشکلات اجتماعی و اقتصادی موجود، دیگر کمتر کسی حاضر است در نقش میانجی و کدخدای دارای منش حل اختلافات، ظاهر شود و بسیار میشنویم که گفته میشود: «مشکل خودشان است» و «ما نباید در مسائل دیگران دخالت کنیم.» این اعتقاد در کنار خودمحوری و گذشت نکردن ولو در مسائل جزیی، موجب افزایش آسیبها نیز شده است. تا جایی که بارها خوانده، شنیده یا دیدهایم که اتفاقهای ناگواری مانند درگیری و حتی قتل به دلیل گذشت نکردن از چند تومان پول ناقابل شکل گرفته است. چندی پیش رئیس قوه قضاییه در گفتوگویی با رسانه ملی اعلام کرد که یک پرونده حقوقی به دلیل یک بدهی 150 هزار تومانی به دیوان عالی کشور رسیده است.
آیا نمیتوان هم معتقد به احقاق حق بود و هم 2 نفر را پیدا کرد که کدخدامنشانه این مسائل را حل کنند و از فضیلتهای گذشت بگویند یا طرفین درگیر این اختلافها را راضی به گذشت کنند؟ آیا از خود گذشتگی را از محدوده رفتاری خود حذف کردهایم؟ آیا نمیتوان گاهی اوقات گذشت کرد و به آثار انسانی آن پی برد؟ میشود یا نمیشود؟
صولت فروتن / جامجم