حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
چند ساعت بعد از این مکالمه، در حالی که تحقیقات ویژه برای رهایی مرد ثروتمند ادامه داشته، خود او به خواهرش تلفن میزند و میگوید که او را آزاد کردهاند
.او پس از رهایی به پلیس میگوید: یک روز قبل تماسی مشکوک دریافت کردم.فردی که خودش را وکیل معرفی میکرد گفت اطلاعات دقیقی از کارشکنی کارمندانم دارد و من هم که کنجکاو شده بودم در راه برگشت به خانه با او قرار گذاشتم. ناگهان 2مرد نقاب پوش مرا سوار ماشین کردند و بعد هم گفتند که یک میلیارد تومان پول نقد میخواهند تا مرا آزاد کنند
.مشخص شد گروگانگیری، کار شهرام، کارمند سابق مرد ثروتمند است که 2 سال پیش از کار اخراج شده بود. او که بعد از اخراج شدن سعی کرده شرکت خود را راهاندازی کند، زمانی که از پس هزینهها بر نیامده تصمیم میگیرد برای نجات شرکتش دست به گروگانگیری یک میلیارد تومانی بزند. بهترین طعمه نیز کارفرمای سابق اوست که از جزئیات کار او خبر دارد و نیز میداند چه میزان پول میتواند از او اخاذی کند.
دکتر امانالله قراییمقدم / جامعه شناس
یکی از عوامل مهم در پیدایش چنین حوادثی، مسائل اقتصادی است. در واقع مسائل اقتصادی عامل تعیینکننده هستند نه مسلط. از نظر برخی جامعه شناسان، عوامل به 2 دسته تقسیم میشوند: مسلط مانند سیاست و تعیین کننده مانند اقتصاد. اما تنها مساله اقتصادی نیست. خانواده، میزان پایبندی به اصول و اعتقادات، تجانس فرهنگی و عوامل دیگر نیز وجود دارند
.به احتمال زیاد این فرد مهاجر هم هست. چون دچار ترس از شناخته شدن نشده و به دلیل اینکه از محل زندگی خود دور شده، ترسی ندارد. بدون شک مهمترین نقش را عوامل اقتصادی دارد. این شخص کسب و کار خود را در معرض نابودی میبیند. بیکاری، تورم و شکاف طبقاتی به افرادی که دخل و خرجشان یکی است فشار میآورد.
از طرف دیگر امروزه ذهنیت حاکم بر جامعه ذهنیتی مادی است. انسانی که در تنهایی به سر میبرد، خود را بیکس و تنها احساس میکند. او در انبوه جمعیت تهران گم شده است. بی هویت و تنها شده و یار و یاوری ندارد. کسی را نمیشناسد که از او کمک بخواهد. درمانده شده است.
در کنار مشکلات اقتصادی، بی کسی، درماندگی، بیهویتی، گم شدن در انبوه جمعیت تهران و فرو ریختن هنجارها باعث میشود که او دست به چنین کاری بزند.
از سوی دیگر این فرد چنانچه خودش گفته با دلخوری از کارفرمای خود جدا شده و رئیس قبلیاش او را از کار بیکار کرده است. اگرچه از نظر جامعهشناختی فرقی نمیکند، اما این عامل هم بسیار مهم است. ضمن اینکه نوع کاری که به آن دست زده، رفتاری پر خشونت است که نشاندهنده میزان بههم ریختگی این فرد است. نوع جرمی که از او سر زده خشونت دارد. گروگانگیری با لطافت انجام نمیشود. از طرف دیگر، وسیله قتل افراد مختلف با هم فرق دارد. زنها وقتی مرتکب قتل و جنایت میشوند، از سلاحهای نرمتری نسبت به مردان استفاده میکنند. زنها معمولا با قرص خودکشی میکنند و مردها با اسلحه و طناب دار. بسته به شخصیت افراد است که برای جرم از چه سلاحی استفاده کنند. این فرد هم از شوکر و وسایل از این دست استفاده کرده به طوری که خود گروگان گفته نفهمیده چطور به مقصد رسیده و در حالت بیهوشی بوده است
.در نهایت میتوان گفت که زیادهطلبی، حاکمشدن ذهنیت مادی بر جامعه و تنهایی افراد باعث میشود چنین رفتاری بروز یابد.
کلثوم کریمی / روانشناس
آنچه امروز بر سر شهرام آمده، گرچه میتواند باعث عبرت دیگران باشد تا از زیادهخواهی بپرهیزند، اما از جنبههای دیگری نیز باید مورد بررسی قرار گیرد. شهرام در اعترافاتش گفته که در کار گروگانگیری هم مانند کسب و کارش شکست خورده است.
از همین جمله میتوان فهمید که او در چه شرایط روحیای به سر میبرد. 2سال پیش از کارش اخراج شده. سعی کرده برای خودش کسب و کاری راهاندازی کند اما به مشکلات مالی برخورده و به دلیل هزار و یک مشکل روحی و اجتماعی که داشته دست به گروگانگیری و به نوعی انتقامجویی از کسی زده است که از او کینهای به دل داشته.
اما در این کار هم موفق نمیشود. بنابراین او بشدت سرخورده است و احساس بیهودگی و شکست خوردگی میکند. در پرونده ذکر نشده به چه دلیلی او از ادامه گروگانگیری پشیمان شده است. شاید موضوع به وجدان او باز گردد.
جزئیات این پرونده باید بدقت مورد بررسی قرار گیرد تا متوجه شویم که او از چه تیپ شخصیتی است. اما آنچه مسلم است او الان بشدت احساس تنهایی میکند.
او که خود را در برابر حل مشکل مالیاش ناتوان میدیده، دست به گروگانگیری زده و حالا هم همه چیز را از دست رفته میبیند چرا که باید سالها در زندان بماند. این موضوع هم باعث سرخوردگی او میشود و اگر اصول لازم رعایت نشود، ممکن است اوضاع از این هم بدتر بشود.
این فرد اگر بدون مراقبت در شرایط زندان قرار گیرد، بعد از اینکه دوره حبس خود را تمام کرد؛ به فردی انتقامجو که فکر میکند جامعه به او بدهکار است، تبدیل خواهد شد و رفتارهای پرخطر خود را تکرار خواهد کرد. مهمترین مساله این است که این فرد در طول مدتی که محکومیت خود را میگذراند یا بعد از آن، قبل از اینکه دوباره به جامعه وارد شود، از مراقبتهای روانشناختی برخوردار شود.
این فرد باید بسته به تحصیلات و استعدادی که دارد، کاری بیاموزد که پس از رهایی از زندان، به جای اینکه به یک مجرم حرفهای با هزار و یک آموخته جدید تبدیل شود و به جان جامعه بیفتد، کسی باشد که بخواهد از نو شروع کند و گذشته خود را جبران کند. اگر این فرد بدون بهره گرفتن از مراقبتهای روانشناختی زندان را ترک کند، به فردی انتقامجو تبدیل خواهد شد که برای خود و جامعه خطرناک است.
غلامرضا بومی / قاضی دادگستری
برای اینکه در آینده شاهد چنین اتفاقاتی نباشیم، مردم باید مراقب باشند و برخورد درستی با تلفنهای مشکوکی که به آنها میشود داشته باشند. در این پرونده کسی خود را وکیل معرفی کرده، اما در خیابان قرار گذاشته است. وکیل شرایط خاص خود را دارد. مانند یک پزشک قسم میخورد. یک وکیل هیچ وقت در دیدار اول در خیابان قرار نمیگذارد. ممکن است تعداد زیادی از این تلفنها از سوی افراد سودجو به مردم بشود. اما نوع برخورد با آن بسیار مهم است. چرا این فرد که بعدا گروگان گرفته شده از کسی که تظاهر میکرده وکیل است نخواسته که در دارالوکاله با او دیدار داشته باشد؟
بسیار پیشآمده که وکلا با طرف دعوی تماس گرفتهاند و از آنها خواستهاند برای سازش با یکدیگر و با وکلا ملاقات کنند. این امر بسیار خوبی است و کار ما را راحت میکند. اما هیچ وکیلی از طرف مقابل نمیخواهد در خیابان با او قرار بگذارد، بلکه او را به دفتر خود دعوت میکند که آدرس و جزئیاتش در کانون وکلا به ثبت رسیده و مطمئن است.
دفتر یک وکیل کاملا مشخص است، تابلو دارد و همسایهها از وجود آن باخبر هستند. مردم باید بسیار دقیق باشند و برای جلوگیری از بروز مشکل قبل از هر اقدامی از مراجع ذیصلاح مانند کانون وکلا استعلام کنند و مطمئن شوند کسی که به آنها زنگ زده وکیل قانونی هست یا نه.
وقتی که کاملا مطمئن شدند، زمانی که به دفتر وکالت او مراجعه کردند بررسی کنند که حتما تابلو داشته باشد و از همسایهها تحقیق کنند که مشکل قانونی نداشته باشد. در اینجا مایلم تاکید کنم که نیروی انتظامی در این مواقع همواره مدافع مردم بوده است.
مردم هر مورد مشکوکی که دیدند، میتوانند 110 را مطلع کنند و نیروی انتظامی را در جریان بگذارند. نیروی انتظامی مراکز مشاوره نیز دارد که میتوان از آنها استعلام کرد و کمک گرفت. از طرف دیگر خود قوه قضاییه نیز تلفن گویای 24 ساعته دارد که مردم را کمک میکند.
تماس با 129 راهی برای ارتباط با مشاوران قضایی است تا مردم را برای گرفتن تصمیم درست راهنمایی کند. در تماس با این مرکز و توضیح مشکل، کارشناسانی حاضر هستند تا مردم را راهنمایی کنند.
بار دیگر به دقت مردم در برخورد با تماسهای مشکوک تاکید میکنم. بههیچوجه در مکانهایی که نمیشناسند، مثل خانه طرف یا دفتری که نام و نشانی ندارد، قرار نگذارند و پیش از رفتن حتما از پلیس یا کارشناس قضاییمشاوره بگیرند
.سارا لقایی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....