خاطرهای که میخواهم برایتان تعریف کنم قتل توسط مردی است که هرچند همسر خیانتکارش نکشت، اما این زن قتلی را رقم زد که شوهرش را پای چوبهدار برد.
پرونده که به ما ارجاع شد آن را بدقت خواندیم و به شور نشستیم. نکتهای که در پرونده وجود داشت این بود که زن جوان با مقتول رابطه داشت و بازجوییها این موضوع رانشان میداد؛ اما بازپرس متوجه آن نشده بود.
این زن بعد از بازداشت گفته بود مقتول کیف او را سرقت کرده و عکسهایش را به دست آورده و از او اخاذی میکرده و به همین دلیل هم شوهرش، وی را کشته است.
روز دادگاه زن جوان و همسرش را از زندان به دادگاه آوردند. تصمیم گرفتیم با پرسشهایی که در دادگاه مطرح میکنیم این موضوع را بررسی کنیم.
متهم ردیف اول که همان قاتل و شوهر زن جوان بود، وقتی در جایگاه قرار گرفت اتهام را قبول کرد و توضیح داد که از کارش پشیمان نیست و مقتول به ناموس او نظر داشته است.
او گفت: مقتول مرتب مزاحم همسرم میشد. او کیف همسرم را دزدیده و عکسهای او را به دست آورده بود و از ما اخاذی میکرد.
ما چند بار گفتیم پولی که میخواهد میدهیم فقط این ماجرا را تمام کند. قبول نکرد و دوباره ادامه داد و من راهی جز کشتن او نداشتم چون آبروی من را برده بود.
مرد جوان درست میگفت مقتول کوتاه نیامده بود، اما آنچه باعث به وجود آمدن این قتل شده بود، دروغهای زن جوان بود.
این زن به شوهرش واقعیت را نگفته بود و زمانی او را در جریان گذاشته که اطرافیانش از این رابطه با خبر شده بودند. مرد خوشخیال هم حرفهای زنش را بدون تحقیق قبول کرده بود.
بعد از این مرد، زن جوان در جایگاه حاضر شد. او با گریه و صدایی آرام که نشان میداد قصد فریب دارد صحبت میکرد و اینطور وانمود میکرد مقتول از او اخاذی میکرده است.
من از او پرسیدم که همه واقعیت مشخص شد. به او گفتم عکسی از تو وجود دارد که نشان میدهد با مقتول رابطه داشتی.
وقتی من این سوال را پرسیدم زن جوان دستپاچه شد و گفت قرار نبود این عکس منتشر شود من آن را نابود کرده بودم حتما رویا آن را بازسازی کرده است؟ این عکس واقعا وجود نداشت و من به آن زن یک دستی زده بودم.
بعد از این حرفها بود که متوجه شدیم در واقع اخاذی از سوی یکی از دوستان زن جوان بوده و پولها به جیب او میرفته است.
زن جوان با مقتول ارتباط برقرار کرده و دوست زن جوان هم از او عکسی گرفته بود که با این عکس اخاذی میکرد و در آخرین دیدار عکس را از او میگیرند و نابود میکند؛ اما در همین هنگام شوهرش هم از ماجرا با خبر میشود و زن جوان برای گول زدن شوهرش ادعا میکند که کیفش توسط مقتول دزدیده شده است.
وقتی واقعیت مشخص شد متهم ردیف اول خطاب به همسرش گفت باید تو را میکشتم، اشتباه کردم که حرفت را باور کردم.
من و همکارانم از روی بازجوییها بود که متوجه واقعیت شدیم.
نکتهای که بازپرس به آن توجه نکرده بود ضد و نقیضگوییهای زن جوان بود. این زن با خیانتی که کرد هم مردی غریبه را به کام مرگ فرستاد و هم شوهرش را.
متاسفانه خانواده مقتول رضایت ندادند و در نهایت متهم ردیف اول قصاص و زن جوان نیز به 15 سال حبس محکوم شد.
راثی نصیری، قاضی دادگاه تجدیدنظر