سوم خرداد یکی از آن روزهاست؛ روزی برای ملت بزرگ ایران و روزی برای ایران بزرگ.
روزی که نامش با فتح و پیروزی گره خورده است و روز خدا باید نامیدش؛ هم او که خرمشهر را آزاد کرد.
اما آنچه در کنار این خاطرهها، همراه با این احساسها و همسو با یاد و یادوارهها، برای ایران و ایرانی و خرمشهر و خرمشهری مهم است، کار و تلاشی است برای ساختن. همه میدانند و میگویند که باید خرمشهرهای ایران را ساخت و نامشان را بلندآوازه نگه داشت. امروز در گوشههایی از این جهان پهناور، گروههایی برای دیدن مناطق جنگی کشورهای مختلف، صدها و هزاران کیلومتر راه میپیمایند تا آثار باقیمانده از اتفاقاتی را که شاید (و امیدواریم) دیگر تکرار نشوند، ببینند.
اینک بازدید از مناطق جنگی به یکی از زیر شاخههای گردشگری جهانی تبدیل شده است. از این رو، کشورهایی که با چنین فجایعی دست به گریبان بودهاند، پس از ایجاد آرامش و دور شدن از بلایای جنگ، از آنچه پدید آمده برای انتقال فرهنگ دفاع، کسب درآمد بیشتر و رونق اقتصادی مناطق جنگی سود بردهاند؛ تورهایی را در زمانهای مناسب ترتیب دادهاند و گردشگرانی را از کشورهای مختلف بهجایی که روزی صحنه درگیریها بوده دعوت کردهاند.
صد البته پیش از چنین اقدامهایی به فکر زیرساختهای لازم برای این کار بودهاند، اما به این هم باید توجه داشت گردشگرانی که برای دیدن مناطق جنگی رهسپار کشوری دیگر میشوند، کمتر در فکر هتلهای مجلل و امکاناتی از این دست هستند، پس در فرصتی کوتاهتر از سایر کارها و البته با برنامهای دقیق میتوان نیازهای گردشگری چنین مناطقی را تدارک دید و تهیه کرد. به هر حال آنچه امروز و از این منظر میتوان و باید بدان پرداخت، مسائلی از این قبیل هستند: توجه به این نوع خاص از گردشگری، جستجو برای یافتن آژانسهایی که در سطح جهان دستاندرکار برگزاری تورهایی از این دست هستند، اطلاعرسانی در مورد ایران، جنگی که پشت سر گذاشته و امکان دیدار از مناطق جنگی و... .
خرمشهر و آنچه بر سر خانهها و امکانات شهریاش آمده، دیوارهای سوراخ شده، مسجد استوار و مقاومش و داستانهای جوانمردانش، همه فرصتهایی هستند که در دنیای امروز میتوان از آنها برای بهتر شدن زندگی مردم محلی بهره برد.
به یقین امروز هم دیر است؛ اما باید کاری کرد.