صاحب شرکت اپل، راز موفقیت خود را در قالب درس‌هایی طلایی از زندگی ‌اش روایت می‌کند

زندگی به من آموخت که...

استیو جابز؛ کسی است که هنر و شخصیتش به تعریف نسل جدیدی از تکنولوژی و دگرگونی جهان کمک کرده است. این شخص صاحب شرکت افسانه‌ای است که همه ما می‌شناسیم؛ شرکت اپل و این شرکت کامپیوترهای شخصی، سخت‌ افزار و نرم افزارهای خودش را خود به تنهایی تولید می‌کند. این مرد با انرژی نامحدود و شخصیت کاریزماتیک و گیرای خود یک مدیر جذاب و منحصر به فرد به شمار می‌آید. حتی هنگامی که سعی می‌کند خیلی معمولی و عادی صحبت کند، سخنانش بسیار زیرکانه است و در سخنوری استعداد خاصی دارد. اغراق نیست که بگوییم استیو جابز برترین مدیر آی‌تی سال‌های اخیر بوده است. حتی لباس پوشیدن او منحصر به فرد و در نوع خود بسیار جالب است.
کد خبر: ۴۰۴۲۰۹

در اینجا منتخبی از بهترین حرف‌هایی که او زده جمع‌آوری شده است، درس‌هایی طلایی که به شما برای موفقیت در زندگی کمک می‌کند:

نوآوری، تمایز بین یک رهبر و یک دنباله‌‌رو است. نوآوری هیچ‌گونه مرزی ندارد. تنها مرز فقط تخیل شماست. زمان در اختیار شماست که چه چیز را می‌خواهید از این جعبه بیرون بیاورید. اگر شما جزئی از یک صنعت روبه رشد هستید، به راه‌هایی فکر کنید که بیشتر موثر باشید؛ چگونه مشتری پسندتر باشید و این‌که چگونه به سهولت تجارت کنید. اگر شما جزئی از یک صنعت راکد هستید، هرچه سریع‌تر از آن بیرون آیید قبل از این که خودتان فرسوده شوید، غیرموثر شوید و از تجارت خارج شوید. به یاد داشته باشید که طفره رفتن اینجا یک گزینه برای شما محسوب نمی‌شود. هم اکنون شروع به نوآوری کنید.

معیاری از کیفیت باشید. بعضی از افراد در محیط‌هایی که ممتاز بودن و برتری انتظار می‌رود استفاده نمی‌شوند. هیچ میانبری به برتر بودن نیست. شما باید برتری خودتان را تعهد کنید. از استعدادها و توانایی‌های خود استفاده کنید و مهارت‌هایی که بهترین راه را برای جلو انداختن شما از بقیه مهیا می‌سازد به کار گیرید. با یک استاندارد بالا زندگی کنید و به جزئیاتی که واقعا باعث تفاوت شما با دیگران می‌شود توجه کنید. ممتاز بودن و برتری سخت نیست. خیلی ساده همین الان تصمیم بگیرید که ممتاز و برتر باشید و سپس از آن چیزی که زندگی به شما بازتاب می‌دهد متحیر می‌شوید.

تنها راهی که می‌توانید کارهای بزرگ انجام بدهید این است که آنچه انجام می‌دهید را دوست بدارید. اگر شما هنوز این راه را پیدا نکردید، به جستجو ادامه دهید. درمانده نشوید. با تمام وجود از ته قلب خود تلاش کنید. سرانجام شما این راه را پیدا خواهید کرد.

من این را در چند کلمه خلاصه می‌کنم: کاری انجام بده که دوستش داری. در جستجوی حرفه و مسیری باشید که به زندگی شما جهت، مقصد و خشنودی می‌دهد. هدف‌ها را تشخیص دهید و برای هدف‌هایی که به زندگی شما معنی و ارزش می‌بخشد تلاش کنید. این کار فقط به سلامتی روحی و انگیزه داشتن شما کمک نمی‌کند، بلکه باعث می‌شود شما در زمان‌های سختی احساس بهتری داشته باشید و التیام‌بخش شما خواهد بود. آیا شما در روز شنبه صبح از تخت خود می‌پرید و پیش به سوی پیشرفت و کارهای این هفته می‌روید؟ اگر پاسخ شما خیر است بیشتر فکر کنید تا دلیلش را پیدا کنید.

می‌دانید بیشتر غذایی که می‌خوریم به دست افراد دیگری درست شده است. لباسی را می‌پوشیم که کسان دیگری آنها را ساخته‌اند. ریاضیاتی را استفاده می‌کنیم که اشخاص دیگری آن را توسعه داده‌اند... منظورم این است که ما به ندرت چیزی را به دست می‌آوریم. خیلی شگفت‌انگیز و خارق‌العاده است وقتی چیزی را خلق می‌کنید که بر اساس تجربه و دانش بشری باشد.

به صورتی زندگی کنید که از لحاظ اخلاقی منطقی باشد. سعی کنید که در دنیای اطرافتان تغییری حاصل کنید و به سوی بهتری سوق دهید. آن گاه توجیه بهتری برای زندگی خواهید یافت و بهترین مرهم برای ملالت و خستگی به شمار می‌رود. همیشه کارهای زیادی برای انجام دادن هست. همیشه در مورد کاری که انجام می‌دهید با دیگران گفت‌و‌گو کنید. نصیحت نکنید یا حق به جانب نباشید و یا متعصبانه فکر نکنید. همچنین افراد را از بحث دور نکنید. از مثال زدن خجالت نکشید و از هر فرصتی استفاده کنید که به دیگران اجازه دهید بدانند که چه کاری را انجام می‌دهید.

بسیار شگفت‌انگیز است که افکار یک نوآموز را داشته باشید. داشتن افکار یک نوآموز نوعی طرز تفکر است که هر چیز را به صورتی که هست می‌بینید، قدم به قدم و در یک آن به ماهیت هر چیز پی‌خواهید برد. افکار نوآموز نوعی تمرین عبادت و ریاضت در اعمال به حساب می‌آید. این فکر هست که باعث تصدیق بلا تصور و چشمداشت، قضاوت و پیشداوری می‌شود. به افکار یک نوآموز که مانند یک کودک دنیای اطراف خود را می‌بیند نگاه کنید، پر از کنجکاوی، شگفتی، بهت و حیرت است.

مطالعات آکادمیک در طول دهه‌های مختلف نشان‌دهنده این است که بیش از حد استاندارد تلویزیون نگاه کردن اثر مهلکی بر روح و روان انسان دارد. بیشتر این نوع بینندگان تلویزیون می‌دانند که عمل آنها باعث کندی در ذهن و تباهی آن می‌شود ولی بیشتر زمان خود را جلوی این جعبه می‌گذرانند. پس تلویزیون را مقداری خاموش کنید و سلول‌های مغزی خود را نجات دهید، اما بسیار محتاط باشید، کامپیوتر هم می‌تواند باعث از بین رفتن سلول‌های مغزی شود. سعی کنید صحبتی داشته باشید با شخصی که به مدت ۸ ساعت در روز به بازی‌های اکشن یا مسابقه‌ای می‌پردازد!

من تنها کسی هستم که یک چهارم یک بیلیون دلار را در یک سال از دست داده‌ام... این موضوع خیلی شخصیت‌ساز است.

اشتباه کردن را برابر با اشتباه بودن ندانید. شخص موفقی وجود ندارد که تا به حال دچار اشتباه یا شکست نشده باشد، افراد موفق اشتباه می‌کنند و نوع زندگی خود را عوض می‌کنند یا عملکرد خود را تغییر می‌دهند که بتوانند با اشتباه خود رویارویی کنند، پس بار دیگر آن اشتباه را انجام نخواهند داد. آنها اشتباهاتشان را بازگو می‌کنند تا اخطاری باشد نه این‌که نشانه ناامیدی یا بی‌کفایتی باشند. اشتباه کردن به این معنا نیست که مثل یک احمق زندگی می‌کنید.

من تمام فناوری‌هایم را برای یک بعدازظهر بودن با سقراط معامله می‌کنم. در دهه گذشته، کتاب‌های زیادی از شخصیت‌های بزرگ تاریخی در کتابخانه‌های سرتاسر جهان موجود است و سقراط همراه لئوناردو داوینچی، نیکولاس کوپرنیک، چالز داروین و آلبرت اینشتین قله‌های الهامات در استقلال اندیشمندان هستند. اما سقراط اولین بود. چیچرو در مورد سقراط می‌گوید: «او فلسفه را از آسمان به صورت زنده برای مردمان به زمین آورد.» بنابراین از اصول سقراط در زندگی، کار، یادگیری و روابط خود استفاده کنید. این کار را برای خودتان انجام دهید نه برای سقراط و ببینید چقدر درستی، زیبایی و خوبی می‌توانید به زندگی هر روزه خود وارد کنید.

ما اینجا هستیم که تغییری در جهان به وجود آوریم، در غیر این صورت چرا هم‌اکنون اینجا هستیم. شما می‌دانید که کارهای بزرگی در زندگی می‌توانید انجام دهید و می‌دانید هر زمان که یک فنجان قهوه برای خود می‌ریزید چقدر این کارهای بزرگ خاک خواهند خورد و قصد دارید قبل از انجام این کارها کمی بیشتر فکر کنید... همه ما با هدیه‌ای به دنیا آمده‌ایم که به زندگی بدهیم، هدیه‌ای برای تمام رویاهایمان، رغبت‌هایمان، احساساتمان و کنجکاوی‌هایمان. این هدیه درواقع هدف ماست. شمابرای انتخاب هدف خود به هیچ اجازه‌ای از دیگران نیاز ندارد. هیچ رئیسی، معلمی، والدینی یا کشیشی این قدرت را ندارد برای شما تصمیم بگیرد که هدف شما چیست. فقط باید این هدف منحصر به‌فرد را بیابید.

زمان برای شما محدود است، پس وقت خود را برای زندگی دیگران تلف نکنید. در عقاید تعصب‌آمیز به دام نیفتید. به گونه‌ای زندگی نکنید که نتیجه افکار افراد دیگری هستید. نگذارید سر و صداهای افکار دیگر باعث شود به صدای درونی خود گوش نکنید. از همه مهم‌تر، این جرات را داشته باشید که از قلب خود پیروی کنید. ضمیر ناخود آگاه تنها چیزی است که می‌داند شما به چه تبدیل خواهید شد. هر چیز دیگر در درجه دوم قرار خواهد گرفت.

آیا شما از زندگی برای به تحقق رساندن رویای دیگران خسته شده‌اید؟ شک نکنید این زندگی شماست و شما حق را دارید هر‌گونه که می‌خواهید زندگی کنید. به گونه‌ای زندگی کنید که شما انتخاب می‌کنید و شما رئیس خود هستید.

هریک از این درس‌ها ممکن است ابتدا برای گنجاندن در زندگی مشکل به نظر برسد، اما اگر شما مسیر را هموار کنید این درس‌ها بسادگی برای شما رخ خواهد داد و خواهید دید که چه پیشرفتی در زندگی و عملکرد خود خواهید داشت. پس پیش بروید و این نکات را رعایت کنید.

سایت ویزویز

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها