حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
این کتاب از 2 دفتر تشکیل شده است. دفتر اول که «سیب حوا» نام دارد و نام کتاب نیز از آن گرفته شده، در برگیرنده 51 قطعه شعر نیمایی است که همگی در یک وزن بدون استفاده از قافیه سروده شدهاند و به این دلیل که از مضمون و درونمایهای مشترک نیز برخوردارند میتوان آن را یک شعر دنبالهدار محسوب کرد.
دفتر دوم «پسر اردیبهشت» نام دارد و شامل 9 قطعه شعر در قالب سپید است و به لحاظ مضمون با دفتر نخست متفاوت است.
در مقدمهای که ناشر ابتدای کتاب نوشته ضمن اشاره به نوآوریهای نیما یوشیج در شعر کلاسیک تحت عنوان «هنجارشکنی» و «قاعدهگریزی» میخوانیم: «سیب حوا یکی از مظاهر همین هنجارشکنیها و قاعدهگریزیهاست که به همت شاعری صاحب تجربه و جسور رخ داده است. تجربهای که علاوه بر تشخص زبانی و وسواسهای معنایی در جستجوی ارائه فرمی دیگرگونه در حیطه شعر نیمایی است. فرمی که متکی بر وزن است با پرهیز کامل از وقوع قافیه.»
دکتر مسعود میری، شاعر، منتقد و مدرس دانشگاه ابتدای سخنانش با اشاره به این که بخش دوم کتاب مطلقا با بخش نخست همسویی و همخوانی ندارد درباره بخش اول کتاب گفت: در این بخش ما یک منظومه داریم که شاعر هراسناک بوده، مبادا به لحاظ سبک و سیاق آن، کارش پراکنده به نظر برسد. به همین دلیل سعی کرده تکهتکه آنها را جدا کند تا نوعی پیوستگی ظاهری پدید آورد. تم انتخاب شده در این منظومه از نوعی هاله و مضمون اسطورهای برخوردار است. در این فضا نمادها و نمونههای اسطورهای مدام وارد عرصه میشوند و خواننده برای درک مفهوم مورد نظر شاعر باید نسبت به این نمادها آگاهی داشته باشد. در تمام اثر رنجگویهها، اندوهها و دگردیسیهای یک زن را شاهدیم که به عنوان یک نویسنده یا شاعر فضای سخت روزگار را تحمل کرده و خواننده را با این مفاهیم دچار درگیری ذهنی میکند. درخشانترین مضمون کل اثر را در پاره آغازین اثر میتوان دید که شاعر به نوعی چالش با نمادهای آیینی و اندیشههای غالب روزگار را بیان میکند:
پرسش تلخ دیوانگی را / فلسفه پاسخ مبهمی بود / ما سرود مقدس نخوانده / رو به راه شریعت نهادیم / خانه لرزید و انسان فروریخت
با تپش در نگاه، آفرینش / آدمی را به زنهار میخواند: / «رستخیزی دوباره به راه است / نوح و ناهید گم کرده بگذار / رو به توفان دیگر بیاور» / آنچه میشد فراهم همین بود: / ربط اجزای «اندوه» و «انسان»
وی افزود : اثر با رویکرد و رهآوردی که در ادامه میآید این چالش را قوت میبخشد. زن بودن موجب میشود تا شاعر جنس زنانگی خود را با نوعی اعتراض مستمر نشان بدهد. ویژگی اساسی زن شاعر اثر این است: ناگهان هبوط بر او نازل شده و او این هبوط را فریاد میزند. هبوط نخستین روایت زرتشتی و یهودی دارد. در پرده دوم نمادهای آیین مسیحی مثل صلیب و... نیز وارد میشود. اما اینجا زن به جای مسیح به صلیب کشیده میشود. زنی که هم رنج مادری و هم رنج مسیح بودن را به دوش میکشد و در عین حال که خود را مصلح میداند، منجی بودن خویش را هم ابراز نمیکند. در پرده سوم منتظریم که شاعر به فضای اسلامی وارد شود. اما وارد فضای کنونی خودش میشود. شاعر ضمن این که به هبوط میپردازد، مدام از قبل از هبوط سخن میگوید. هبوطی که پس از مشروطیت برای جامعه رخ داده و حیرتانگیز است.
میری در ادامه افزود: زنی که در این شعرها سخن میگوید، دچار درگیری عمیقی در وجود خود است. او از چیزی سخن میگوید که نامش «روح و جان» است. او با چیزی به اسم هبوط تنانه روبهروست و هرگز نمیتواند به این هبوط تن بدهد و آن را بپذیرد. شاعر از بودن خویش خرسند نیست. او به تن، به خویشتنی تن و ناهشیاری تن اشاره میکند و از این که نتوانسته پدیداری خویش را کشف کند، ناراضی است. اشارات او به ماقبل هبوط، به بهشت باستانی ماقبل آفرینش هستی است. دورهای که فقدان، نبودگی و نسیان در آن مستور است.
میری سپس از مقدمهای که ناشر درباره کتاب نوشته است ابراز ناخرسندی کرد و گفت بدترین کاری که در سالهای اخیر در حق ادبیات کردهایم اردوگاهی کردن آن است و نیازی به آوردن این مقدمه نبود.
در ادامه بهروز قزلباش، شاعر و روزنامهنگار سخنانش را درباره این کتاب، گزارش از نوعی خوانش این کتاب دانست و گفت: سیب حوا موتیفی به نام عشق دارد که این عشق نه با واژه عشق بیان میشود و نه با احساسات و بروز عواطف عاشقانه و مستقیم که در آن عشق بازی اتفاق میافتد. بلکه در پس پشت این ماجرا اصل رویداد و ماجرایی که اتفاق افتاده به زبانی متفاوت گزارش شده است. زبانی ترکیب یافته از اشارات اسطورهای توراتی و انجیلی گاهی هم با آموزههای قرآنی سازگاری دارد. این عشق حاصل یک نبودگی و به دستنیامدگی است. گاهی عاشق فقدان دارد و معشوق از فقدان عاشق مینالد. گاهی هم خود معشوق مفقود است یعنی هر دو غایبند و این فقدان در مبدا روایت ماجرا برمیگردد به هبوط.
امینی:در شعرهای مجموعه سیب حوا خود حقیقیام را پیدا و آن را روایت میکنم؛ چراکه اساسا شعر یک چالش درونی برای رسیدن به خویشتن خود و پیدا کردن ماهیت درونی ماست
قزلباش ادامه داد: شاید سیب حوا به عنوان نام کتاب یک نشانهگذاری برای مخاطب باشد. یعنی که من از عشقی حرف میزنم که ازلی و به تعبیر امروزی افلاطونی است. ولی جنس این عشق لاجرم زمینی شده چراکه آدم و حوا به هر حال به زمین هبوط کردند و هبوطی که باید اتفاق میافتاد به سقوط و گسست و این گسست آهسته آهسته به اضطراب تبدیل شده است. شاید اگر هبوط بود این همه اضطراب هم در کار نبود:
اضطراب جهان را سرودم / از گرانجانی من نبود این...
بیتو در حد تخریب انسان / ما به اشیا سفر کرده بودیم...
تو به تنهاییات میگریزی...
مویه مویه که گیسو بریدیم / اضطراب حیاتی دوباره / بر هیاهوی پنهان ما ریخت...
این ابیات و نمونههای بیشمار دیگر را میتوان به عنوان جلوه و نمونه سقوط، گسست و اضطراب در این مجموعه مثال زد.
به اعتقاد قزلباش شاعر این گسست را در صورت شعر نیز مد نظر داشته است، یعنی سعی نمیکند با آوردن قافیه اجزای شعر را به هم ربط بدهد.
در ادامه این نشست سودابه امینی درباره مجموعه شعرش به ارائه توضیحاتی پرداخت و گفت: در شعر سیب حوا جهانهای موازی روایت شده و شاید این جهانهای موازی مخاطب را آزار دهد. همچنین شاید ارجاعات اساطیری و نشانهشناسی در این اثر زیاد باشد و ذهن مخاطب را درگیر کند.
وی ادامه داد: در شعرهایم خود حقیقیام را پیدا و آن را روایت میکنم؛ چراکه اساسا شعر یک چالش درونی برای رسیدن به خویشتن خود و پیدا کردن ماهیت درونی ماست.
وی درباره فرم کار و توضیحاتی که ناشر در مقدمه تحت عنوان هنجارشکنی و جسارت شاعر از آن یاد کرده گفت: استفاده نکردن من از قافیه در این مجموعه شعر کاملا عمدی بوده است؛ البته به دنبال نوآوری نبودهام. پیشتر نیز در برخی شعرهای محمدرضا شفیعی کدکنی و یوسفعلی میرشکاک نمونههایی از این دست دیدهایم. این فرم این قابلیت را در شعر ایجاد میکند که به خاطر گسست در مضمون میتوان پازل جدید و فرم تازهای از شعر ایجاد کرد.
سرودههای دفتر دوم این مجموعه که پسر اردیبهشت نام دارد، در قالب سپید هستند. برخلاف دفتر نخست که در آن با چهره زن در هیات معشوق روبهرو هستیم در این دفتر زن در هیات مادر ظهور کرده و از تولد و زایش سخن میگوید. او از دغدغهها، نگرانیها و دلمشغولیهای مادرانه خود با فرزندش روایت میکند. دغدغههایی که در عین خاص بودن و شخصی بودن به نوعی عام و جهانشمولند:
برای تو میخوانم / تمام نغمههای جهان را / ای پسر اردیبهشت / ای تعبیر تمام رویاهای طربناک
برای تو میسرایم / برای تو / که سپیدای کبوتری بر شانهات فرود آمده است / و آفتاب صلح / از چشمانت روشنایی میگیرد / من از خاکستری نمیترسم / حتی اگر برف بر گیسوان سیاهم بنشیند /
میدانم جوان خواهم شد / در رودخانه سبز نگاه تو / و هیچ نخواهم ترسید / از سرنوشت آن پرنده مینا که سالهاست / آبی پروازش را / بر میز مهمانخانه سکوت کرده است / و هر از چندی / مرد / ته سیگاری را / روی بالهای افسردهاش / خاموش میکند
از آنجا که شعرهای این دفتر سپیدند و در مقایسه با دفتر اول، ذهن شاعر کمتر درگیر فرم بوده، حس رهاشدگی و ناخودآگاهی در این سرودهها بیشتر مشهود است و جوشش شاعرانه بر کوشش غلبه دارد. به گفته سودابه امینی، سرودههای دفتر دوم کتاب سیب حوا در مجموعه شعر جدید او با نام «طعم بهشت» که زیر چاپ است بزودی در کنار چند قطعه شعر دیگر با همین مضمون و حال و هوا منتشر خواهد شد.
انسیه موسویان / جامجم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....