پُستخانه

کد خبر: ۴۰۸۱۱۷

3-یا وبلاگ خودتون یا صفحه بروبچ، متنتون رو فقط برای یکی از این دو جا پست کنید. 4-کوتاه بنویسید، امکان چاپش بیشتره. 5-برای نوشته‌های طنز و بانمک پارتی‌بازی می‌شه! 6-پارتی ندارین؟ آاااخی! پس یه‌چی بنویسین که چفت و بستش درست باشه، یه حرفی داشته باشه که به درد دیگران بخوره، آخرشم نگیم: حالا منظور؟! 7-تا رسیدن و چیدن نامه‌ها و ایمیلهاتون، یه یکی دو ماهی (نااااقاااابل!) صبر کنین. بچه‌م رو گازه و چم‌دونم نامه‌م نوبره و اینام، چیییی؟... نه‌اااارییییم‌هاااا!!

بدون نام: بتازگی با چاردیواری آشنا شده‌ام. تصمیم دارم با شما در تماس باشم و نظراتم را به سمعتان برسانم. ممنون از مطالب جذابتان.

بذا سمعَکم رو بذارم... آاااهاااا... خب، بفرما! هاااان؟ تماست خط و خش داره‌ها! یه‌ذره‌م ولوم بده بینیم چی می‌گی، در خدمتیم! (دِ! صَب کن بینم... اسمتم که نگفتی!؟ ای باباااا... حالا این دفعه هیچ، دفعة بعد پات رو از رو سیم وردار، اسمتم بگو، بعد تماس بگیر! وگرنه هزینة تماس با خودته! بازم می‌شی بدون نام!)

جوجه 5/18 روزه: «زهرا چاوشی» عزیز از اهواز؛ [...] به نظر من هر چیزی کاملاً منفی یا کاملاً مثبت نیست! شما مثال زدین، منم مثال می‌زنم: شما عمل یه شته رو در نظر بگیرین (داشتی مثال رو؟!!) با این‌که عملش از این بابت که شیرة درخت رو می‌خوره و خشکش می‌کنه، بد و منفیه، ولی از جهتی چون تو کار مورچه‌ها کمک می‌کنه از نظر پزشکی خوب و مفیده! چشم‌وهمچشمی هم قبول دارم جنبة بد زیادی داره ولی من قسمت پُرِ لیوان رو در نظر گرفتم و جنبة خوبش رو مطرح کردم! مسلماً کسی که عقل تو سرشه و می‌تونه خوب و بد رو از هم سوا کنه، هیچ وقت رقابت سالم رو نمی‌ذاره بره دنبال ناسالمش که همون چشم‌وهمچشمی باشه، که آخرش به هزار مصیبت مدرکی بگیره که فقط به درد رو کوزه گذاشتن بخوره!

زهرا تعلیمیان از بندر آستارا: اگر گویم بدون تو زنده نیستم، کسی را در سینة خود جای ندهم، ز من خواهی پرسید کیستی تو؟! چیستی تو؟! من گویم در این دریای بیکران موج بیقرارم[...].

شکیبا 19 ساله: حدود یک ماه پیش برات ایمیل زدم که ازت خواسته بودم برای مطالعة پایه‌ای فلسفه و منطق بهم کتاب معرفی کنی؛ خواستم بگم مرسی به خاطر کتابایی که معرفی کردی. حالا واقعاً این‌جوری می‌تونم حداقل گلیمِ منطقی(!) خودم رو از آب بکشم بیرون؟ مطالعة کتابا واقعاً کارآمد هست؟ [...]

دِ! یه دفعه بگو این ف.حسامی بیسواد، همیییین جوووور واس خالی نبودن عریضة این یه صفحه، یه چی می‌گه! نه... خجالت نکش... بگو دیگه! دِ! حرفا می‌زنه! (آخه آقا! شما ببینین! یخه رو گرفته، می‌گه شکیبایی پیشه کن! نه... می‌شه شکیبا بود؟!) دِ! اصن تو این چن سال یه مورد دیدی همین جور واسه از سر واز کردن، حرفی بزنم؟ نه... دیدییییی؟! دِ! (یه لیوان آب بده ابوالقاسم! دیگه خودت می‌بینی که فشارم رفته بالا!)

الهه شاطری: تو همونی که می‌تونی/ توی قلب من بمونی/ شبا آروم پیش چشمام/ واسه من قصه بخونی/ تو همونی که تو شبها/ واسه من ستاره می‌شی/ وقتی که تنها و خسته‌م/ واسه من بهانه می‌شی/ تو همونی که می‌تونی/ همیشه پیشم بمونی/ تا بگم که توی دنیا/ تو همونی که می‌مونی.

بفرما! اینم نظر خیام جونِ خودم که میکروفن به دست اومده رو صحنه و می‌گه: یک دو سه، امتحان می‌کنیم!! الو! یک دو سه! آخه یعنی چی «تا بگم که توی دنیا تو همونی که می‌مونی»؟!! (این‌جا چشاشم که از تعجب گرد شده به دوربین نزدیک می‌کنه و ادامه می‌ده:) از نظر شکل و فرم، خوبه‌هاااا؛ اما هنر که فقط شکل و فرم نیس عسلک مادر؛ درونمایه و محتوا هم باس یه چیز درست و حسابی و بی‌اشکالی باشه بابام‌جان! (حالا اینا رو که خیام گفت، می‌دونی اونم آدم صریحیه... نری یه گوشه بشینی بگی: خیلی‌هم دلت بخوااااد! اصلنم دیگه شعرام رو برات نمی‌فرستم! من که دلم از این شعرا، زیاد می‌خواد. اصن از من بپرسی، می‌گم خیلی هم خوبه، تا لج خیام درآد!).

حامد 22 ساله از برازجان: 1-وسعت قلب ما پهناورتر از گسترة گیتی‌ست پس می‌توانیم همه را در آن جای دهیم (دوست داشته باشیم). هر کس را به اندازة خودش دوست داشته باشیم. 2-اگر عاشقی، زندگی کن، وگرنه سرگرم بازی زندگی باش!

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها