حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
نقد میخوانم برای صندلی...
در سال 89 بیش از 300 نشست در سرای اهل قلم برپا شد و آن طور که مدیر این سرا به «جامجم» میگوید به گونهای برنامهریزی میشود که هر روز کاری حداقل یک نشست در این محل برپا شود.
نشستهایی که البته با وجود داشتن محتوای قابل دفاع، اختصاص امکانات و بودجه مناسب به هیچ عنوان مورد استقبال مردم قرار نمیگیرند و عکسهای بالا هم که در فواصل مختلف از برنامههای سرای اهل قلم گرفته شده نیز این وضعیت نابسامان و ناامیدکننده را گواهی میکند.
احسان عباسلو، مدیر سرای دائمی اهل قلم درباره وضعیت نشستهایی که برگزار میکنند معتقد است که به دلیل کتاب محور بودن فعالیت سرای اهل قلم و همچنین تخصصی بودن کتابها و گروههایی که برای برگزاری نشستها برنامهریزی میکنند از استقبال عامه مردم کم میشود.
او میگوید: متاسفانه دانشگاهها هم در اطلاعرسانی همکاری نمیکنند و دانشجویان که به طور طبیعی یکی از گروههای هدف ما هستند کمتر در جریان جزئیات برگزاری نشستهای سرای اهل قلم قرار میگیرند.
مدیر سرای اهل قلم البته یکی دیگر از دلایل عدم استقبال از نشستهای سرای اهل قلم را به رسانهها، خبرگزاریها و مطبوعات نسبت میدهد که کمتر در پوشش اخبار برنامههای سرا فعالیت جدی دارند.
او با گلایه از اصحاب رسانه میگوید: شما خودتان به عنوان یک رسانه پر تیراژ بندرت برنامههای ما را پوشش میدهید و اگر رسانهها در اطلاعرسانی به کمک ما بیایند قطعا وضعیت نشستها هم بهتر خواهد شد.
نشستهای بیهویت
اما صحبتهای احسان عباسلو در حالی است که کارشناسان و خود اهل قلم نظر دیگری دارند، به عنوان مثال اکبر میرجعفری که خود در دورهای مسوولیت برگزاری برخی نشستهای سرای اهل قلم را به عهده داشت، در این رابطه به «جامجم» میگوید: مشکل اصلی نشستهای سرای اهل قلم در نداشتن هویت و اصالت است وگرنه در زمینه تبلیغات فقط چندین هزار پیامک (اس ام اس) ارسال میشود.
این شاعر و نویسنده کشورمان ادامه میدهد: تا آنجا که من اطلاع دارم اخبار نشستها هم به شکل منظم برای رسانهها ارسال میشود پس مشکل صندلیهای خالی سرای اهل قلم را باید در جایی دیگر جستجو کرد وگرنه در همین تهران و شهرستانها جلسات مختلف فرهنگی، ادبی و هنری برگزار میشود که از نظر بودجه و امکانات قابل مقایسه با سرای اهل قلم نیستند اما مورد استقبال مردم قرار میگیرند.
میرجعفری معتقد است که مدیران خانه کتاب مانع جا افتادن نشستها میشوند و یک جلسه شعر یا داستان یا در هر زمینه دیگری ابتدا باید یک هویت برای خودش ایجاد کند تا مورد اعتماد و استقبال مخاطبان قرار گیرد و به اصطلاح مشتری خودش را پیدا کند.
او ادامه میدهد: در گذشته چرا کافه نادری مطرح میشد چون شخصیتهای خاصی از اهل قلم به طور منظم و مستمر در آن حضور داشتند و بر همین مبنا یک اصالت پیدا کرد و تبدیل به پاتوق شد، ولی سرای اهل قلم متاسفانه چنین ویژگی ای هیچ گاه در طول این چند سال به دست نیاورده است و بخصوص در دوره جدید براحتی شخصیتها و چهرههای مطرح و شناخته شده ادبیات و هنر ما را از دست داده است.
مشکل در سیاستگذاریهای کلان است
کامران پارسینژاد، دیگر منتقد و نویسنده کشورمان هم تا حدود زیادی نظرات میرجعفری را قبول دارد و به «جامجم» میگوید: بیشترین مشکل سرای اهل قلم در نداشتن اقبال عمومی به مدیریت باز میگردد آن هم نه مدیریت مستقیم سرا بلکه آن مدیری که سیاستگذاری کلان میکند.
پارسینژاد میافزاید: مجموعه سیاستگذاریهایی که در معاونت امور فرهنگی وزارت ارشاد انجام میشود منطقی و اصولی نیست و من وضعیت موجود را برای اهل قلم چندان مثبت ارزیابی نمیکنم.
او تاکید میکند: وقتی اکثر سیاستهای حمایتی از نویسندگان و اهل قلم با آمدن یک مدیر جدید متوقف میشود و بیشتر طرحهای گذشته بیآن که بررسی کارشناسی شود کنار گذاشته میشود به طور طبیعی سرای اهل قلم هم از رونق میافتد و تبدیل به سرای صندلیهای خالی میشود.
البته این نکته که پارسینژاد به آن اشاره میکند در دیگر برنامهها و جوایزی که از سوی معاونت امور فرهنگی وزارت ارشاد برگزار میشود هم کاملا مشهود است تا آنجا که حضور کارمندان خانه کتاب برای پر کردن صندلیها در مراسمی که از سوی این نهاد وابسته به وزارت ارشاد برگزار میشود آرام آرام تبدیل به یک سنت و رسم طبیعی شده است و در تصویر بالای این گزارش هم صندلیهای خالی تالار وحدت در آیین پایانی جایزه بزرگ جلال آل احمد گواهی میکند که مشکل این صندلیهای خالی را باید در سیاستگذاریهای کلان جستجو کرد.
سینا علی محمدی / گروه فرهنگ و هنر
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....