حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
«تو من را دوست نداری، به من توجه نمیکنی، تو با همه حرف میزنی و میخندی اما با من نه!»
«این بچه به تو و خانواده تو رفته، اصلا شبیه من نیست، حتی لجبازیهایش شبیه توست.»
و ...
شما آینده را چگونه میبینید؟ آینده برای شما چه رنگی است؟ روزهایتان چگونه میگذرد؟ روزهای شما چه رنگی هستند؟ سیاه، سفید، خاکستری یا ... فکر میکنید سال آینده زندگی شما در چه نقطهای باشد؟ هیچ نقطهای؟ تغییر نمیکند؟ به تغییر زندگیتان امیدی ندارید؟ چه گفتید؟ هر روز بدتر از دیروز است؟
خیلی از ما که به آینده بدبین هستیم و به یاس و نومیدی دچاریم، افراد خوشبین را سادهلوح میدانیم که بیجهت به هر چیزی دلخوش هستند. خوشبینها هم معمولا افراد مایوس را مانع سرخوشی و امید به آینده میدانند و از این که یاس آنها دامنگیرشان شود، نگرانند، اما این که کدامیک برای زندگی مشترک و پیشرفت آن ضروری است، همه بر خوشبینی متفقالقولیم؛ ولی با وجود علم بر اهمیت خوشبینی، گاهی ناخواسته به آینده، به همدیگر، به زندگی مشترک و داشتههایمان بدبین هستیم. چه باید کرد؟
بعد از این که همسرم ورشکست شد، تصمیم گرفتم تمام طلاهایم را بفروشم و از پدرم پول قرض کنم تا او کسب و کارش را ازنو شروع کند. ولی او ترسیده بود. هیچ امیدی نداشت. وقتی باهم صحبت میکردیم از شکست مجدد و احتمال از دست دادن اعتبارمان حرف میزد. هیچ معامله سنگینی را حاضر نبود انجام دهد. دست و دلش میلرزید. به همین دلیل سالهاست زندگی ما هیچ پیشرفتی نداشته و به خاطر همین روحیه همسرم، نمیتوانیم وضعیت زندگیمان را تغییر بدهیم.
بدبینی را روانشناسان نوعی بیماری و اختلال روانی تعریف میکنند که درجات مختلفی دارد. همه ما شاید در زمانها و موقعیتهای خاصی، نسبت به آینده یا افراد اطرافمان بدبین و مایوس باشیم، اما افراد بدبین به شکل یک بیماری دارای احساسات خاصی هستند که گاه فرد امیدش را به زندگی از دست میدهد. افراد بدبین نیمه خالی لیوان را میبینند. با نگاه کردن به هر چیزی به دنبال پیدا کردن عیب و نقصی در آن هستند. زیباییها و نیکوییها را نمیبینند یا از دیدن آن لذت نمیبرند. بدبینی میتواند فرد را به اختلالات شخصیتی دچار کند، به طوری که در شناسایی موقعیتها به دوگانگی روی بیاورد و توان مهار موقعیتی را که در آن قرارداد از کف بدهد.
«وقتی در تاکسی را میبندم، اعتراض میکند: خانم یواشتر، در خانهات را هم همینطوری میبندی؟ جوابش را نمیدهم، اما صحبت او ادامه دارد. الان یک در ماشین را عوض کنم، میدانی چقدر باید پول بدهم؟ هفته پیش دو حلقه لاستیک انداختم زیر این زبان بسته، کمرم شکست. هر مسافری که سوار و پیاده میشود، انگار نفرین خدا هستند. یک جای ماشین لق میزند. از صبح تا شب دنده عوض کن، دست آخر هم، شب باید با دست خالی به خانه بروم. آخر این چه زندگی است و ...»
این آقای راننده یا رانندههایی مانند این آقا ـ که در سطح شهر ما کم نیستند ـ نمونه بارز افراد بدبین و ناامید هستند که احساسات منفی خود را دائم با دیگران تقسیم میکنند.افراد بدبین تهی از اعتماد به نفس هستند. به گفته برخی روانشناسان و برگرفته از برخی کتابهای این حوزه مطالعاتی، گاه شکستهای پی در پی در عرصه خانوادگی، شغلی و روابط اجتماعی منجر به بروز بدبینی و یاس در افراد میشود.
«دیگر به هیچ مردی نمیتوانم اعتماد کنم. 5 سال پیش با یکی از دوستان برادرم ازدواج کردم. با این که پدرم قبل از عقد، تحقیقات مفصلی کرد و همه دوستان و فامیل و همسایهها مهر تایید به اخلاق و رفتار او زدند، اما او هیچکدام از این خوبیها را نداشت. شبها دیر به خانه میآمد و بعد از تولد فرزندم فهمیدم با زن دیگری رابطه دارد. با وجود این، یک سال دیگر دوام آوردم، اما او اصلاح نشد همچنان با آن زن رابطه داشت. شما جای من بودید، به مرد جماعت اعتماد میکردید؟!»
سوءظن، آتش در خرمن خانواده
بدبینی یا به قول قدیمیها بددلی وقتی از شکل اجتماعی به درون خانوادهها راه مییابد، بسادگی قابل گذشت نیست. گفته میشود بدبینی به لحاظ کمیت در زنان بیشتر است، اما معمولا شدت بدبینی و خانمان براندازی آن میان مردان شیوع بیشتری دارد. بدبینی معمولا تفسیر غلط از رفتار دیگران و دامن زدن به سوءتفاهمات است. در این شکل بدبینی یا سوءظن چنان در وجود زن یا مرد خانواده ریشه میدواند که نسبت به هم مشکوک هستند. فرد احساس میکند آن رفتاری که از همسر خود میبیند واقعی نیست و با آن چیزی که در پشت صحنه وجود دارد، متفاوت است.
گاهی بدبینی نسبت به همسر، با علاقه زیاد به او توجیه میشود. خیلی از مردان و زنان به بهانه علاقه، دائم همسر خود را چک و در امور شخصی او دخالت میکنند. در حد افراط تصور میکنند که رابطه آنان خالص نیست و پای زن یا مرد دیگری در میان است. در موارد دیگر، گاهی زنان بدبینی و سوءظن همسر را نشانه علاقه او و حتی غیرت و تعصب او میدانند و حتی به آن مباهات میکنند، در حالی که تشدید سوءظن و تمجید از صاحب آن اغلب یکی از دلایل اختلافات خانوادگی در سالهای بعد و حتی جدایی همسران است.
خود و خانواده را به معاشرت با افراد خوشبین و موفق عادت دهیم و با دیدن یک اشتباه به افراد خانوادهمان بدبین نشویم
«3 سال قبل از همسرم جدا شدم، یعنی خودم خواستم پیش از این که بچهدار شویم از هم طلاق بگیریم، چون حسی به من میگفت زندگی ما دوام و بقایی ندارد.» او اضافه می کند: «سالهای اول زندگیمان دائم به تلفن همراهم زنگ میزد، کجایی؟ الان چه کار میکنی؟ با کی هستی؟ و ... من هم پیش دوستانم پز میدادم که شوهرم خیلی به من علاقه دارد. بعد که درسم تمام شد و رفتم سرکار، این رفتارش ادامه داشت. من مهندس کامپیوتر بودم. سر جلسه، توی اتاق کار و هنگام ملاقات با ارباب رجوع و ... گاه و بیگاه به من زنگ میزد و استنتاخ میکرد. واقعا آزاردهنده بود. دیگر عشق و علاقه برایم معنی نداشت. نوعی دخالت در کارم بود. انتظار داشت وقت خرید مانتو و کیف و کفش شخصیام نظرش را بپرسم و طبق سلیقه او لباس بپوشم. بدبین بود. وقتی به او اعتراض میکردم میگفت: من به تو بدبین نیستم، جنس مردها را خوب میشناسم. همه اینها باعث شد خودم را خلاص کنم و از او جدا شوم...»
براساس دیدگاههای تخصصی روانشناسان، زمینههای فرهنگی و تاریخی بروز بدبینی، یاس و سوءظن را در افراد چنان تقویت میکند که خود آن افراد از بروز و ظهور آن بیخبرند. مثلا نحوه انتخاب همسر نمیتواند بدبینی را تقویت کند. اگر کسی در شرایط سختگیرانهای در خانوادهای با مایههای بدبینی بزرگ شود، معمولا اعتماد به نفس پایینتری دارد. افراد دارای والدین سختگیر و با اعتماد به نفس پایین معمولا به اطرافیان بدبینترند.
همچنین در خانوادههای از هم پاشیده که والدین باهم لجبازی میکنند و سوءتفاهمها در آن زیاد است، فرزندان بیشتر به بدبینی گرفتارند. در بیشترین این خانواده، دختران و پسران به جنس مخالف بدبین هستند و در معرض اطلاعات غلط از مردان و زنان قرار دارند و آن را به سایر افراد تسری میبخشند.
چگونه خوشبین باشیم؟
دکتر وان دایر، روانشناس میگوید: «ما پیوسته به چیزی تبدیل میشویم که به آن میاندیشیم.»
وقتی دائم همسرتان را در حالتی تصور کنید که به دیگری فکر میکند یا ممکن است به شما خیانت کند، ناخواسته خود را در معرض افکار منفی قرار میدهید؛ افکاری که بدبینی را به اطرافیان تشدید میکند.
اینگونه افکار بازدارنده است و وقتی به ذهن خطور میکند، بسرعت فضای ذهن شما را اشغال میکند.
اما خانوادههای خوشبین، با وجود تفکر درباره گذشته و آینده، در زمان حال زندگی میکنند و از آنچه دارند، راضی و خشنود هستند. از دیدگاههای درست و منطقی دیگران حتی اگر انتقادی باشد استقبال میکنند و برای رد کردن نظر دیگران هم دلیلی منطقی دارند.
همسران مثبتاندیش از عبارات امیدبخش حتی در شرایط بحرانی بیشتر استفاده میکنند. آنها عادت دارند با مشکلات کنار بیایند و برای حل آنها به جای ابراز عجز و ناتوانی یا خود را بدشانس دانستن، با اجماع و مشورت باهم و افراد متخصص مسائل را حل میکنند.نمود بیرونی خانوادههای خوشبین، بشاش بودن و سرزندگی است. دلخوشیهای آنان کوچک اما پایدار است. در ارتباطات اجتماعی به هم و به فرزندانشان حسن ظن دارند. حتی فعالیت اجتماعی یکدیگر را محترم میشمارند و در ابراز عشق به هم کوتاهی نمیکنند. این امر باعث میشود زوجهای مثبتاندیش به هم اعتماد کنند و با هر فرد خارجی این ارتباط متزلزل نشود.
چگونه بدبینی را از خانواده دور کنیم؟
«دوستان همسرم در بدبینی و سوءظن او بیتاثیر نبودند، او به 3 نفر از دوستانش علاقه زیادی داشت که از دوران دبیرستان باهم رفاقت داشتند، تا این که یکی از آنان از شوهرش جدا شد، از آن روز ارتباط او و همسرم بیشتر شد، آنها ساعتها باهم حرف میزدند و همسر من نقش سنگ صبور برای او داشت.
من با این مساله مخالفتی نداشتم، حتی از این که او در پی حل مشکل عاطفی و منطقی با دوست قدیمیاش است، خوشحال بودم. اما به نظرم میرسید به جای این که همسر من نقش مشاور او را داشته باشد، آن خانم در ایجاد حس بدبینی به مردها در همسر من تاثیر مهمی داشت. همسر من بتدریج بدبین شد و این عبارات را بارها تکرار میکرد که همه شما مردها اینگونه هستید، همه شما مردها مثل هم هستید، هیچکدام از شما مردها قدر زنها را نمیدانید، شما مردها، زنها را برای آشپزی و کلفتی میخواهید و ... این جملات آنقدر زیاد شد که من را از ادامه زندگی خسته کرد، چون او دیگر آن زن مثبتاندیش سابق نبود.»
براساس کتابهای روانشناسی، برای جلوگیری از ایجاد بدبینی در خود و فرزندانمان، هرگز خودمان و اعضای خانواده را با دیگران مقایسه نکنیم تا دچار بدبینی حاصل از مقایسه نشویم. به اصلاح درون بپردازیم و به خاطر یکسری اختلافنظرها و تفاوت سلیقهها، بیدرنگ نتیجهگیری نکنیم. برای نظرها و نگرشهای افراد خانواده ارزش قائل شویم و با تشکیل جلسات خانوادگی درصدد رفع مشکلات و اختلاف نظرها برآییم.
سعی کنیم از معاشرت خود و افراد خانواده با افرادی که در حسن نیت و صداقت آنها شک داریم، بپرهیزیم و اجازه ندهیم دیگران نوع نگاهها را به محیط خانواده و شریک زندگیمان تغییر دهند.
با افراد موفق معاشرت کنیم، از قضاوتهای بیجا درباره افراد خانواده بپرهیزیم و با دیدن یک اشتباه ساده دیدگاهمان را نسبت به افراد عوض نکنیم و فورا به اطرافیانمان بدبین نشویم.
ساعتها نشستن مقابل تلویزیون و تنها ماندن و ارتباط با دیگران نداشتن، فضا را برای بدبین بودن ما مساعد میکند. اجازه ندهیم این پارامترها جایگزین فضای صمیمی و روابط درون خانواده ما شود. معمولا افراد به این دلیل در دوران سالمندی بدبین میشوند که احساس تنهایی میکنند. با اعضای سالمند فامیل بیشتر ارتباط برقرار کنیم. همچنین ارتباط کلامی خود را با افراد خانواده افزایش دهیم و موارد ابهامی را که در ذهن ما به عملکرد اعضای خانواده به وجود آمده است با گفتوگوی صحیح و توضیح خواستن از آنها برطرف کنیم. در قضاوت دیگران بیشتر از آن که به تحلیلهای ذهنی خود تکیه کنیم، به واقعیتهای عینی و خارجی توجه کنید و همواره به یافتههای ذهنی خودمان شک کنیم به جای این که به اطرافیانمان مشکوک باشیم.
نتایج پژوهشها چه میگوید
براساس نتایج پژوهشی در شهریور سال 87 با موضوع بررسی رابطه کارایی خانواده با خوشبینی و سلامت روان در جمع برخی پسران دانشجو، بین کارایی خانواده و خوشبینی و بین کارایی خانواده و سلامت روانی، بین خوشبینی و سلامت روان و بین کارایی خانواده و افسردگی در اعضای خانواده رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
نتایج این پژوهشها نشان دادخوشبینی و ابتلا به اضطراب و افسردگی رابطه معنادار و منفی دارند، یعنی با افزایش یکی، میزان دیگری کاهش مییابد و به عکس و در نهایت بین بدبینی و اختلال در کارکرد اجتماعی رابطه مستقیم وجود دارد.
مثبتبین باشیم نه دهنبین
«وقتی قرار بود در آزمون سراسری دانشگاه شرکت کنم مادرم دوست داشت، پزشک شوم و پدرم اصرار داشت در شغلی نان و آبدار ادامه تحصیل بدهم مثل مهندسی عمران. بعد از مدتی مادرم و پدرم با این که میگفتند ما مطمئن هستیم تو در آزمون امسال قبول میشوی، از من خواستند وکیل شوم و پدرم هم اصرار داشت چون پسرعمویم داروسازی قبول شده من هم این رشته را انتخاب کنم. خلاصه این که با هر میهمانی و جمع خانوادگی، آنها از من میخواستند رشتهای قبول شوم که آنان میخواهند. این وضعیت واقعا خستهکننده بود.»
مثبت دیدن رویدادها و افراد با سادهلوحی و دهنبینی متفاوت است. بسیاری از ما تا آنجا در مثبتاندیشی افراط میکنیم که اعتماد مفرط به هر شخصی و در هر کاری منجر به خسران و ضرر به ما میشود. منظور از خوشبینی، اعتماد کامل به تمام اطرافیان نیست، بلکه پرهیز از هجمه شکست و سوءظن و امید به آینده برای داشتن زندگی راحتتر است.
خانمی که از بیماری افراط در بدبینی به دیگران رنج میبرد و به خاطر همین مشکل امید به آینده را از دست داده و در پی آن سیستم دفاعی و عصبی بدنش بشدت ضعیف شده در مطب یک روانپزشک از شیوههای درمانی خود میگوید. او توضیح میدهد که پزشکش به او القا میکند تا نسبت به خودش احساس خوبی داشته و اول از همه خودش را دوست بدارد تا اعتماد به نفساش تقویت شود. سپس لیستی از صفات مثبت خود تهیه کند و هر روز به آنها نگاه کند و به خودش افتخار کند که مثلا بینی کوچکی دارد، چشمان بینایی دارد، وزنش متعادل است، راستگوست، از غیبت متنفر است و...
فهرستی از افکار منفی خود را در طول روز تهیه و معادل مثبت هر یک را بنویسد و در جهت آن بکوشد. از عبارات امیدوارکننده بیشتر استفاده کند. موسیقی شاد گوش کند و به ظاهرش برسد. به خیالپردازی روی خوش نشان دهد. خیلی وقتها لازم است برای تقویت خوشبینی به خیالهایمان پناه ببریم. اعتقادات مذهبیاش را تقویت کند. با این عبارات که خدا که به ما توجه نمیکند، من بدشانس هستم و... به بدبینی در درون خود سیگنال مثبت
نفرستد.
خیلی وقتها شنیدن برخی جملات برای ما آنقدر تکراری شده که شنیدن آن ما را متاثر نمیکند، «خواستن توانستن است» یکی از آنهاست. واقعیت این است که پشت این جمله، فلسفه عمیق مثبتاندیشی نهفته است. کسی که روشنبین است بیش از دیگران به اهدافش میرسد. افراد خوشبین قادرند شرایط و افراد را بهتر بشناسند و کمتر خود را درگیر پیشداوریهای از قبل تعیین شده میکنند. شناسایی موقعیتها به درک عمیقی میانجامد که افراد را به کسب هدف در کمترین زمان نایل میکند. خوشبینی را قبل از تشکیل خانواده به خود و دوستانمان عادت دهیم تا پس از ازدواج بتوانیم افراد خانوادهمان را از آن بهرهمند کنیم.
کتایون مصری
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....