حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در سال 1345 از تعقیب ساواک گریخت و مخفیانه به عراق مهاجرت کرد و بار دیگر به محضر امام پیوست و به تکمیل تحصیلات حوزوی پرداخت و خارج از فقه و اصول خود را از محضر امام خمینی، آیتالله خویی و آیتالله سیدمحمدباقر صدر بهره گرفت.
بعد از پیروزی انقلاب به عنوان یکی از اعضای اصلی دفتر امام به انجام امور محوله از سوی حضرت امام مشغول و مدیریت امور مالی و وجوه شرعیه مربوط به امام را برعهده داشت و علاوه بر آن مسولیت امور ارزی امام و مسولیتبخشی از گزارشها و نامههای مربوط به امام را تا پایان عمر شریفشان عهدهدار بود.
وی که در حال حاضر مسوولیت نمایندگی مقام معظم رهبری در بنیاد شهید و امور ایثارگران را برعهده دارد، در آستانه سالگرد ارتحال بنیانگذار جمهوری اسلامی در گفتوگویی با «جامجم» گوشههایی از ابعاد شخصیتی حضرت امام خمینی(ره) را تشریح کرده است:
به عنوان شاگرد و یار نزدیک امام از چه سالی در جریان نظر و تئوری ولایت فقیه ایشان قرار گرفتید؟
در سالهای اولیه نهضت عمده فعالیتها، ناظر به نفی رژیم ستمشاهی و دفاع از اسلام و استقلال کشور بود تا آن که در نجف اشرف حضرت امام در درس فقه، مساله حکومت اسلامی را مطرح کردند و نهضت امام به مرحله جدیدی وارد شد.
البته حضرت امام از حدود 2 دهه قبل از آن در کتاب کشف الاسرار به اجمال این مساله را مورد اشاره قرار داده بودند و از آغاز نهضت هم ادبیاتی که در مقابله با رژیم و دفاع از اسلام و کشور اسلامی به کار میبردند از موضع و خاستگاه ولایت فقیه بود، اما طرح استدلالی آن را در سال 1349 در نجف مورد بحث قرار دادند.
با توجه به شرایط آن روز جامعه ایران امام تا چه حد به قابلیت اجرایی این تئوری اعتقاد داشته و در این باره چه میفرمودند؟
طبیعی بود ایده حکومت اسلامی و ولایت فقیه مساله جدیدی نبود و در طول تاریخ تشیع مطرح بوده و اگر بسیاری از فقها به آن نپرداخته بودند، عمدتا به دلیل نبودن زمینه و عدم امکان تحقق حکومت اسلامی در دورههای مختلف بوده است. حضرت امام هم وقتی این مساله را مطرح کردند کاملا به زمینهسازی برای تحقق آن توجه داشتند.
با توجه به همین نکته مهم بود که حضرت امام، مرحله به مرحله به موازات نفی سلطه طاغوت و پشتوانههای آن یعنی آمریکا و اسرائیل و دیگر ابرقدرتهای مستکبر، نظریه متعالی و بیبدیل ولایت فقیه و حکومت اسلامی و پایههای اصلی آن همانند عدم جدایی دین از سیاست را ابتدا در شاگردان خود و لایه به لایه در جامعه ترویج و جاانداختند تا جایی که به یاد دارم در اوایل انقلاب یکی از نویسندگان معروف مصری در مقالهای نوشته بود که معلوم نیست مردم ایران شعارهای خمینی را فریاد میزنند یا خمینی سخن مردم را تکرار میکند!
اعتقاد و باور امام به نقش مردم و برای مثال آنگاه که میفرمودند سربازان من هنوز در گهوارهها هستند از کجا نشأت گرفته و چگونه تبیین میشد؟
وقتی از امام میگوییم یعنی از اسلام میگوییم، چرا که امام چیزی جز اسلام را نمیخواست و از همان اول نهضت میگفت ما چیزی جز قال الباقر(ع) و قال الصادق(ع) نداریم. بر این اساس امام هدفی جز اجرای اسلام نداشت و هدف اسلام هم سعادت دنیا و آخرت انسانهاست و در تحقق حقیقت اسلام در جامعه هیچگونه منفعت و مصلحتی جز منفعت و مصلحت مردم منظور نشده است. امام برای سعادت مردم در سایه دین حق جان خود را بر کف گرفت و پیشاپیش همه حرکت میکرد.
وقتی مردم دیدند امام از آن رهبران غیرالهی نیست که خود مینشیند و به دیگران میگویند بروید بلکه خودش جلوتر از همه با تحمل هرگونه سختی و خطر به پیش میتازد و مردم را فرا میخواند که بیایید؛ یکپارچه دنبال او حرکت کردند و بزرگترین انقلاب مردمی و الهی را در تاریخ رقم زدند.
شیوه رهبری امام در انقلاب اسلامی دارای ویژگیهای خاص است، به طوری که دوست و دشمن اعتراف کردهاند که جز ایشان کسی توان شکست هیمنه نظام وابسته شاهنشاهی را نداشت. این ویژگیها را چگونه تبیین میکنید؟
حضرت امام نه فقط شاه را از اریکه قدرت به زیر کشید که خاندان پهلوی و بالاتر از آن رژیم شاهنشاهی را ریشهکن کرد و فراتر از آن، همه معادلات جهان را برهم زد و زیربنای کاخهای استکباری و ابرقدرتها را به لرزه درآورد و مسیر تاریخ جهان را دگرگون ساخت. هر چند امام از نظر فیزیکی و جسمی از دنیا رفت، اما اندیشه و خط امام همچنان و با سرعت روزافزون، زنده و پویا در حال پیشروی است و دوست و دشمن اذعان دارند که قدرتها و ابرقدرتهای استعماری در طول 3 دهه گذشته، پیوسته در حال افول بوده و اسلام و بیداری اسلامی و گرایش به دین در حال صعود و قدرت گرفتن روزافزون است.
اگر یک لحظه بتوانیم فقط 30 سال پیش را در ترکیه، عراق، لبنان، فلسطین و حتی کشورهای آمریکای لاتین تا کشورهایی که با قیامهای اخیر دگرگون یا در حال دگرگونی است تصور کنیم، و ناگهان امروز را مشاهده کنیم جلوهای از این صعود و آن افول را به طور واضح لمس میکنیم.همه این تحولات تحتتاثیر مستقیم و غیرمستقیم انقلابی است که امام، برگرفته از اسلام ناب و همراهی عاشقانه ملت بزرگ ایران به پیروزی رساند، اما رمز همه موفقیتها و نقشآفرینی امام را باید در تقوا، اخلاص، تکلیفگرایی و عبودیت خالص ایشان در پیشگاه خداوند جستجو کرد.
امام و دفاع مقدس و نقش پیامبرانه ایشان در دفاع فرازی مهم از زندگی ایشان است در این باره توضیح دهید؟
حضرت امام ضمن اطمینان به پیروزی حق و باور به حقانیت راهی که در پیش گرفته بود، براساس آیات قرآن و سنتهای دیرین کاملا همه فتنهها، کارشکنیها و از جمله جنگ تحمیلی را پیشبینی کرده بود؛ تشکیل سپاه، بازسازی ارتش و جلوگیری از فروپاشی آن، تشکیل جهاد، بنیاد شهید و... چند ماه پیش از وقوع جنگ تحمیلی، همگی از تدبیر امام برای برخورد همین فتنهانگیزیها و جنگافروزیهای دشمن نشان داشت و با شروع جنگ نیز که در واقع جنگ جهانی سوم بود هر چند به ظاهر جنگ صدام علیه ایران بود، لیکن همه ابرقدرتها پشتسر صدام بودند.
از میگ روسی تا سوپراتاندارد و میراژ فرانسوی از چیفتن انگلیسی تا آواکس آمریکایی و از دلارهای نفتی عموم کشورهای وابسته منطقه تا سلاحهای شیمیایی غربی و... در یکسو و جمهوری اسلامی تازه انقلاب کرده که سختترین شرایط مدیریت اداری، اقتصادی، نظامی و... را تجربه میکرد غریبانه در سوی دیگر قرار گرفته بود. اما این نقش معجزهآسای امام بود که با الهام از مکتب عاشورا و اسلام ناب و ساختن و پرداختن ملتی مقاوم و شهادتطلب، توانست همه جهان استکبار را در این جنگ ناکام کند و این تهدید بزرگ را به فرصتی بزرگ برای بقا و دوام نظام نو پا تبدیل سازد.
به عنوان یک شاهد نزدیک، برخورد حضرت امام با ریزشها و رویشهای انقلاب اسلامی چگونه بود؟
موضوع ریزشها در انقلاب اسلامی و در ملت ایران در مقایسه با ریزشها در مقاطع مختلف تاریخ انبیا، صدر اسلام، دوران ائمه علیهم السلام و در مقایسه با رویشها اصولا بسیار اندک بوده و هست ولی به هر حال این پدیده همواره وجود داشته و خواهد داشت، لذا امام یکی از مهمترین دعاها را دعای عاقبت به خیری میدانست. حضرت امام همواره همه توان خود را برای پیشگیری و درمان ریزشها به کار میگرفت، اما با این حال شیطان در کمین بود و افرادی را صید کرد در سطح مرجع تقلید مانند آقای شریعتمداری، در سطح قائم مقام که امام او را حاصل عمر خود میدانست، در سطح گل سرسبد علاقهمندان عاشق و شاگرد امام مثل شیخ علی تهرانی تا جریانهایی که از اصل با انقلاب و امام نبودند و بظاهر سوار موج شده بودند و کمکم به دامن آمریکا و صدام پناهنده شدند و... هر چند همه این قضایا برای امام بسیار تلخ و ناگوار بود، اما هرگز نتوانست کمترین سستی در راه و عزم امام در پیمودن راه الهیاش ایجاد کند. امام میگفت من با هیچکس عقد اخوت نبستهام و جز در مسیر تکلیف الهی حرکت نکرد.
آیا امام برای کسانی به دلیل وابستگی خانوادگی به ایشان، امتیازی قائل میشد؟
امام هرگز هیچ نسبت و انتسابی را بر تکلیف شرعی ترجیح نمیداد و هیچگونه امتیازی را برای وابستگان خود، خارج از مدار شرع پذیرا نبود. در نجف اشرف همان شهریهای را به حاج آقا مصطفی میداد که به دیگر طلاب مشابه ایشان پرداخت میکرد. وقتی تنها فرزند ذکور و یادگار همین حاج آقا مصطفی که به تعبیر امام میوه دل و روشنی دیده آن حضرت بود در فتنه بنیصدر داخل شده بود، دستور جلب او و حتی زدن او را در صورت مقاومت صادر کرد.
با همه شایستگیهایی که حاج احمد آقا داشت هرگز اجازه تصدی مسوولیت رسمی به او نداد. دخترشان خانم زهرا مصطفوی که به چین دعوت شده بود، امام به او فرموده بود من خواهش میکنم به این سفر نروید. حتی یکی از اعضای ارشد دفتر وقتی برای سفر عمره خداحافظی میکرد، امام فرمود من کیف نمیکنم شماها که نزدیک من هستید به این سفرها بروید! بنابراین حضرت امام نه تنها امتیازی برای نزدیکان خود قائل نبود، که برعکس آنها را حتی از برخورداری از آنچه دیگران برخوردار بودند، منع میکرد.
مدارا و قاطعیت و جاذبه و دافعه ایشان را چگونه توضیح میدهید؟
جاذبه و دافعه امام نیز همچون دیگر ویژگیهای ایشان برگرفته از قرآن و عترت بود: «اشداء علی الکفار رحماء بینهم» در برابر ظلم و ظالم، مستکبر و مستعمر، کفر و نفاق توفنده و کوبنده بود. خطابهای امام به شاه در اوج قدرت شاه، تهاجم علیه آمریکا و اسرائیل و کلیت غرب و صلابت و شجاعت بینظیر او نسبت به دشمنان بر هیچکس پوشیده نیست. اینجانب از نزدیک صلابت فوقتصور امام در برابر رئیس دستگاه دیپلماسی ابرقدرت شرق یعنی وزیر خارجه شوروی سابق که پاسخ گورباچف به نامه امام را ارائه میکرد، شاهد بودم که خود داستان مفصلی دارد. اما همین امام در برابر فرزند خردسال یک شهید تحمل شنیدن گریه او را نداشت و شاهد بودم تا آن کودک را در بغل نگرفت و با بوسیدن و نوازش او را خندان نکرد، آرام نگرفت.
از یکسو حکم قتل سلمان رشدی را صادر میکرد و با کسی که اوشین را در رادیو الگو معرفی کرده بود، برخورد می کرد و آنگاه که جبهه ملی به حکم قصاص تعریض کرد آنگونه سخت و غیرتمندانه از ارزشهای دینی دفاع کرد و زمانی که در برابر رزمنده یا خانواده شهید قرار میگرفت ابراز حقارت میکرد و در ارتباط با رزمندگان نوشت «بر دست و بازوی شما بوسه میزنم و بر این بوسه افتخار میکنم.»
بزرگترین میراث امام برای ایران به طور خاص و جهان به طور عام به نظر شما چیست؟
بزرگترین میراث امام احیای اسلام ناب محمدی که مشتمل بر عدم جدایی دین از سیاست و ضرورت تشکیل حکومت اسلامی با محوریت اصل اصیل ولایت فقیه است، در یک روی سکه و روی دیگر آن تلاش برای سقوط و اضمحلال آمریکا، اسرائیل و همه قدرتهای وابسته و طاغوتی است. این هدف بلند در جای جای پیامها، سخنان و وصیت الهی ـ سیاسی امام میدرخشد.
امروزه مهمترین رسالت یاران و پیروان مکتب خمینی را در داخل و خارج چه میدانید؟
مهمترین رسالت همه پیروان امام، پیگیری و تلاش مستمر و خستگیناپذیر برای تحقق کامل، مهمترین میراثی است که در پاسخ سوال پیش گفته شد و این همه جز با پیروی از خلف صالح حضرت امام یعنی رهبر معظم انقلاب حضرت آیتالله العظمی خامنهای امکانپذیر نیست. این ولایت فقیه است که عامل حدوث و بقای انقلاب بوده است.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....