گفت‌وگو با بهرام عظیم‌پور، کارگردان تله‌فیلم «همه افتادگان»

گاهی نگفتن زیباتر است

تله‌فیلم «همه افتادگان» جمعه شب از شبکه 4 سیما روی آنتن رفت. این فیلم را بهرام عظیم‌پور کارگردانی کرده بود؛ کارگردانی که در پرونده کاری خود همکاری با چند کارگردان مطرح سینما و تلویزیون ایران مانند ابراهیم حاتمی‌کیا، احمد امینی، خسرو سینایی و... را به‌ثبت رسانده و خودش هم قبل از ساخت همه افتادگان، سریال «بیداری» را برای شبکه 3 سیما هم نوشته و هم کارگردانی کرده است. علاوه بر همه اینها حدود 8 فیلم مستند را هم مقابل دوربین برده و در تئاتر هم به عنوان بازیگر و کارگردان حضوری فعال داشته است. عظیم‌پور که دانش‌آموخته رشته ادبیات و هنرهای نمایشی است سال‌هاست در تئاتر، سینما و تلویزیون فعالیت دارد، اما آنچه باعث شهرت وی شد حضورش در سریال «اولین شب آرامش» ساخته احمد امینی به عنوان مشاور کارگردان بود. اولین شب آرامش در جذب مخاطب و نظر موافق منتقدان توانست به موفقیت دست یابد و مخاطبان گسترده این سریال در شهرت و اعتبار سازندگان آن ‌هم دخیل بود. بعد از این سریال عظیم‌پور سال 87 سریال بیداری را کارگردانی کرد که ساختار و داستانی متفاوت داشت و سال گذشته هم تله‌فیلم همه افتادگان را مقابل دوربین برد. با این کارگردان گفت‌وگویی کوتاه ترتیب دادیم تا او برایمان از ساخت و چگونگی روایت تله‌فیلم همه افتادگان بگوید.
کد خبر: ۴۰۵۵۳۴

ابتدا شاید بد نباشد درباره انتخاب نام فیلم برایمان بگویید. همه افتادگان از کجا آمد و چه بار معنایی دارد؟

همه افتادگان، نام یکی از نمایشنامه‌های رادیویی ساموئل بکت است که البته موضوع و محتوای آن هیچ ارتباطی با فیلم من ندارد، اما قرابت و دلالت این اسم با شخصیت‌های شکست‌خورده و به بن‌بست رسیده فیلمنامه، برایم جذاب و نزدیک بود.

برای فیلم خود ساختار اپیزودیک انتخاب کرده‌اید. چرا به سراغ این ساختار رفتید، مناسب داستان بود یا فکرکردید این نوع ساختار به روایت قصه کمک می‌کند؟

بی‌شک ضرورت درون متنی و شکل روایت داستان‌ها دلیل اصلی اپیزودیک شدن این کار است یعنی روایت چند ساعتِ بحرانی و مهم از زندگی سه زوج، در یک شب و در یک مکان که همزمان روی می‌دهد. راه دیگر خرد کردن و بیان بریده بریده 3 داستان درون یکدیگر بود. همان شکل موزاییکی که الان خیلی هم زیاد شده، اما من به نفع ساده کردن روایت و تاثیرگذاری بیشتر، از آن شیوه و از غلبه فرم بر بیان داستان پرهیز کردم. دلیل مهم دیگر ریشه تماتیک دارد. انسان‌هایی در چند قدمی یکدیگر، اما بی‌خبر از هم که معمولا بی‌آن که شناختی از هم داشته باشیم در قضاوت‌های خود دچار اشتباه می‌شویم یا آن که گاهی بی‌آن که بدانیم در سرنوشت یکدیگر تاثیر می‌گذاریم... فکر می‌کنم شکل اپیزودیک به انتقال این تم فیلم کمک بیشتری می‌کند.

اپیزود اول و دوم زندگی 2 زوج از 2 نسل مختلف است. اختلافاتی که در نوع تفکر دارند. آیا شخصیت‌های اپیزود دوم را می‌توان ادامه زندگی شخصیت‌های اپیزود اول دانست؟

می‌توان چنین تعبیری هم داشت، همان طور که تحلیل برخی از بازیگران کار همین بود، اما این به‌ آن معنا نیست که آینده زوج جوان دقیقا به زمان کنونی زوج میانسال ختم می‌شود. کلا در این کار، هر زوج ـ توجه کنیم که شخصیت‌ها نام ندارند ـ‌ اشاره به نسلی از جامعه دارد که در اثر شرایط اجتماعی و فرهنگی، مشکلات اقتصادی یا خطاهای فردی، دچار بحران و شکست شده‌اند. البته هر کدام به شکلی و از راهی متفاوت با دیگران.

به نظر من اپیزود دوم از بقیه قوی‌تر بود، شخصیت‌پردازی درستی داشت و از همان ابتدا که نشان دادید ماشین آنها برای حرکت احتیاج به هل دادن دارد روی شخصیت‌پردازی آنها هم کار کردید. درباره طراحی این اپیزود برایمان بگویید؟

عظیم‌پور: بی‌شک ضرورت درون متنی و شکل روایت داستان‌ها دلیل اصلی اپیزودیک شدن این کار است، یعنی روایت چند ساعتِ بحرانی و مهم از زندگی سه زوج، در یک شب و در یک مکان که همزمان روی می‌دهد

پیش از هر چیز توضیح بدهم که تلاش داشتم بی‌آن که وحدت کلی اثر به خطر بیفتد، به شکلی کمرنگ و غیرمتظاهرانه این 3 اپیزود در 3 گونه سینمایی ساخته شود. اپیزود اول بیانی رئالیستیک با ته‌مایه‌های ملودرام دارد. اپیزود دوم نگاهی طنزآمیز به موقعیت زوج پا به سن گذاشته و ازدواج مجدد آن دو می‌اندازد. در اپیزود سوم نیز ساختار جنایی و تا حدی ترسناک با مولفه‌هایی از سینمای نوآر آشکار است. شکل پردیالوگ اپیزود دوم خود به خود اطلاعات بیشتری از گذشته شخصیت‌ها و خصوصیات فردی آن دو به ما می‌دهد. از طرفی در این بخش تقریبا فاقد داستان یا هیجان و تعلیق هستیم و موقعیت‌های طنز به آگاهی ما از خصوصیات شخصیت‌ها استوار است. در حالی که مثلا در اپیزود سوم تقریبا دیالوگ به مفهوم کلاسیک نداریم و بیشتر با جملات پراکنده و گاه بی‌ارتباط شخصیت‌ها روبه‌رو هستیم یا در اپیزود اول دیالوگ‌ها و قصه به دور کشف رابطه مشکوک مرد جوان با زنی در آن سوی تلفن می‌گردد و نیازی به توضیح گذشته نداریم.

اپیزود سوم با دو اپیزود قبل بی‌ربط است. آدم‌های این اپیزود چگونه به قصه وارد شدند و چرا تعریف درستی ندارند؟ زن با این 2 مرد چه ارتباطی دارد و چرا از مقتول به این شدت منزجر است؟ یا در شب بارانی کنار جاده چه می‌کند؟

با توجه به تفاوت روایت اپیزودها که توضیح دادم، اپیزود سوم را چندان بی‌ربط با بقیه نمی‌دانم. اپیزود گودال، داستان کشف و جایگزینی ناگفته‌هاست. جزییات داستان این اپیزود تا حد فراوانی ناگفته مانده تا هر مخاطب نسبت به تجربه و شناخت خود قصه را تکمیل کند. به نظر من پاسخ تمام سوال‌های شما روشن و آشکار است.

شما می‌توانید به راحتی نمونه‌های فراوانی از این دست را در صفحه حوادث روزنامه‌ها پیدا کرده و جایگزین گذشته شخصیت‌های گودال کنید. گودال همچون دو اپیزود دیگر، بازتاب بخشی ازبحران‌های اجتماعی ماست که می‌توان در رسانه‌های دیگر صریح‌تر به آن پرداخت. هر کسی برای خودش قصه‌ای دارد. گاهی نگفتن این قصه زیباتر و البته دشوارتر از گفتن آن است!

اپیزود سوم پرداخت و ساختار قوی داشت به جز شخصیت‌پردازی که مبهم بود، اما از نظر کارگردانی قوی بود و در بیننده ایجاد ترس و دلهره می‌کرد. حتی ظرفیت داشت که یک فیلم جنایی و پلیسی از آن ساخته شود. درباره چگونگی شکل گیری این اپیزود برایمان بگویید. البته اپیزود گودال تنها اپیزودی بود که در آن از بازیگران حرفه‌ای و چهره استفاده شده بود.

با این که ظرف داستانی اپیزود سوم و تا حدی اول این امکان را می‌داد که به فیلمی مستقل تبدیل شوند، اما فکر می‌کنم این فشردگی و ایجاز برای ساختار ما و پرورش تم‌های داستان مناسب بود و کفایت می‌کرد. در مورد بازیگران هم توضیح ضروری دارم که بجز الهام پاوه‌نژاد و امیر آقایی که چهره‌های شناخته شده و محبوبی هستند، خوشحالم که بخت همراهی با دوستان دیگری همچون کاظم هژیرآزاد، شمسی صادقی با پیشینه پربارشان و بازیگران جوان و آینده‌داری مثل مژگان خالقی و شهروز دل افگار را داشته‌ام و نمی‌توانم از بازیگران توانای تئاتر گیلان، بهمن صادق حسنی، مهرداد فیاض و بویژه ابوذر جلالی نام نبرم.

اگر توضیحات دیگری هم دارید، بفرمایید.

مهم‌ترین حرفی که لازم به گفتن می‌دانم، بودجه اندکی است که برای ساختن تله‌فیلم‌ها در نظر گرفته می‌شود و گروه را ناچار می‌کند با شرایط دشوار و امکانات ناچیز دست و پنجه نرم کند. باور می‌کنید که خود ما همه افتادگان را در 17 جلسه فشرده و با شرایط بسیار بد آب و هوایی ساختیم؟! خب مشخص است که چه لطمه‌ای به پرداخت کار وارد می‌شود. به گمانم می‌شود به سود کیفیت کارها، از کمیت بالا و پرشتاب ساخته شدن تله‌فیلم‌ها کاسته شود. تنها آمار نیست که میزان شایستگی مدیران را نشان می‌دهد. تعهد به اهداف کار و کیفیت آثار هنری، جایگاه به مراتب بالاتری برای پدیدآورندگان این گونه آثار به ارمغان می‌آورد. امری که به نظرم در شبکه 4 بیشتر مورد توجه قرار گرفته است.

طاهره آشیانی / گروه رادیو و تلویزیون

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها