آنچه داستان فیلم «محافظت از تس» را سامان میدهد و خالق لحظات کمیک آن نیز هست، تضادی است که میان 2 شخصیت جوان و پیر فیلم وجود دارد؛ یعنی جوانی به نام داگلاس چسنیک که مامور محافظت از پیرزنی به نام تس است. اساسا آنچه در فیلمهای سینمایی قصهگو داستان را به پیش میبرد، تضادهایی است که میان شخصیتها وجود دارد. تضاد در شخصیتهای سینمایی باعث میشود که این شخصیتها انگیزهها و اهداف متضادی داشته باشند و برای رسیدن به این اهداف با پشتوانه چنین انگیزههایی اعمال و رفتارهای متضادی بروز دهند. کنشهای متضاد از سوی شخصیتهایی متضاد باعث میشود که آنها بر سر راه همدیگر برای رسیدن به اهداف متفاوتشان مانع بتراشند و از این میانه کشمکش دراماتیک متولد میشود. بعضی از این نوع تضادهایی که موجب کشمکش دراماتیک میشوند، 2 شخصیت را تبدیل به دشمنان قسم خورده هم میکند، اما در بعضی دیگر از فیلمها اینگونه نیست. در فیلمهای نوع دیگر ویژگیهایی متضاد از 2 شخصیت دوست و همراه یا همکار هم، همین کشمکش دراماتیک را به وجود میآورد، با این تفاوت که این تضاد دراماتیک دوم بشدت اولی نیست و به دشمنی منجر نمیشود و بیشتر اوقات هم لطف و ظرافت و عمق بیشتری از تضاد نوع اول دارد. تضاد میان شخصیتهای اصلی فیلم «محافظت از تس» از نوع دوم است.
در فیلمهایی که اختلاف سنی دو شخصیت، تضاد آنها را شکل میدهد، معمولا چنین ویژگیهای عمومی در پیران و جوانان موجود است که در زندگی واقعی هم مصداق دارد: جوانان دوست دارند وقتی کاری را شروع میکنند، زود به سرانجام برسانند. آنان عجول و تند مزاج هستند، اما به عکس، پیران دوست دارند که کارها را سرموقع و بدون عجله به انجام برسانند. جوانان همچون رهروانی هستند که تند میروند اما زود هم خسته میشوند، اما پیران، به عکس راه خود را آهسته و پیوسته میپیمایند و بنابراین شاید هیچ گاه آنچنان خسته نشوند. جوانان در عین بلندپروازیها و جاهطلبیهایشان، دوست دارند در زمان حال زندگی کنند، اما پیران دل در گرو گذشتهها و خاطراتشان دارند و....
اما نکته جذاب فیلم «محافظت از تس» این است که بیشتر این صفات و خصوصیات را برای دو شخصیت پیر و جوان عوض کرده است. یعنی شخصیت تس در این فیلم با ویژگیهایی تصویر میشود که او را به پیری برنادل تبدیل میکند و داگلاس چسنیک جوان این فیلم، به عکس، جوانی پیردل به نظر میرسد. میل تس پیر به رفتارهایی ناشی از نوعی سرخوشی جوانانه در تضاد با تمایل داگلاس به داشتن نظم و وقاری عصا قورت داده در همه کارها، کشمکش اصلی فیلم را میان این دو شخصیت جذاب و دوستداشتنی پدید میآورد.
تقریبا در همه فیلمهایی از این دست که دو شخصیت متضاد در کنار هم قرار میگیرند، هدف اصلی این است که در پایان فیلم، دو شخصیت به وضعیت متعادلتر و کاملتری برسند. در پایان «محافظت از تس» نیز همین اتفاق روی میدهد: داگلاس میفهمد که جدیت بیش از حد میتواند آزاردهنده و کسالتبار باشد و تس متوجه می شود که باید بیش از این به حقوق دیگران در قبال خودش و وظایف خودش در قبال دیگران احترام بگذارد. پس آنان میتوانند گامهای مناسبی در جهت درک یکدیگر بردارند و در نقش مادر و فرزندی قراردادی، به تکامل وجودی یکدیگر یاری میرسانند.