حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
او با بازی در نمایشنامه سیاست هارون الارشید مورد تایید کارشناسان و تماشاگر قرار گرفت و با کار سوم به شهرت رسید. در سال 1330 با فیلم خوابهای طلایی به دنیای سینما راه یافت و از اوایل تاسیس تلویزیون در نمایشها و سریالهای تلویزیونی همکاری داشت. تلخترین خاطره وی به بیوفایی همسرش باز میگردد. ریاحی در اینباره میگوید: وقتی به دنیا آمدم، پدرم فوت کرد، بعد از مدتی مادرم با مردی ازدواج کرد که 14 سال بعد برادرزادهاش همسر من شد... من هم مثل مادرم در 14 سالگی ازدواج کردم و به تشویق شوهرم در 17 سالگی وارد عرصه بازیگری شدم... شوهرم هم بازیگر بود اما از آنجایی که گریم به پوستاش نمیساخت بازی را کنار گذاشت و به کارگردانی و نویسندگی روی آورد...شهلا ریاحی ادامه داد: همسرم اسماعیل جز کهولت سن مشکلی نداشت. خیلی مراقبش بودم، او هم بسیار مراقب من بود، نتیجه زندگی ما با 2 بچه بسیار عالی است. روز اول زندگی بهم قول داد هیچگاه بدقولی نکند. چند ماه قبل از سالگرد هفتادمین سال ازدواجمان بدقولیای کرد و رفت که تا ابد از خاطرم نمیرود.مادر سینمای ایران گفت: تابستان سال گذشته قرار گذاشتیم هفتادمین ساگرد ازواجمان را جشن بگیریم، همه شوق زندگی من اسماعیل بود، میخواستیم با این جشن میزان محبتمان ر ا به دیگران هم نشان دهیم، اما هیچگاه روزی که چشمهایش به رویم بسته شد را فراموش نمیکنم، درست 25 آبان بود که بد قولی کرد و تنهایم گذاشت، مدت زیادی نگذشته، شاید برای همین است که هنوز آرام نیستم، البته بخشی از غمم را با بچهها و نوههایم پر میکنم، اما هیچکس جای اسماعیل را برای من نخواهد گرفت
.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....