حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
موضوع حرفهای نبودن لیگ برتر فوتبال ایران به طیف وسیعی از شاخصهای گوناگون یک لیگ حرفهای برمی گردد که شامل برگزاری رقابتها تا زیرساختهای باشگاههاست. مجموعهای از شاخصها که حتی اگر به صورت سطحی به بررسی آنها بپردازیم به راحتی درمییابیم که دلیل فاصله گرفتن فوتبال ایران از قدرتهای برتر این قاره چیست و چرا هیچ گاه فوتبال ملی ایران به موفقیت پایدار دست نیافته است.
برنامهریزی ضعیف و تعطیلات پیاپی
طبیعتا وقتی به بررسی برگزاری این رقابتها میپردازیم در وهله اول شیوه برگزاری، نخستین مقولهای است که از ذهن میگذرد. سازمان لیگ برتر فوتبال بدون استثنا در 10 دوره اخیر لیگ و پس از پایان هر دوره به خود میبالد که رقابتها را به ایستگاه پایانی رسانده است. طوری این ادعا مطرح شده که انگار در هیچ جای دنیا رقابتهای لیگ به پایان نرسیده و همیشه در نیمه راه، لیگ کشورهای مختلف دچار تعطیلی شده است. در حالی که اگر انتقادی از شیوه برگزاری رقابتها مطرح میشود به برنامهریزی دقیق یک ساله برای طول فصل برمیگردد، چراکه در این صورت تیمها با تقویم رقابتها هماهنگ میشوند و این نکته میتواند نخستین گام برای ارتقای کیفی لیگ تلقی شود. گرچه ما به جرم آسیایی بودن تحت تاثیر برنامههای بعضا غیرکارشناسی AFC قرار داریم و کنفدراسیون فوتبال آسیا خود نیز برنامه ثابتی برای برگزاری رقابتهای مختلف قارهای ندارد و همین موضوع باعث سردرگمی فدراسیونهای ملی میشود، اما انتظار این است در سایر ایام که سازمان لیگ با چنین محدودیتهایی مواجه نیست دستکم از انجام تغییرات زیاد در برنامه مسابقات خودداری ورزد. در حال حاضر شاهدیم در طول برگزاری هر فصل بارها و بارها علاوه بر تعویق روزانه بازیها، تغییر ساعت بازیها نیز اتفاق میافتد. اینها علاوه بر وقفههای بیمعنی طولانیمدت در طول فصل است، در حالی که سازمان لیگ از ابتدای فصل میتواند با توجه به تقویم ملی، مذهبی و تقویم فیفا و کنفدراسیون فوتبال آسیا برنامه جامعی را تا پایان فصل اعلام کند تا وقفههایی نوظهوری که خاص لیگ ایران است بر کیفیت بازیها تاثیر منفی نگذارد. این خصوصیتی است که در لیگهای معتبر فوتبال دنیا سالیان متمادی است دیده میشود. در این رابطه با توجه به این که کارلوس کرش، سرمربی تیم ملی در جلسهای با مسوولان سازمان لیگ برنامه دقیق و جامعی را از این سازمان مطالبه کرد این امید وجود دارد که برنامه یک ساله سازمان لیگ برای اولین بار اعلام شود و دیگر شاهد اعلام تعطیلی سه چهار هفتهای این رقابتها نباشیم. سرآغاز این بحث را میتوان در قرعهکشی رقابتها مشاهده کرد. این که آیا قرار است در لیگ یازدهم هم شهرآورد تیمهای تهرانی در هفتههای میانی برگزار شود یا این که در این رابطه هیچ گونه ترسی وجود ندارد، همان طور که در لیگهای معتبر فوتبال دنیا مشاهده میشود.
داوری، هر سال دریغ از پارسال
این که اشتباهات داوری اجتنابناپذیر است در آن شکی نیست، چون داور هم یک انسان است و انسان هم جایزالخطا. اما به واقع میتوان گفت تنها وجه تمایز 2 فصل اخیر لیگ برتر در بحث داوری، انتخاب تیم داوری ایرانی برای شهرآورد تهران است و گرنه به لحاظ کیفیت قضاوتها نمیتوان ادعا کرد قضاوت داوران ما در 10 دوره اخیر به طور منظم سیر صعودی داشته است. در لیگ دهم هم که شاهد تصمیمات خلقالساعهای در برخی رقابتها بودیم. بنابراین به نظر میرسد همان طور که مسوولان فدراسیون فوتبال اذعان کردهاند باید در این رابطه برنامهریزی جامعی به منظور برطرف کردن مشکلات داوری و نه اشتباهات داوری، مورد توجه قرار گیرد.
لیگ حرفهای، فاقد ورزشگاه اختصاصی
10 دوره از لیگ حرفهای را پشتسر میگذاریم و خبری از ورزشگاه اختصاصی برای اکثر باشگاهها نیست، فاکتوری که طبیعتا در صورت فراهم شدن آن یکی از زمینههای درآمدزایی برای باشگاهها شکل میگیرد. در این رابطه استقلال و پرسپولیس که وضعیت روشنی دارند، سپاهان قهرمان لیگ هم که 2 فصل است در ورزشگاه ذوبآهن بازیهایش را انجام میدهد، سایر ورزشگاهها هم که متعلق به تربیت بدنی استانها هستند، آیا در چنین وضعیتی درآمد قابل توجهی عاید باشگاهها میشود؟!
لیگ حرفهای، فاقد درآمد
در حالی که اکثر باشگاهها یگانه راه درآمدزایی خود را در پخش تلویزیونی و بعضا بلیتفروشی جستجو میکنند میبینیم که در سایر بخشها برنامه مشخصی وجود ندارد، نه خبری از ساماندهی واقعی تماشاگران هست، نه قانون کپیرایت برای باشگاهها به تصویب رسیده و نه باشگاهها سرمایهای دارند که بخواهند در بخشهای مختلف سرمایهگذاری کنند تا عواید آن را به فوتبال تزریق کنند.
افت تماشاگر
لیگ دهم از نظر تعداد تماشاگر در تاریخ لیگ فوتبال ایران در نوع خود رکورد زد، چرا که علاوه بر تیمهای شهرستانی، دو تیم تهرانی هم بندرت پای 10 هزار تماشاگر را به ورزشگاه آزادی کشاندند تا در چنین وضعیتی شور و هیجان این رقابتها کاسته شود. جالب اینکه در شهرآورد تهران هم شاهد خالی بودن بخش چشمگیری از سکوهای ورزشگاه آزادی بودیم.
مربیان خارجی
10 دوره لیگ حرفهای ایران شاهد حضور مربیان خارجی با کارنامههای متفاوتی بود؛ از مربیان نامداری همچون مصطفی دنیزلی ترک و وینگادای پرتغالی گرفته تا مربیان متوسط همچون لوکا بوناچیچ و مربیان گمنام دیگری عمدتا از کشور کرواسی. به جرات میتوان گفت که فوتبال ایران از حضور این مربیان چه قوی و چه ضعیف، کمترین بهره را برده و حتی گاهی چوب لای چرخ مربیان با دانشی همچون مصطفی دنیزلی گذاشته شده تا او زمین بخورد. در این وضعیت به نظر میرسد روند حضور مربیان خارجی سال به سال کمرنگ تر میشود، اتفاقی که امسال در لیگ برتر افتاد اینکه تومباکوویچ بعد از چند هفته استیلآذین را رها کرد و کاسیمیروی پرتغالی را هم در صنعت نفت آبادان فراری دادند تا مشخص شود رفته رفته مجالی برای حضور مربی خارجی چه خوب و چه بد در لیگ برتر وجود ندارد.
معرفی پدیدهها
اگر میبینیم لیگ نهم و دهم پدیدههایی همچون کریم انصاریفرد و آرش افشین را به فوتبال ما معرفی میکنند، نباید زیاد تعجب کنیم. به هر حال در طول 34 هفته ماراتن 18 تیم از نقاط مختلف کشور بالاخره یکی دو نفر چهره میشوند آما آیا واقعا ظرفیت فوتبال ما در یکی دو پدیده خلاصه میشود؟ به واسطه عدم حاکم بودن نگاه جوانگرایی و پشتوانهسازی در لیگ، امروز به جایی رسیدیم که میانگین سنی تیم ملی ما نزدیک 30 سال شده و سرمربی پرتغالی تیم ملی آن را زنگ خطری برای فوتبال ایران میداند.
لیگ یازدهم و شرایط متفاوت
طبیعتا در شرایطی که تنها پرداخت پول به بازیکنان و مربیان، لیگ را حرفهای کرده است نباید توقع داشت که باشگاههای خصوصی بتوانند به حیات خود ادامه دهند.
در حقیقت در وضعیت فوتبال دولتی امروز، اگر غیر از این شرایط حاکم بود باید متعجب میشدیم، هر چند به نظر میرسد لیگ یازدهم با توجه به بحث جدی خصوصیسازی و تصویب قانون ممنوعیت سرمایهگذاری دستگاههای دولتی در ورزش حرفهای، این لیگ شرایط منحصر به فردی از این حیث خواهد داشت و طبق زمزمههایی که به گوش میرسد باید منتظر اتفاقات جالبی همچون واگذاری تیمهای دولتی به اشکال مختلف باشیم.
افول قدرت پرسپولیس و استقلال
گرچه تیمهای استقلال و پرسپولیس در صدر پرامتیازترین تیمهای 10 دوره اخیر لیگ حرفهای قرار دارند، اما نباید فراموش کنیم که از مجموع 10 دوره این رقابتها، سپاهان اصفهان با 3 قهرمانی پرافتخارترین تیم محسوب میشود و سرخابیها در مجموع تنها 4 بار به جام قهرمانی این رقابتها رسیدهاند. این را باید مقایسه کرد با زمان
پیش از راهاندازی لیگ برتر، یعنی قبل از دهه 80 . فوتبال ما خوب یا بد دو قطبی بود، اما خوبی همین دو قطبی، داشتن تیم ملی پرقدرتی بود که گاهی تنها به دلیل ضعف برنامهریزی و اقتضائات زمانی، در رقابتهای مختلف ناکام میماند.
استقلال پرامتیازترین تیم تاریخ لیگ حرفهای
در مجموع 10 دوره لیگ برتر تنها تیمهای استقلال تهران، پرسپولیس، سپاهان، ذوبآهن، سایپا و پاس در تمام ادوار لیگ حضور داشتهاند (پاس به دلیل سقوط به لیگ یک، در دوره یازدهم لیگ برتر حضور نخواهد داشت) که در این میان استقلال با کسب 533 امتیاز (در مجموع امتیازهای کسب کرده در 10 دوره) و با اختلاف 30 امتیازی نسبت به رقیب سنتی، پرامتیازترین تیم تاریخ این رقابتها محسوب میشود. این در حالی است که در طول 10 دوره اخیر که لیگ به صورت 14، 16 و 18 تیمی برگزار شده است 27 تیم در این رقابتها حضور داشتهاند که تیمهای شهرداری تبریز، نفت تهران، پیام مشهد، شیرین فراز کرمانشاه و کابلهای مخابراتی شهید قندی یزد تنها در یک دوره از این رقابتها حضور داشتهاند و البته تیمهای شهرداری تبریز و نفت تهران در لیگ یازدهم نیز حضور خواهند داشت.

امید توفیقی / گروه ورزش
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....