خصوصی‌سازی یا دولتی‌تر شدن سینما؟

سال‌هاست که بسیاری از صاحبنظران و کارشناسان سینمایی در مجامع و محافل گوناگون و به بهانه‌های مختلف، به بررسی نقش دولت در سینمای ایران می‌پردازند و نتایج گاه ضد و نقیضی می‌گیرند. «سینمای دولتی» به جریانی گفته می‌شود که دهه‌هاست در ظاهر و باطن سینمای ایران برقرار است و با وجود ادعاها و شعارهایی پیرامون ضرورت تغییر این مشی، اما عملا کماکان شاهد نفوذ کامل دولت بر سینمای کشور هستیم و مشخص نیست که با وجود گرایش بسیاری از مسوولان و تصمیم‌گیرندگان دولتی برای کمرنگ کردن نقش خود از سینما، چه زمانی این مهم تحقق پیدا خواهد کرد و آیا اساسا امکان وقوع این رخداد هست یا نه.
کد خبر: ۴۰۴۷۲۴

در یکی از برنامه های اخیر «هفت»، گفت‌وگوی 3 نفره فریدون جیرانی و مسعود فراستی با علیرضا داودنژاد به موضوع سینمای دولتی کشیده شد و همگان شنونده استدلال‌های هر کدام از این سه، درباره این موضوع مناقشه‌برانگیز بودند. حرف‌های داودنژاد در این جلسه، بدون در نظر گرفتن ملاحظات معمول و بر اساس سال‌ها تجربه فعال در سینمای ایران بود. او سانسور را فاصله میان سینماگران و تماشاگران ارزیابی کرد و گفت که در این شرایط میل به ساخت فیلم‌های سفارشی در میان فیلمسازان بیشتر شده است. یکی از معضلاتی که در سینمای دولتی بکرات در این سال‌ها مشاهده شده است، به نحوه اختصاص بودجه برای پروژه‌های گوناگون مربوط می‌شود. مثلا بارها در خبرهای رسمی و غیر رسمی شنیده‌ایم که بودجه فلان فیلم یا سریال بسیار بیشتر از آن حدی بوده که نتیجه کار نشان می‌دهد. زمانی که بودجه ساخت یک فیلم زیاد باشد، سازندگان نگرانی از بابت اعطای دستمزدهای کلان ندارند و به همین دلیل است که می‌بینیم فیلمی که با بودجه 4 میلیاردی ساخته شده، در اکران عمومی نزدیک یک‌دهم سرمایه اولیه‌اش می‌فروشد؛ یعنی رقمی تقریبا نزدیک به پولی که به عنوان دستمزد به بازیگر نقش اصلی آن داده‌اند!

اخیرا که بحث درباره توافق یک تهیه‌کننده و بازیگر درباره دستمزد یک میلیارد تومانی یک ستاره سینمای ایران بالا گرفت، کسی از خودش نپرسید که در بخش خصوصی، حتما کسی که داوطلب پرداخت چنین دستمزدی شده، پیشتر بازاریابی درستی کرده که آیا دارد با این کار پولش را دور می‌ریزد یا نسبت به بازگشت چند برابر سرمایه‌اش اطمینان دارد. این قرارداد با دخالت دولت باطل شد و طرفین قرارداد نیز اصراری بر حفظ همکاری‌شان نشان ندادند اما چه کسی می‌داند که اگر این ستاره در فیلم بعدی‌اش بازی کرد، چه میزان دستمزد گرفته؛ آیا همان رقمی که در قراردادش آمده را گرفته یا آن قرارداد فقط برای راضی کردن نهادهای نظارتی دولت در وزارت ارشاد تنظیم شده است؟

بحث درباره سینمای دولتی پیچیده‌تر از موضوع دستمزد یک ستاره و مباحثی از این دست است. مهم‌ترین اشکال در حال حاضر، بی‌تفاوتی تهیه‌کنندگان تولید فیلم دولتی به موضوع عرضه و تقاضا در سینماست؛ چرا سازندگان فیلم‌های پرهزینه دولتی نباید پاسخگوی عدم استقبال تماشاگران از آثارشان باشند؟ در یک بازار عرضه و تقاضای خصوصی، در صورتی که فیلمی نتواند بودجه اولیه را بازگرداند، آن پروژه به لحاظ اقتصادی شکست خورده و امکان فعالیت دوباره برای سرمایه‌گذاران نیست؛ اما در سینمای دولتی، همه سرگرم کار در پروژه‌های سنگین هستند و کمترین احساسی نسبت به فروش یا عدم فروش فیلم‌شان ندارند. به نظر می‌رسد اگر قرار بر اختصاص پروژه‌های دولتی به بخش خصوصی باشد (طبق نص صریح قانون و تأکیدهای فراوان مسوولان) باید با موشکافی بیشتر به این مقوله پرداخت. کسی منکر حضور موثر دولت در عرصه نظارت و حمایت نیـست اما زمــــانی که به جز نظارت و حمایت، پای دخالت هم به میان کشیده می‌شود، آن وقت شرایط به گونه‌ای پیش می‌رود که هر روز احساس می‌کنیم سینما در حال دولتی‌تر شدن است نه این که به سمت خصوصی‌سازی پیش برود.

امان جلیلیان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها