حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
شاکی در تشریح ماجرای تلخی که برایش رقم خورده بود، گفت: چندی پیش در یک شرکت با مردی جوان همکار بودم تا اینکه بعد از مدتی محل کارم را تغییر دادم. 2 هفته پیش همکار سابقم به طور اتفاقی به محل کارم آمد و پس از حضوری کوتاه با ترک محل، روز بعد در تماسی تلفنی خواست تا اجازه دهم همراه خانوادهاش به خواستگاریام بیاید که در پی اصرارهایش پذیرفته و ماجرا را با خانوادهام در میان گذاشتم.شاکی افزود: چند روز پیش جوان خواستگار از من خواست تا پیش از خواستگاری با خواهرش در منزلشان در یکی از محلههای جنوبی شهریار ملاقات کنم که پذیرفتم.
شاکی ادامه داد: با ورود به آن خانه، منتظر خواهرش شدم، ولی خبری از او و دیگر اعضای خانوادهاش نبود. با ظنین شدن به اوضاع قصد خروج از آن آپارتمان را داشتم، اما در ورودی قفل بود.
دختر جوان با اشاره به شب حادثه گفت: با داد و فریاد از همسایهها کمک خواستم، ولی انگار کسی صدایم را نمیشنید. مرد خواستگار مرا مورد آزار و اذیت قرار داد. سپس دست و پایم را بست و در اتاق حبس کرد.وی افزود: یک روز بعد او مرا از خانه خارج و در حومه شهر رها کرد و متواری شد.شاکی ادامه داد: او در تماسهای تهدیدآمیز از من میخواست از او شکایت نکنم. به این ترتیب، مرد آزارگر تحت تعقیب قرار گرفت تا اینکه 2 روز پیش در جنوب شهریار دستگیر شد.
با انتقال متهم به اداره پلیس اطلاعات ـ امنیت شهرستان شهریار، وی در بازجویی گفت: زمانی که با شاکی همکار بودم، میخواستم نقشه شیطانیام را عملی کنم؛ ولی نشد. پس از چند ماه که اخراج شدم، در جستوجوی دختر جوان ـ شاکی ـ بودم تا عاقبت او را به طور اتفاقی در محل کار جدیدش دیدم.
متهم افزود: پس از گفتوگو با دختر جوان و پی بردن به وضعیت مناسب زندگیاش، شمارهاش را گرفته و از او خواستگاری کردم.وی ادامه داد: عصر روز حادثه دختر جوان را فریب داده و به بهانه ملاقات با خواهرم، به خانه یکی از دوستانم بردم و نقشه شیطانیام را عملی کردم تا با این کار از او و خانوادهاش اخاذی کنم.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....