جزئیات قتل پسری که دختر شد

خشم خانوادگی یا فساد اخلاقی

اگر میلاد می‌دانست آمدنش به تهران باعث جنایتی می‌شود که خانواده را تحت تاثیر قرار می‌دهد هرگز به تهران نمی‌آمد و پیشنهاد خواهرش را قبول نمی‌کرد. این مهندس جوان مدعی است که آینده‌اش از بین رفته و خواهرش مقصر این ماجراست؛ ادعایی که نماینده دادستان تهران آن را رد می‌کند و می‌گوید احتمالا میلاد قصد دارد با این صحبت‌ها واقعیت را پنهان کند.
کد خبر: ۳۹۹۲۵۳

روشن نماینده دادستان تهران در این باره می‌گوید: پرونده قتل ژاله ـ دختری که قبلا پسر بوده و تغییر جنسیت داده ـ بسیار پیچیده و خاص است.

این‌که قاتل کیست موضوع روشنی است؛ میلاد خواهرش را به قتل رسانده و بعد همسایه‌ها را خبر کرده است.

این مهندس جوان مدعی است بدون تصمیم قبلی و با اصرار خواهرش به تهران آمده است، اما این درست نیست. او با انگیزه قبلی به تهران آمده است. این مرد جوان و خانواده‌اش از این‌که ژاله تغییر جنسیت داده بود خبر نداشتند.

ژاله با این وضعیت 8 سال در تهران زندگی کرده بود و هیچ وقت سراغ خانواده‌اش نرفته است. این گفته میلاد است.

بنابراین می‌توان نتیجه گرفت ژاله قطعا می‌دانسته که خانواده‌اش با تغییر جنسیت او مشکل دارند و به همین خاطر هم با آنها ارتباط برقرار نمی‌کرده است.

ژاله قبل از تغییر جنسیت هویتی مردانه داشته است. خانواده‌اش با این‌که می‌دانستند او دو جنسی است و ممکن است در بزرگسالی هویتش تغییر کند با این حال حاضر نبودند این مساله را بپذیرند.

تحقیقات ما نشان داده است این دختر برای این‌که بتواند هویت واقعی خود را پیدا کند به تهران آمده و تغییر جنسیت داده بود. او بعد از این‌که تبدیل به دختر شد تصمیم به ازدواج گرفته بود و با پسری نیز رابطه داشته است؛ موضوعی که خانواده ژاله را بشدت عصبانی کرده بود.

آنها در یک شهرستان کوچک زندگی می‌کنند و به همین دلیل هم از این‌که فرزندشان تغییر جنسیت داده است ناراحت بودند. آنها 2 روز بعد از قتل ژاله اعلام رضایت کردند.

نماینده دادستان تهران می‌گوید: هرچند مدرکی مبنی بر این که قتل لاله یک توطئه خانوادگی بوده پیدا نشد و میلاد مدعی است که چون خواهرش به فساد کشیده شده بود و رفتار بدی داشت مجبور به قتل او شد، اما به نظر می‌رسد این همه واقعیت نیست چرا که ژاله قصد ازدواج داشته است و این نشان می‌دهد که او به زندگی امیدوار بوده و به عشقی در زندگی‌اش فکر می‌کرده و به همین دلیل هم نمی‌توان گفت که حرف‌های میلاد در مورد انگیزه‌اش از قتل خواهر خود درست است.

نماینده دادستان می‌افزاید: با این حال دادسرا تحقیقات خود را تکمیل کرده و من هم به عنوان نماینده دادستان کیفرخواست را خواندم و تقاضای صدور حکم قانونی در این خصوص کردم.

چاره را در قتل دیدم

هرچند قضات و نماینده دادستان تهران می‌گویند که میلاد واقعیت را نمی‌گوید، اما او خودش همچنان بر انگیزه‌اش از قتل تاکید دارد و می‌گوید که اگر خواهرش به فساد کشیده نشده بود چنین کاری نمی‌کرد.

چند سال بود که ژاله را ندیده بودی؟

سال‌های زیادی بود. از وقتی که به تهران آمد، ما همدیگر را ندیدیم. چند سال بعد من هم از خانه دور شدم و با قبولی در کنکور به شهر دیگری رفتم و 4 سال در آنجا درس خواندم. ما تلفنی با هم در ارتباط بودیم.

شما می‌دانستید که ژاله تغییر جنسیت داده است؟

اوایل نمی‌دانستیم. او می‌گفت که به انگلستان رفته که البته ماموریت کاری بوده، بعدا من فهمیدم که برای عمل تغییر جنسیت به انگلستان رفته است. او در این مدت موضوع را از خانواده مخفی کرده بود. البته من می‌دانستم.

تو از کجا می‌دانستی؟

من و ژاله خیلی به هم نزدیک بودیم، او همه چیز را به من می‌گفت. ما خیلی تلفنی با هم صحبت می‌کردیم.

در تمام این سال‌ها خانواده‌ات سراغی از ژاله نگرفتند و آیا برایشان اهمیتی نداشت که او در این سال‌ها چه می‌کند؟

زمانی که ژاله از خانه پدری بیرون آمد پسر بود و با اسم پسرانه هم زندگی می‌کرد. بعد از این‌که عمل کرد دیگر به خانه پدرم رفت و آمد نکرد. البته در این مدت 2 بار آمد و هر 2 بار هم لباس پسرانه پوشیده بود. به همین خاطر هم خانواده‌ام متوجه نشده بودند که ماجرا چیست.

تو فکر می‌کنی آنها هیچ وقت متوجه این ماجرا نشدند؟

تا زمان مرگ ژاله آنها متوجه نشده بودند.

اگر متوجه می‌شدند چه واکنشی نشان می‌دادند؟

نمی‌دانم، شاید از او می‌خواستند که دیگر نیاید، شاید هم قبول می‌کردند. نمی‌دانم چه بگویم. به هر حال ژاله دوست نداشت که خانواده‌ام چیزی بدانند.

بعد از سال‌ها چرا به دیدار او رفتی؟

8 سال از دوری ما گذشته بود و ما همدیگر را ندیده بودیم. یک روز به طور اتفاقی به من گفت که می‌توانم به تهران بروم و با او زندگی کنم. او می‌گفت برای من شغل خوبی در یک شرکت پیدا کرده است، به همین دلیل هم به تهران آمدم. کاری که برایم پیدا کرده بود واقعا خوب بود. وقتی از او سوال کردم این کار را از کجا پیدا کرده است، گفت از آگهی روزنامه ولی دروغ می‌گفت و در نهایت متوجه شدم که او از طریق پسر مورد علاقه‌اش این شغل را برای من پیدا کرده است.

هزینه تغییر جنسیت را چه کسی داده بود؟

آن را هم پسر مورد علاقه خواهرم پرداخته بود. آنها همدیگر را خیلی دوست داشتند و خواهرم می‌گفت که می‌خواهد با او ازدواج کند، اما این امکان نداشت.

چرا خواهرت نمی‌توانست ازدواج کند؟

چون او نمی‌توانست بچه‌دار شود و زندگی آنها عاقبتی نداشت، به همین خاطر هم نمی‌توانستند با هم ازدواج کنند.

تو چرا خواهرت را کشتی؟

او دچار فساد اخلاقی شده بود و نمی‌توانست مثل یک فرد عادی زندگی کند، آنقدر اذیت کرد و خواسته‌های نامشروع داشت که من مجبور شدم او را بکشم.

چرا دست به قتل زدی، می‌توانستی خانه را ترک کنی؟

چند بار خواستم بروم، اما مرتب از من عذرخواهی می‌کرد و مثل قبل می‌شد، چند ساعت که می‌گذشت دوباره بد حال می‌شد.

او کسی را داشت که ازدواج کند و به گفته خودت رابطه خوبی با هم داشتند، بنابراین نمی‌توان گفت که او دچار فساد شده بود. پسر مورد علاقه ژاله گفته است که او حالش خوب و همیشه عادی بود، فساد اخلاقی او را هیچ‌کس بجز تو بیان نکرده است.

قسم می‌خورم که این‌طور نبوده است. او مرتب رفتارهای زشت از خودش نشان می‌داد و دوباره عادی می‌شد.

من هم تصمیم داشتم که خانه او را ترک کنم، اما در لحظه حادثه بشدت عصبی شده بودم، نمی‌دانستم که چه می‌کنم، می‌خواستم خودم را هم بکشم. حتی چند ضربه هم به دستم زدم و خون آمد، اما پشیمان شدم.

اما پزشکی قانونی گفته است ضرباتی که تو بر خودت وارد کردی خیلی سطحی بوده است.

بله این‌طور است، اما من خودم فکر می‌کردم این ضربات می‌تواند باعث مرگم شود.

گفته می‌شود تو از طرف خانواده‌ات مامور قتل ژاله بودی، این درست است؟

نه این‌طور نیست. آنها خیلی آسیب دیدند، اما من را بخشیدند. مادرم هنوز تحت تاثیر این ماجراست، آنها چاره‌ای بجز بخشش نداشتند. من هم فرزندشان بودم و اگر قصاص می‌شدم غمشان چندین برابر می‌شد.

نمی‌توانم شاهد اعدام فرزندم هم باشم

پدر میلاد می‌گوید از پسرش گذشت کرده است چون می‌دانسته او به عمد این کار را نکرده بود. او می‌گوید: میلاد در شهرستان درس می‌خواند. او روی پای خودش ایستاده بود، شغل داشت و هیچ وقت دستش را جلوی من دراز نکرد. من به او افتخار می‌کردم.

او می‌گوید: زمانی که خبر قتل را به من دادند هرگز باور نمی‌کردم که میلاد این کار را کرده باشد البته ژاله واقعیت را از ما پنهان کرده بود و این نشان می‌دهد مشکلی در این میان بوده است. ژاله همه چیز را از ما پنهان کرده بود. او می‌گفت گرفتار است و نمی‌تواند به ما سر بزند ما هم حرفش را باور می‌کردیم. بعد از مرگش بود که متوجه شدیم او تغییر جنسیت داده است، کسی هم که این کار را بکند بعید نیست به کارهای خلاف کشیده شود.

او ادامه می‌دهد: میلاد و ژاله رابطه خوبی با هم داشتند البته برایم سخت است او را به اسم ژاله صدا بزنم چون ما او را به اسم یک مرد صدا می‌کردیم و خیلی عجیب بود. یکباره متوجه شدیم او زن شده است. این کار ژاله برایم ناراحت‌کننده بود. معنای حرفم این نیست که اگر قبل از مرگش می‌دانستم او را نابود می‌کردم نه این اتفاق نمی‌افتاد، اما قطعا طبیعی رفتار نمی‌کردم و به همین خاطر هم بود که او موضوع را با ما مطرح نمی‌کرد.به هر حال میلاد هم فرزند من است و من نمی‌توانم شاهد اعدام او باشم. بنابراین ترجیح می‌دهم این فرزندم را با دستان خودم نکشم و او زنده باشد.

‌ داوود ابوالحسنی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها