حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
ولی دریا را رها کن
رها کن برای تعطیلات
وقتی خسته از چهار دیوار شهر
به جاده میزنی و
لابهلای باران و
رودخانه و
دریا
شبیه چهارسالگیات
همبازی بچه قورباغهها میشوی
سینا علیمحمدی
بازی روزگار
احمد البرز
من و تو در بازیهای روزگار
به هرسو پرتاب میشویم
گاه به دیرک میخوریم
گاه به اوت میرویم
بمان با من هم تیمی
شاید روزی
ماهم از بردهامان
ترانه زندهباد زندگی ساختیم
من و تو کنار هم تا دقیقه نود میمانیم
نه برای بازی بلکه برای زندگی
گرچه گاهی قاضی روزگار
چند هیچ به نفع خودش سوت میزند
ولی بمان شاید روزی ساختیم و نسوختیم
شاید این بازی در وقت اضافه
برندهای به نام زندگی داشت
بمان
همنفس برای زندگی بمان
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....