حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
حدود 2 هفته قبل مردی 30 ساله که ساکن یک مجتمع مسکونی در شرق تهران بود، به سرش زد کمی کنجکاوی به خرج بدهد و به زیرزمین مجتمع نگاهی بیندازد. آنجا تاریک و خاک گرفته بود. مرد کنجکاو همینطور که اطراف را برانداز میکرد، در زیرزمین پیش میرفت تا اینکه یک لحظه احساس کرد زیر پایش خالی شده است.
او چند ثانیه بعد محکم به زمین کوبیده شد و وقتی چشمانش را باز کرد دید ته یک چاه عمیق است و به هیچ طریق نمیتواند از آنجا بیرون بیاید. مرد جوان که درد استخوانها و عضلات امانش را بریده بود در همان حالت سعی کرد خونسردیاش را حفظ و راهی برای نجات پیدا کند، اما بعد از چند دقیقه بتدریج امیدهایش کمرنگ شد؛ کسی به آن زیرزمین نمیآمد و صدایش به جایی نمیرسید. او در نیمه هوشیار بود که صداهایی را بالای سرش شنید و بعد دید مردی با استفاده از یک طناب در حال پایین آمدن از دیواره چاه است.
آتشنشانان از ماجرا مطلع شده و به کمک این جوان شتافته بودند، آنها با استفاده از وسایل ایمنی و ابزار ویژه، جوان مجروح را از چاه بیرون بردند و به خانوادهاش تحویل دادند. ماجرا از این قرار بود که یکی از همسایگان به طور اتفاقی به زیرزمین رفته و صداهای ناله مرد جوان را شنیده و با مرکز 125 تماس گرفته بود.
در این حادثه مرد 30 ساله با کمک امدادگران از مرگ نجات پیدا کرد، ولی احتمال داشت کسی صدای او را نشنود و وی جان خودش را در عمق 15 متری زمین از دست بدهد. حال آنکه اگر جوان کنجکاو چراغ قوه همراه داشت، میتوانست چاه را ببیند و داخل آن نیفتد از طرفی اهالی ساختمان هم میتوانستند برای چاه درپوش بگذارند یا دور آن حفاظ نصب یا لااقل با گذاشتن وسایل زائد اعلام هشدار کنند. به هر حال همین غفلتهای کوچک گاه حادثههای بزرگ به بار میآورد.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....