در ادامه وقتی زن جوان بهبود نسبی پیدا کرد، تحت بازجویی قرار گرفت و معلوم شد او از سالها قبل به بیماری روانی مبتلا است و به همین دلیل نیز چند سال قبل پسر 5 سالهاش را کشته است، اما شوهرش اعلام رضایت کرد و او آزاد شد.
بعد از آن، همسرش او را طلاق داد و پزشکان به زن جوان توصیه کردند به دلیل مشکلات روحی، دیگر بچهدار نشود، اما زن بیمار بعد از ازدواج مجدد باز هم صاحب فرزندی دختر شد و در نهایت او را به قتل رساند.
این زن میگوید: «من و شوهرم با هم اختلاف داشتیم و هر از گاه دعوا میکردیم تا اینکه او چند شب قبل از حادثه، مرا رها کرد و رفت. دخترمان هم پیش من ماند. من هم تصمیم گرفتم، او را بکشم و بعد خودکشی کنم تا پیش 2 بچهام بروم.»
تحقیقات از این زن همچنان ادامه دارد، اگرچه در صورت اثبات جنون، مسوولیت کیفری او کاهش مییابد، به هر حال کشتن کودکی خردسال اتفاقی زشت و تکاندهنده تلقی میشود. این حادثه میتواند زنگ خطری باشد تا همه بیش از پیش به بهداشت روانی جامعه و سلامت روحی شهروندان اهمیت بدهند و همانگونه که برای سلامت جسمانی افراد تدابیر خاص و ویژهای اندیشیده شده است، به نظر میرسد اقدامات خاصی نیز برای سلامت روانی افراد نیز باید انجام شود.
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....