زرتشتی گری در دوره ساسانی رواج یافت. پس از حمله اعراب ، زرتشتیان در مناطق مختلف پخش شدند که باعث پیدایش تقویم های گوناگون شد.
تقویم زرتشتی ، خورشیدی است و با زمان تاجگذاری آخرین پادشاه زرتشتی ، یزدگرد سوم ، شروع می شود.
سال تقویم اوستایی (زرتشتی) در هر 4 سال ، یک شبانه روز یا به طور دقیق تر در هر 128 سال ، 31 شبانه روز از سال شمسی حقیقی عقب می افتد و در نتیجه ، مثلا نوروز در طول سال تغییر می کند.
در باب تنظیم زمان در ایران باستان ، اطلاعات قطعی در دست نیست. احتمالا در بدو امر، سال قمری ایجاد شده ، ولی ظاهرا میان مردم کشاورز و گله دار، که اساس کارهایشان بر فصول طبیعی است ،باید بزودی ترتیب کبیسه ای داده شده باشد.
اولین شکل تقویم که از آن نزد اقوام ایرانی خبر داریم ، تقویم اوستایی قدیم است که قمری - شمسی و آغازش بر پایه انقلاب سیفی بوده است.
بعید نیست که در نتیجه مهاجرت اقوام ایرانی و به اقتضای آب و هوا یا به واسطه رابطه ای که با تمدن بابلی و آشوری داشتند، مبدا سال آنها تغییر کرده باشد. نشانه این تقویم پارسی قدیم در کتیبه های داریوش پیدا شده است.
تقویم اوستایی در تمام جزییات با تقویم مصری مطابق است و هر روز ماه ، چنان که در مصر معمول بوده ، به یک فرشته موکل منسوب و به اسم او موسوم است و البته تنها مشکل در این تقویم ، همانند بسیاری از تقویم های دیگر، کبیسه گیری بوده است که این مشکل با به وجود آمدن تقویم جلالی تا حدودی حل شد.
و اما...
تقویم دیگری که این روزها در کتابهای مربوط به تقویم دیده می شود و از محبوبیت خاصی برخوردار است ، تقویمی است که دکتر احمد بیرشک در دوران پیری ارائه کرد.
تقویم دکتر بیرشک ، برخلاف باور عموم ، از دوره های 33ساله (هفت دوره 4 ساله و یک دوره 5 ساله) تشکیل نشده ؛ بلکه از دوره های 2820 ساله تشکیل شده است.
هر دوره به زیردوره های 128 یا 132 ساله تقسیم می شود، که هرکدام از آنها نیز به زیردوره های 29 ، 33 یا 37 ساله تقسیم می شوند که در هرکدام سالهای مضرب 4 غیر از آخرین شان کبیسه است.
هر سال 12 ماه دارد که 6 تای اول 31 ، 5 تای بعد 30 و ماه آخر بر حسب کبیسه بودن یا نبودن 29 یا 30 روز دارد.