حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
ازجمله برنامههایی که در این خصوص در رادیو فرهنگ تولید میشود، «ققنوس» است که با استفاده از شعر شاعران معاصر، به گفتوگو درباره زندگی حرفهای آنها میپردازد. این برنامه از آبان سال گذشته با رویکردی جدید روی آنتن رفت و به عنوان مجله شعری به پخش خود ادامه داد.
روزهای پنجشنبه که عمدتا برنامههایی تفریحی و مخاطبپسند از آنتن شبکههای مختلف رادیویی پخش میشود، جنب و جوش خاصی در ساختمان پخش زنده رادیو جریان دارد. در استودیوی برنامه ققنوس نیز تقریبا تمام عوامل حضور دارند و شبکه فرهنگ، روز نسبتا شلوغی را پشت سر میگذارد. ساعت دیجیتال اتاق فرمان 30/15 دقیقه را نشان میدهد.
داخل استودیو، صدای سکینه ارجمندی (گوینده) شنیده میشود که مهمان تلفنی امروز برنامه را معرفی میکند؛ سعید بیابانکی ـ که از شاعران نسل دوم انقلاب محسوب میشود ـ قرار است با محمد سعید میرزایی (کارشناس برنامه) درخصوص شعر نصرالله مردانی گفتوگو کند.
میرزایی از نصرالله مردانی به عنوان پرورش یافته نسلی میگوید که اولینبار مضامین آرمانی و آیینی را وارد شعر فارسی کرد و در کار نسلهای بعد از خود و شعر انقلاب بسیار تاثیرگذار بود و از بیابانکی میخواهد این خصوص توضیح دهد.
مهمان برنامه ققنوس، سخنانش را چنین آغاز میکند: بنده معتقدم، غزلی که نصرالله مردانی خلق کرد، تلفیقی بود از حماسه و تغزل و خیلیها را به دنبال خود کشاند و توانست با زبان پویا و انرژیک، بسیاری را به سمت شاعری سوق دهد.
او ادامه میدهد: ایشان در حوزههای مختلفی کار کردند و بخشی از غزلهایشان نیز در زمره آثار حماسی و حوزه جنگ جای میگیرد و پس از آن در حوزه مسائل معرفتی و اعتقادی اشعار بسیار شاخصی را خلق کرد که پیروان بسیاری داشت.
کارشناس برنامه در ادامه، درباره غزلهای حافظانه مردانی و ارتباط و اتصال دوران پایانی شعر او با دیوان حافظ میپرسد و بیابانکی چنین پاسخ میدهد: زمانی در دهه 60، جنگ حضوری فعال در زندگی همه ما داشت و همین موضوع به عنوان سفارش کاری برای شاعران بود؛ ولی پس از پایان جنگ، جامعه چیز دیگری را به شاعر سپرد که بخشی از آن برگرفته از مسائل نوستالژیک جنگ و بخش زیادی از آن دریافت شده از موضوعات احساسی است که تغزل ناب، سالهای بعد از جنگ اتفاق افتاده؛ یعنی سالهای پایانی حیات ایشان که سعی کردند نوعی از غزل را تجربه کنند که شاید برای زبان شعری ایشان تازگی داشت و فکر میکنم اگر مردانی عمر طولانیتری داشت، به فضاهایی دیگراز جمله غزلهای حسین منزوی دست مییافت.
برنامه ققنوس علاوه بر کلام گوینده و کارشناس برنامه، عمدتا بر پایه آثار صوتی و شنیداری بزرگان شعر فارسی استوار است. بعلاوه 2 بخش کوتاه تولیدی نیز در دل برنامه جای دارد. یکی رویدادهای ادبی هفته است که به جدید ترین اخبار حوزه ادبیات و شعر اختصاص مییابد و دیگری، آیتمی است با نام فارسی بگوییم، فارسی بشنویم که با اجرا و کارشناسی مرتضی گلستانی تولید شده است. متنهای برنامه را نیز ضیاءالدین خالقی مینویسد. او که خود از شاعران نامآشنای معاصر است تلاش میکند جوانب مختلف زندگی حرفهای و شعر شاعران را در نوشتههای خود وارد کند. در برنامه ققنوس که هر پنجشنبه از ساعت 30/14 تا 17 پخش میشود، جاوید اکبر (صدابردار) و اسماعیل محمدپور (هماهنگی) نیز حضور دارند.
گرامیداشت شعرا، وظیفه رسانه است
ققنوس را میتوان برنامهای برای نکوداشت شاعران معاصر قلمداد کرد؛ کسانی که به گردن فرهنگ و ادب این روزهای کشورمان حق بزرگی دارند.
مرتضی حقیقتگو (سردبیر برنامه) میگوید: در این برنامه تلاش میشود درخصوص زوایای مختلف آثار شاعران صحبت کرده و به نکاتی اشاره کنیم که مردم کمتر درباره آنها شنیدهاند از جمله حسین منزوی، عمران صلاحی، مشفق کاشانی، سیدحسن حسینی و... که عمدتا اشعارشان به صورت تصنیفهای ارزشمندی در اختیار مردم است، ولی ممکن است نکات بسیاری درخصوص اشعارشان بازگو نشده باشد.
حقیقتگو ادامه میدهد: در این برنامه بیشتر به آثار یک شاعر توجه میکنیم و اگر ضرورتی احساس شود به نقل بخشی از زندگی شخصی او نیز میپردازیم؛ مثلا در برنامهای که به سهراب سپهری اختصاص داشت، استاد مشفق کاشانی خاطرات مشترکشان را با او نقل کردند که بسیار مورد توجه شنوندههای رادیو فرهنگ قرار گرفت. ضمن اینکه در هر برنامه میکوشیم فایلهای صوتی شعرخوانی شاعران و صحبتهایشان را در زمینههای مختلف بهدست آوریم و در برنامه پخش کنیم و به طور کلی میتوانم بگویم در گرامیداشت شاعران، سعی شده است نقطهنظر دیگران را درباره آنها بررسی کنیم، مثل برنامهای که درباره مشفق کاشانی تهیه شد و صحبتهای دکتر قیصر امینپور و دکتر محمود شاهرخی را پخش کردیم و نظرات دیگرانی که با ایشان در ارتباط هستند را به صورت تلفنی شنیدیم.
حقیقتگو ـ که از سال 68 فعالیت رادیوییاش را با برنامه «تا انتهای شب» آغاز کرده و در برنامههای مختلف فرهنگی ـ ادبی به تهیهکنندگی و سردبیری پرداخته است ـ با بسیاری از بزرگان شعر معاصر در ارتباط بوده و ساخت این برنامه را ادای دینی میداند به همه کسانی که در این حوزه زحمات بسیاری کشیدهاند.
وی میگوید: در نگاه اول شاید اختصاص 2 ساعت و نیم از آنتن یک شبکه رادیویی به یک شاعر زمان بسیار مناسبی به نظر برسد، اما برای پرداختن به حوزه کاری شاعری که سالها در این عرصه فعالیت کرده بسیار ناچیز است و ادامه میدهد: وقتی با استاد مشفق درخصوص برنامهای که به خود ایشان اختصاص داشت، صحبت میکردم، زمان برنامه به نظرشان زیاد آمد، اما من عرض کردم شاید کمترین کار یک رسانه که سالیان از آبشخور کارهای شما ادامه حیات میدهد همین تقدیرها باشد.
نکات پنهان زندگی حرفهای شعرا باید پررنگ شود تا شاعران جوان بدانند در این راه چه مرارتهایی کشیدهاند و از چه قابلیتهایی برخوردار بودهاند.
در برنامهای که به استاد شهریار اختصاص داشت، مسائل جالب توجهی بازگو شد، از جمله اینکه شهریار تا 14 سالگی یکبار قرآن را به خط نسخ نوشته است و پس از مراجعت به تهران به 4 زبان یعنی فارسی، آذری، فرانسه و عربی شعر میسرود و این نشانگر تسلط شهریار بر شعر است که آشنا کردن مخاطب با این افراد و پرداختن به آنها وظیفه رسانه است.
آزاده خواجه نصیری
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....