البته این مساله از چندجهت حائز اهمیت است؛ نخست این که ایران و کردستان عراق دارای روابط و اشتراکات دیرینه تاریخی، فرهنگی، اجتماعی و دینی هستندکه تعمیق هر چه بیشتر این اشتراکات میتواند پیامدهای مثبتی را برای دو کشور به همراه داشته باشد.
اما از سوی دیگر با توجه به میزان خروجی گردشگران ایرانی، لازم است که در این زمینه تعامل و توازنی نیز برقرار شود تا به همان میزان نیز گردشگرهای عراقی به ایران سفر کنند و از جاذبههای فراوان کشورمان بهره گیرند. در این صورت میتوان مدعی برد ـ برد در حوزه گردشگری بین ایران و کردستان عراق بود؛ اما مسوولیت این مساله بر عهده سازمانهای متولی، چه در بخش دولتی و چه در بخش خصوصی است. حال نکته و پرسش اساسی این است که آیا تا کنون تدبیری برای این کار و جذب گردشگران کرد عراق اندیشیده شده است؟ یا بر اساس همان روال گذشته باید شاهد و ناظر خروج یک طرفه گردشگران ایرانی به منطقه کردستان باشیم. بد نیست در این زمینه مسوولان آمار خروج گردشگران ایرانی را به کردستان عراق مورد بازبینی قرار دهند تا به اهمیت موضوع بیشتر پی ببرند.
آنهایی که حتی یک بار به کردستان سفر کرده باشند از میزان علاقه مردم آن خطه برای سفر به ایران آگاهند ، این همان فرصتی است که باید خوب شناخته شود و از آن سود جست.
به هر حال کردستان عراق نسبت به سایر مناطق همجوار از ارتباط دیرینهتری با ایرانیان برخوردار بوده و حتی در طول جنگ تحمیلی عده بسیار زیادی مهمان کشورمان بودهاند و علاوه بر این حتی مناطق کردنشین ایران بویژه روستاهای مرزی با کردهای عراق روابط فامیلی و خویشاوندی دارند.
در یک نگاه کلان میتوان به همه این عوامل بهعنوان پتانسیلهایی بالقوه برای توسعه و تقویت روابط گردشگری میان اقلیم کردستان عراق با ایران بهره گرفت.
تنها لازمه این کار پی بردن به اهمیت موضوع و برنامهریزی جامع و مدیریت درست گردشگری در این مناطق است.