حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
آن حکومت برغم اینکه از طریق مردمیترین انقلاب تاریخ به تاریخ سپرده شد اما تاریخنگاری آن همچنان ادامه دارد. به این دلیل که آن حکومت نماینده غربگرایی و سکولاریسم بود و صاحبان و نمایندگان آن فرهنگ و رویکرد همچنان حضور دارند و بر شیوه تاریخنگاری خود اصرار میورزند. یکی از پیامدها و الزامات چنین رویکردی، توجیهکردن و مثبت جلوه دادن برخی از اقدامات و برنامههای دوره پهلوی بویژه رضا شاه است. از این رو، تلاشهای فراوانی میشود برغم همه معایب و ناکارآمدیهای حکومت پهلوی که منجر به رویگردانی ملت ایران از آن سلسله شد، ارزیابی مثبتی از آن دوره ارائه کنند.
یکی از مواردی که در چنین رویکردی به عنوان یک اقدام مثبت و درخشان در کارنامه مدیریت و مدرنیزاسیون رضا شاه بر آن تاکید میشود، مساله امنیت است. تاریخنگاری یاد شده بر این مدعا است که در سالهای پیش از تاسیس سلسله پهلوی، ناامنی موجودیت ایران را تهدید میکرد و این رضا شاه بود که توانست، نهادهای امنیتی را تاسیس و امنیت کامل را برای کشور به ارمغان آورد. البته امنیت یکی از مهمترین نیازهای حیاتی افراد بشر و رکن اصلی موجودیت و منافع ملی جوامع و کشورها است. از آنجا که از منظر حقوق اساسی، حکومتها مسوول تامین امنیت جوامع خود هستند. میزان تحقق یا عدم تحقق آن نیز به عنوان شاخصهای مهم در بررسی ماهیت مدیریت سیاسی کشورها و میزان کارآمدی اهمیت شایان دارد. از این رو، این کتاب به تاریخ تحولات نظامی یا تحلیل تحولات سیاسی ایران و تبیین اقدامات رضا شاه در حوزههای مختلف اداره کشور نمیپردازد. بلکه برآن است تا با طرح چند پرسش منطقی و پاسخ مستند و مستدل به آنها، چهره امنیت در دوره رضا شاه را مورد بازکاوی قرار داده و بدین گونه اعتبار مدعای یاد شده را محک بزند.
این کتاب را موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران در 264 صفحه وشمارگان 2000 جلد منتشر کرده است.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....