حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
پیامدهای وحدت
با توجه به شرایط حاکم بر فلسطین و منطقه بویژه دگرگونیهای ایجاد شده در کشورهای عربی رویکرد وحدتگرایانه فتح و حماس میتواند به نتایج مهمی ختم شود ازجمله:
1) وحدت سراسری فلسطین: صهیونیستها همواره در سناریوهای خود تجزیه فلسطین به 2 بخش غزه و کرانه باختری را مطرح کردهاند چنان که لیبرمن، وزیر خارجه صهیونیستها صراحتا اعلام خود مختاری برای غزه و حذف مسوولیتهای این رژیم در قبال آن را اعلام کرده بود. همگرایی فتح و حماس را میتوان اقدامی برای مقابله با این فتنه دانست که با تشکیل دولت وحدت ملی با حضور تمام گروههای سیاسی اجرایی شود.
2) انتفاضه جدید: ملت فلسطین در غزه و کرانه باختری و قدس همواره بر اصل مقاومتی سراسری برای مقابله با تجاوزگریها و اشغالگری صهیونیستها تاکید داشتهاند. در مقطع کنونی که صهیونیستها از یک سو ادامه محاصره غزه را اجرا میکنند و از سوی دیگر اشغالگری خود در قدس و کرانه باختری را تشدید کردهاند تنها راه مقابله و احقاق حقوق ملت فلسطین آغاز انتفاضهای جدید است. رویکرد وحدتگرایانه گروههای سیاسی نقطه عطفی برای ملت فلسطین در نقاط مختلف این سرزمین است که قیامی سراسری را در برابر صهیونیستها و تجاوزگریهای آنها آغاز کنند. از اولین پیامدهای آشتی ملی فلسطین آن که صهیونیستها ضمن اعلام هراس و نارضایتی از این وحدت بر رویکرد تقویت نظامیگری خود تاکید دارند.
آنها یک میلیارد دلار را برای تقویت گنبد آهنین اختصاص داده و خواستار کمکهای تسلیحاتی از آمریکا شدهاند. اقدامی که نتیجه هراس آنها از آغاز انتفاضهای سراسری از سوی فلسطینیها است. بررسی تاریخ فلسطین نشان میدهد که هر زمان فلسطینیها به سمت وحدت و انتفاضه حرکت کردهاند، صهیونیستها از درون با تزلزل مواجه شدهاند چنان که اکنون نیز اختلافهای درونی میان آنها تشدید شده و برخی گروهها بر خروج از کابینه نتانیاهو نخست وزیر صهیونیستها تاکید کردهاند. آنها برای بیان نارضایتی خود از این وحدت حتی داراییها و درآمدهای تشکیلات خودگردان فلسطین را نیز مسدود ساختهاند.
3) تقویت جبهه مقاومت: تحولات خاورمیانه با محوریت قیامهای عربی در شمال آفریقا و حوزه خلیجفارس میرود تا ساختار سیاسی منطقه را با دگرگونی همراه سازد. هر چند که سران غرب برآنند تا این قیامها را صرفا در چارچوب مسائل اقتصادی و سیاسی داخلی تحلیل کنند، اما روند تحولات نشانگر شکلگیری نگرشی جدید در منطقه است که اساس آن را همگرایی اسلامی مقابله با صهیونیستها و غرب تشکیل میدهد. ملتهای عربی که از وابستگی دولتمردان خود بر آمریکا و حضورشان در خط سازش با رژیم صهیونیستی به سطوح آمدهاند، خواستار تشکیل دولتی مستقل و همسو با مقاومت شدهاند. نمود عینی این مساله را در مصر میتوان مشاهده کرد. هر چند که خواست اولیه مردم مصر سرنگونی مبارک اعلام شد، اما ملت مصر که در کارنامه خود حضور فعال در جبهه مقاومت را دارد در مسیر مطالبات اصلی خود یعنی مقابله با غرب و رژیم صهیونیستی و حمایت از مقاومت حرکت کرد. تاکید بر دگرگونی اساسی در روابط با رژیم صهیونیستی با محوریت تعلیق و حتی حذف بسیاری از قراردادهای قدیمی با این رژیم، حمایت گسترده از ملت فلسطین بویژه بازگشایی غزه، رویکرد دولت موقت مصر به نخست وزیری شرف به توسعه روابط با جبهه مقاومت شامل لبنان، ایران، سوریه، ترکیه ، اصرار بر دگرگونی در روابط سنتی یکجانبه با آمریکا و... نشانگر دگرگونی در ساختار سیاست خارجی این کشور در قبال مسائل مربوط به فلسطین است. در سایر کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و شمال آفریقا نیز چنین نگرشهایی شکل گرفته است. در این میان وحدت ملی فلسطینیها موجب میشود تا از یکسو حرکتهای مردمی منطقه در حمایت از مقاومت تقویت شود و از سوی دیگر تزلزل بیشتر موقعیت سران عرب حاضر در خط سازش در برابر اندیشه مقاومت را به همراه داشته باشد.
4) حذف ادعاهای غرب: کشورهای غربی همواره بر این ادعا هستند که عدم گرایش آنها به حمایت از حقوق فلسطینیها به دلیل اختلافهای داخلی آنها بوده است. غرب با این ادعا از اعطای کمکهای سیاسی، اقتصادی به فلسطین خودداری کرده و صرفا در مسیر خواست صهیونیستها حرکت میکند. اکنون با تحقق آشتی ملی میان فلسطینیها اولا بهانه غرب برای عدم حمایت از ملت فلسطین به پایان رسیده و آنها باید برای اجرای تعهدات خود از جمله بازسازی غزه و نیز پایان دادن به اشغالگری صهیونیستها در کرانه باختری و قدس گام بردارند و ثانیا آشتی ملی فلسطینیها موجب میشود تا چهره واقعی بسیاری از کشورهای غربی برای جهانیان برملا گردد و کشورهایی که تا پیش از این ادعای حمایت از فلسطین را سر میدادند در مواضعی قابل توجه از این رویکرد ابراز نارضایتی کرده و خواستار عدم امضای این سند از سوی تشکیلات خودگردان شوند. کشورهایی مانند آمریکا، آلمان، انگلیس و حتی کاترین اشتون، مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا بر خلاف ادعای گذشته خود صراحتا از این امر ابراز نارضایتی کرده و به خواست صهیونیستها از تغییر در برنامه کمکهای خود به تشکیلات خودگردان سخن به میان آورد.
5) تقویت حمایتهای جهانی: دشمنان فلسطین همواره با بزرگنمایی اختلافهای فلسطینیها تلاش کردهاند تا از یک سو سازمان ملل را از اجرای قطعنامههای مربوط به فلسطین و ازجمله پذیرش رویکرد کشورها به تشکیل کشور مستقل فلسطین در مرزهای 1967 باز دارند و از سوی دیگر روحیه ملتهای آزادیخواه جهان برای کمک به فلسطین را متزلزل سازند. در شرایط کنونی که دولتها به پذیرش کشور فلسطین و ملتها به ارسال کمکهای بشردوستانه به فلسطین بویژه غزه روی آوردهاند رویکرد گروههای فلسطینی به آشتی ملی میتواند تقویتکننده این شرایط باشد. اکنون جامعه جهانی با نگرشی مثبتتر در قبال فلسطین در مسیر حمایت از آن گام برمیدارد، امری که دستاوردهای بسیاری برای فلسطین و پیامدهای سنگین برای صهیونیستها و حامیانشان به همراه دارد. چنان که از هم اکنون سران صهیونیستها به انزوای بیشتر جهانی خود اذعان کردهاند.
نتیجهگیری
در جمعبندی کلی از تحولات فلسطین میتوان گفت که رویکرد وحدتگرایانه گروههای سیاسی فلسطین در مصر نقطه عطفی در تاریخ فلسطین است که تحقق نهایی آن مسلما دستاوردهای فراوانی برای فلسطینیها در عرصه داخلی و جهانی به همراه خواهد داشت؛ البته دشمنان مقاومت با حربههای گوناگون به دنبال ضربهزدن بر این اتحاد خواهند بود چنان که از همان ابتدا با اعلام مواضع تند و فریبکارانه در قبال این رخداد مهم برای ضربهزدن بر آن اقدام کردند در حالی که بیداری فلسطینیها و تاکید آنها بر لزوم وحدت، این سیاست را با ناکامی همراه ساخته است.
اکنون میتوان گفت که انتفاضهای جدید به نام انتفاضه وحدت در فلسطین آغاز شده که میتواند آنها را به تحقق آرمانهای خود تا رسیدن به اصل تشکیل کشور مستقل فلسطین به پایتختی قدس شریف رهنمون سازد.
قاسم غفوری / جامجم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....