آمنه: می‌خواهم اجرای این حکم درس عبرتی برای اسیدپاشان باشد

اسید پاش باید امروز چشم‌هایش را بدهد

با تایید حکم قصاص 2 چشم جوانی که سال 83 با اسیدپاشی به صورت یک دختر جوان موجب کوری وی شده است، حکم صادره ظهر امروز در بیمارستان دادگستری اجرا می‌شود. به گزارش «جام‌جم»، غروب روز 12 آبان سال 83 که مصادف با 19 ماه مبارک رمضان بود، دختر جوانی به نام آمنه، پس از ترک شرکت محل کارش مورد حمله اسیدی خواستگارش قرار گرفت که یکی از همکلاسی‌های دانشگاهی او بود.
کد خبر: ۴۰۲۸۴۶

مجید که ظرف قرمزرنگی به دست داشت در یک لحظه اسید را به صورت، دست‌ها و بدن آمنه ریخت. با فریادهای این دختر، مرد مهاجم (مجید)‌ که در حال فرار بود، دستگیر شد و دختر جوان نیز که براثر اسیدپاشی بشدت دچار سوختگی شده بود، به بیمارستان انتقال یافت.

شدت سوختگی صورت آمنه به‌حدی بود که پس از انتقال به 3 بیمارستان رسالت، مطهری و لبافی‌نژاد پزشکان اعلام کردند چشم چپ او براثر صدمه ناشی از اسید کاملا از بین رفته است.

با شکایت آمنه، پرونده به شعبه 6 بازپرسی دادسرای جنایی تهران ارسال و به دستور بازپرس وقت (قیصری)‌ تحقیق درباره این حادثه تکان‌دهنده آغاز شد.

آمنه در شکایتش گفت: وقتی در دانشکده برق تحصیل می‌کردم، متوجه شدم یکی از دانشجویان به نام مجید به من علاقه‌مند شده است.

وی اضافه کرد: پس از طرح موضوع، مادر این جوان چندین بار با منزل ما تماس گرفت، اما من هیچ علاقه‌ای به ازدواج با او نداشتم تا این‌که به توصیه یکی از دوستانم به مجید گفتم علاقه‌ای به او ندارم و با فرد دیگری ازدواج کرده‌ام.

اما او تهدید کرد از من انتقام خواهد گرفت و خود بالای دار خواهد رفت.دختر آسیب‌دیده گفت: تهدیدهای مجید را جدی نگرفتم تا این‌که پس از ترک محل کارم، او با اسید به من حمله‌ور شد و زندگی‌ام را تباه کرد.

می‌خواستم ازدواج کنم

پس از شکایت آمنه، بازپرس جنایی تحقیق از مجید را آغاز کرد.

متهم در اعترافات خود گفت: به آمنه علاقه داشتم و می‌خواستم با او ازدواج کنم و زمانی که گفت عقد کرده است، از او خواستم از نامزدش جدا شود، اما وقتی مقاومت او را دیدم، تصمیم گرفتم با اسید زیبایی او را بگیرم.

متهم افزود: من می‌خواستم با آمنه ازدواج کنم و هنوز هم با این که او بینایی چشمانش را از دست داده، باز اصرار به ازدواج دارم و...

پس از اعتراف متهم و دستور بازداشت موقت، آمنه برای مداوا با کمک دولت وقت، به اسپانیا رفت و روی صورتش 15 جراحی پلاستیک انجام شد.

پس از چند جلسه تحقیق و ارسال پرونده به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران، مجید ـ متهم پرونده ـ از یک چشم به قصاص و دیه محکوم شد که پس از اعتراض وکیل مدافع آمنه و رسیدگی مجدد به پرونده، قرار شد با پرداخت کامل دیه هر دو چشم مجید کور شود.

با ارسال پرونده به دیوان عالی کشور و تایید حکم، پرونده برای اجرا به شعبه اجرای احکام دادسرای جنایی ارسال شد و پس از تماس با آمنه، که اکنون در شهر بارسلون اسپانیا زندگی می‌کند، وی خود را به تهران رساند تا حکم قصاص مجید را اجرا کند.

قرار است ظهر امروز (شنبه) مجید با حضور رئیس پزشکی قانونی، آمنه، قاضی اجرای احکام دادسرای جنایی و چند پزشک متخصص، در بیمارستان دادگستری از ناحیه هر دو چشم قصاص شود.

گفت و گو با قربانی اسید پاشی پیش از اجرای حکم

در ارتباط با اجرای حکم قصاص 2 چشم مجید ـ متهم اسیدپاش ـ خبرنگار «جام‌جم» با آمنه گفت‌‌وگویی انجام داده است که در پی می‌آید.

آمنه اکنون به چه چیزی فکر می‌کند؟

باید به چه چیز بیندیشم، نزدیک به 7 سال است که آواره و سرگردان شده‌ام. در این سال‌ها فقط رنج کشیده و به خود گفته‌ام این امتحان الهی بوده است. باور کنید، هیچ‌کس نمی‌‌تواند کابوس‌های مرا حتی در ذهن خود تصور کند؛ پارچ قرمز اسیدی که به یکباره تمام وجودم را به آتش کشید.

پس از حادثه چند عمل جراحی انجام داده‌ای؟

حدود 17 عمل جراحی در اسپانیا و 2 جراحی در تهران، اما هنوز کاملا بهبود نیافته‌ام و نیمی از مداوایم مانده است.

در حال حاضر هیچ بینایی نداری؟

خیر، هر دو چشمم تخلیه شده است، یکی از چشم‌هایم در اولین روز حادثه تخلیه شد و دیگری در بارسلون وقتی
به علت بی‌پولی عفونت کرد و یک روز متوجه شدم چشمم از حدقه بیرون آمده است.

در این مدت هزینه درمان خود را چگونه تامین کرده‌ای؟

دولت آقای خاتمی و احمدی‌نژاد به من کمک کردند، افراد خیر نیز یاری‌ام کردنده اند، دکتر امیر صبوری، خانم امینی، آقای صرافی و همسرشان، خانم کریمیان و فردی به نام ایرج اشتهاردی و دیگر دوستانی که به حکم وظیفه انسانی به من کمک کردند.

ظاهرا کتابی نوشته‌ای، این کتاب در چه موردی است؟

بله، پس از این حادثه کتاب «چشم در برابر جشم» را نوشتم که با استقبال در خارج از کشور روبه‌رو شد.

دادگاه چه حکمی صادر کرده است؟

حکم قصاص هر دو چشم به اضافه 180 میلیون تومان دیه باید مجید پرداخت کند.

آیا مجید توانایی پرداخت دیه را دارد؟

پدرش می‌گفت خانه‌ام را می‌فروشم، خب اگر ندهد؛ باید در زندان بمیرد.

آیا آمنه به انتقام می‌اندیشد؟

خیر، این گونه نیست، من کینه‌ای نیستم، در این سال ها دریغ از یک احوالپرسی و کمک از سوی خانواده مجید، من در این مدت به این باور رسیدم که اجرای این حکم را برای خودم نمی‌خواهم.

پس برای چه کسی می‌خواهی؟

می‌خواهم اجرای حکم درس عبرتی باشد برای کسانی که ناجوانمردانه از اسید استفاده می‌کنند. وقتی حکم قصاص چشم‌های مجید صادر شد، به من گفتند بیا تا حکم را اجرا کنیم؛ اما من گفتم باید خبرنگارها هم باشند تا خبر این قصاص به گوش کسانی برسدکه می‌خواهند با اسید، زندگی دیگران را تباه کنند.

صادقانه بگویم من این حکم را برای خودم نمی‌خواهم، آن را برای جامعه می‌خواهم.

در این مدت تصمیم نگرفتی مجید را ببخشی؟

چرا یک بار تصمیم به این بخشش گرفتم؛ اما پس از ملاقات با پدرش ، به خاطر رفتار او پشیمان شدم.

در این مدت مجید با شما تماس نگرفته است؟

چرا، چندین بار از زندان تماس گرفته و در یکی از پیام‌هایی که در تلفنخانه ضبط شده، می‌گوید هنوز قصد ازدواج با مرا دارد.

یعنی او را نمی‌بخشی؟

شاید اگر کس دیگری به جای مجید بود، ‌او را می‌بخشیدم.

حکم را چه کسی اجرا می‌کند؟

دوست داشتم خودم اجرا کنم؛ اما نمی‌توانم.

پس اصرار به اجرای حکم داری؟

بله، می‌خواهم. مجید نیز رنج 7 ساله مرا تجربه کند و علاوه برآن، اجرای این حکم درس عبرتی برای دیگر مجرمان باشد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها