گروهی نیز گردشگری حلال را از دیدگاه خود تعریف کردهاند که اگر این سیر همینطور پیش برود و مسوولان امر خود تعریف مورد نظرشان را ارائه نکنند، چه بسا تعریفهای دیگر در ذهن جامعه نقش ببندد و جایگزینی تعریفی جدید مشکلتر شود، اما اگر در بین همین ابهامها بخواهیم موضوع را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم چند سوال جدی مطرح میشود.
مخاطبان گردشگری ایراننخستین پرسشی که هنگام تدوین استراتژیهای مختلف باید مدنظر قرار گیرد این است:«جامعه مخاطبان ما چه کسانی هستند؟» بنابراین در ابتدا باید نگاهی اجمالی به پاسخ این پرسش داشته باشیم. پیش از آغاز بحث، خوب است به این نکته اشاره شود: هنگامی که از استراتژی توسعه گردشگری سخن به میان میآید، منظور و هدف، گردشگری در سطح بینالملل است و با دیدگاه یک صنعت باید با رویکرد کسب و کار فرهنگی آن را با معادلات اقتصادی دنیای امروز اداره کرد.
به نظر میرسد که 2 گروه عمده بیش از سایرین علاقهمند سفر به ایران هستند؛ یک دسته جهانگردان خارجی و بویژه جهانگردان اروپایی هستند که به تاریخ و فرهنگ ایران علاقهمندند. برای این دسته بیش از هر چیز میدان امام اصفهان ارزشمند است با نگارگریهای مسجد شیخ لطفالله، عظمت پرسپولیس، بازار سنتی کاشان و ارگ بم و کلوتهای شهداد کرمان و...
این دسته از جهانگردان غالبا افرادی بازنشسته هستند با متوسط سن بالای 50 سال و حتی در برخی موارد در دهه 60 و 70 زندگی؛ فراموش نمیکنم سخنان استادی را که سالها تجربه تورگردانی تورهای خارجی را در انبان داشت و از تجربیاتش و پیرزنی معلول میگفت که با هفتاد و اندی سال، مشتاق بود همراه با جمعیت از پشت بام یکی از مساجد معروف بازدید کند و هنگامی که به کمک اعضای گروه توانست به بالای پشت بام برسد پر بود از حس خوب توانستن.
این بخش از جهانگردی در تقسیمبندیهای تخصصی به جهانگردی فرهنگی (Cultural Tourism) مشهور است. مهمترین مشخصه این دسته از جهانگردان برای ما این است که مشکلی با رعایت حجاب و مقررات ایران ندارند. چنین جهانگردی میداند که نه برای صرف مشروب الکلی به ایران آمده است و نه اینکار برای او جذابیتی دارد، حداقل این است که اگر چنین علاقهمندیای هم داشته باشد آن را در جای دیگری جستجو میکند. این جنس جهانگرد به ایران آمده برای اینکه به تاریخ، فرهنگ، آثار باستانی و طبیعت منحصربهفرد ایران، به پیوستگی کوهها و کویرها علاقهمند است؛ برای جهانگردی که از قاره سبز میآید حتی دیدن بیابانها خود تفاوتی است که او به دنبال آن است.
به همین سبب در طول سالیانی که این دسته از جهانگردان به ایران سفر کردهاند، مشکل زیادی رخ نداده است، بویژه اگر اطلاعرسانی مناسبی در این ارتباط صورت بگیرد و جهانگردان پیش از ورود به ایران با مقررات و قوانین کشورمان آشنا شوند، آنگاه میتوانیم انتظار داشته باشیم که این دسته از آسیبها به حداقل برسد.
دسته دوم همان جهانگردانی هستند که به سبب جاذبههای مذهبی به ایران سفر میکنند. تردیدی نیست که بقاع متبرکه و بویژه حرم رضوی و حرم فاطمه معصومه(س) در مشهد و قم در راس این جذابیتها قرار دارد که برای بسیاری از شیعیان و فراتر از آن مریدان و علاقهمندان به اهل بیت میتواند جذابیت ایجاد کند.در کنار اینها، مراسم آیینی ـ مذهبی مانند تعزیههای محلی و مراسم توزیع نذورات خاص نیز از دیگر جذابیتهایی است که برای بسیاری از مردم بویژه مسلمانان میتواند علاقهمندی سفر را ایجاد کند.
گردشگری پس از صنعت نفت و خودرو، سومین صنعت درآمدزای دنیاست؛ بنابراین برنامهریزی در این حوزه نیازمند نگاه مدیریتی است
در کنار این جذابیتهای فرهنگی، طبیعت چهارفصل ایران نیز موقعیت متمایزی است که میتواند بستر و محمل گردشگری باشد؛ به عنوان نمونه ایجاد سوئیتهای مجهز در سواحل شمالی و جنوبی کشور با رعایت اصول اسلامی قطعاً برای زنان مسلمان جذاب خواهد بود که بتوانند سفری ایمن و منطبق با آداب دینی خود داشته باشند، اقدامی که به صورت محدود در برخی کشورهای حاشیه جنوبی خلیجفارس مشاهده میشود. علاوه بر ساحل، طبیعت گونهگون ایران چهارفصل ما علاقهمندان زیادی در اقصی نقاط دنیا دارد که حتی با رعایت استانداردهای قانونی کشور میتوان از آنها بهره گرفت.
بنابراین همانگونه که مشاهده میشود، جهانگردان، ایران را برای تفریحات غیرمتعارف انتخاب نمیکنند و میدانند که مقصد گردشگریشان باید جایی جز ایران باشد که البته در دنیای امروز چنین مقاصدی کم نیستند و گردشگری که به ایران سفر میکند میداند که سفرش، یک سفر تاریخی و فرهنگی است.
توسعه متوازن یا گردشگری نامتوازنایران در زمینههای مختلف برای گسترش گردشگری ظرفیت دارد، تردیدی نیست که گردشگری به عنوان یک امکان برای ترویج فرهنگ هر کشوری مطرح است و قرار نیست با گسترش گردشگری، کشور میزبان در مهمانان خود مستحیل شود و از آن سوی هر گردشگری نیز میداند که باید به ارزشهای بومی جامعه میزبان احترام بگذارد؛ بنابراین خوب است که رعایت قوانین را به عنوان پیشفرض بپذیریم و آنگاه با تکیه بر اصول مدیریتی در جهت توسعه متوازن گردشگری در تمام لایهها برنامهریزی کنیم.
گردشگری پس از صنعت نفت و خودرو، سومین صنعت درآمدزای دنیاست؛ بنابراین برنامهریزی در این حوزه نیازمند نگاه مدیریتی است و اتکا به یک نقطه خاص در نهایت منجر به توسعه نامتوازن آن صنعت خواهد شد. به عنوان مثال اگر استراتژی ایران بخواهد روی توسعه گردشگری زیارتی شکل بگیرد، طبیعی است که بیش از هر چیز 2شهر مشهد و قم مدنظر قرار خواهند گرفت ولی آیا بهراستی میتوان چشم را بر روی سایر مناطق ایران بست؟
درست است که مشهد و قم و سایر شهرهای زیارتی از ظرفیت خوبی برای توسعه گردشگری برخوردارند ولی در کنار آنها اماکن و مقاصد بسیاری نیز وجود دارند که دارای جذابیتهای گردشگری بالایی هستند. به عنوان نمونه در اطراف مشهد منطقه کلات نادری از نظر تاریخی از پتانسیل بالایی برای جذب گردشگران با دیدگاههای متفاوت برخوردار است، ضمن اینکه طبیعت منحصربهفرد این منطقه نیز برای گردشگران علاقهمند به اکوتوریسم، قابلتوجه است.
در ارتباط با قم نیز در فاصله حدود یک ساعتی از این شهر، دارالمومنین کاشان قرار دارد که با خانه بروجردیها، باغ فین، قمصر، نیاسر و... زبانزد خاص و عام است.
پس به یاد داشته باشیم که گردشگری مفهومی چندجانبه است، توجه و توسعه تکبعدی آن، خدمت به این صنعت نیست.
نام ایران با پیشوند جمهوری اسلامی همراه است، مسافری که به این کشور میآید خود میداند که باید قوانین را رعایت کند بنابراین هر گردشگری که وارد ایران میشود به نوعی گردشگر حلال است، چون باید قوانین را رعایت کند، بنابراین خوب است که مسوولان سازمان میراث فرهنگی و به ویژه معاونت گردشگری توضیح بیشتری در ارتباط با مفهوم گردشگری حلال به افکار عمومی ارائه کند.
اینکه گردشگری حلال چه معنایی دارد؟ و آیا گردشگری غیرحلال نیز در ایران وجود دارد؟
مریم چهاربالش
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....