حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
هر چقدر خود این کارگردان متفکر اهل جنجال و حاشیه نیست، فیلمهایش هر کدام در زمان خود به عنوان نوعی اتفاق در سینمای جهان شناخته میشوند. از فیلم «روزهای بهشت»اش که نخل طلای بهترین کارگردانی را برای او به ارمغان آورده بود تا نگاه ویژه و ضدجنگ و فلسفیاش در فیلم «خط باریک قرمز» که آکادمی اسکار را مجاب کرد جوایز اصلی آن سال را به ترنس مالیک بدهند. حالا هم برخلاف گمانهزنیها، جایزه اصلی جشنواره معتبر کن به او رسید تا داوران رای خود را با چشمانی تمام باز به این کارگردان متفکر اهدا کنند.
یکی از ویژگیهای منحصر به فرد فیلمهای او رازهایی است که در جایجای آثارش گنجانده شده است. این رازآلودگی همراه با دغدغههای فلسفی این کارگردان را بخوبی در فیلم «خط باریک قرمز» ـ که در ایران و در میان تماشاگران ایرانی بهتر و بیشتر دیده شده است ـ میتوان سراغ گرفت. «درخت زندگی» نیز به گفته منتقدین از این قاعده مستثنی نیست. یادداشت تاد مککارتی منتقد سینمایی درباره «درخت زندگی » وسوسه دیدن این فیلم را دوچندان میکند. او در بخشی از یادداشتش مینویسد: «درخت زندگی، تعریفی غیرمعمول از مفهوم زندگی ارائه میدهد. فیلم بیش از آنکه یک فیلم داستانی عادی با شخصیتهایی کلیشهای و گرههای دراماتیک معمول باشد، همچون یک سمفونی با موومانهای مختلف عمل میکند که پدیدههای طبیعی و حالات گوناگون انسانی را به تصویر میکشد.»
میثم اسماعیلی / گروه فرهنگ و هنر
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....