اما فردا سوم خرداد، روز آزادسازی خرمشهر هم هست، روزی که خونینشهر دوباره خرمشهر شد.
شاید بد نباشد از این فرصت استفاده کنیم و به یاد بیاوریم روزهای سخت آغاز جنگ را، روزهایی که خانوادههای بسیاری مجبور به ترک خانه و کاشانهشان شدند و شرایطی سخت را تجربه کردند.
خانوادههایی که یا عزیزانی را از دست دادند یا عزیزانی را در شهر خود بر جای گذاشتند تا از ایران و ایرانی و نام بلندش حفاظت و حراست کنند.
آن روزها مادرها نقشی اساسی در این هجرتها وماندنها داشتند. در آن هنگامه جنگ و گلوله و درگیری که هیچ تناسبی با روح لطیف زنانه و مادرانه نداشت، در آن روزها که گویا همهاش روزی برای مادرها بود، روزهایی که محبت باید آن سان قدرت داشت که نگذارد کمر خم و سری فرو افتد و کدامدل چنین محبتی سترگ را در خود جای میتوانست داد، جزدل مادران؟ در آن روزهای سخت که مردانی از پای درآمدند و ادامه مسیر را تاب نیاوردند.
مادران و زنان این مرز و بوم چهرهای دیگر از خود به نمایش گذاشتند. چهرهای که در طول تاریخ گهگاهی به نوعی بروز و ظهور داشت، اما در این دوره وسعت بیشتری یافت و قدرتمندتر از همیشه ظاهر شد. آن روزها مردم ایران تصویری متفاوت از زن را شاهد بودند.
به نظر میرسد آنچه پیش از سقوط شهر در خانههای خرمشهر گذشت، صحبتهایی که در جمع خانوادهها رد و بدل شد، گفتهها و شنیدههای مادرها با فرزندان و همسران و دهها زاویه مغفول دیگر باید روزی بر صحنه تلویزیون و سینما نقش ببندد.
در کنار رزم و جنگ دلاورانه جوانان خرمشهری، آبادانی، دزفولی، ایلامی، کرد، لر و دیگر مردان این سرزمین باید نقش زنان را در آن بحبوحه و کارزار دوباره و دوباره مرور کرد.
رسانههای مکتوب گهگاه به این مهم پرداختهاند، اما آنچه بر پرده رسانههای دیداری و شنیداری جای میگیرد، نهتنها بیشتر و بهتر درک و لمس میشود و در خاطرهها میماند که فرصتی فراهم میآورد تا آن رخدادها و حماسههای زن ایرانی از مرزهای کشور بیرون رفته و جهان کمعاطفه امروز با این دریای محبت آشناتر شود.
پس یادمان نرود خاطره مادرانی را که در روزهای سخت، تصمیمهای بزرگ گرفتند. مادرانی که فرزندانشان را مهیای پاسداری از عقیده و میهن کردند و خود پا به پایشان ماندند و نام و نشانی نوین برای زن ایرانی به ارمغان
آوردند.
یادمان نرود که امروز وظیفه داریم یاد این مادران را زنده نگه داریم، نسل نو شاید کمتر در این باره بدانند، یادمان باشد برایشان از آن روزها بگوییم.
آن هنگام که به خانه مادر خود میرویم تا روزش را تبریک بگوییم، یادمان نرود که مادرانی کهنسال در گوشه و کنار این سرزمین زندگی میکنند که فرزندانشان را برای حفظ کیان ایران و ایرانی از دست دادند و امروز شاید کسی به دیدارشان نرود. اگر آنها را نمیشناسیم، یادمان نرود در دل برایشان دعایی و درود و سپاسی نثارشان کنیم.
علی مهربان