گفتم: یادش بخیر.وقتی کار درست و حسابی نداشتی هر هفته میرفتیم جمکران. سرش را به علامت تایید تکان داد و گفت: آره خب اون موقع کار درست حسابی نداشتم. نتونستم جلوی خودم را بگیرم و گفتم: یه وقتی کار درست و حسابی نداشتی حالا کار درست و حسابی نمیکنی.
وبلاگ نشریه اینترنتی توپک