مراسمی چون هولی در بر دارنده ارزشهای روحانی هستند. علاوه بر شادی و تفریح این گونه مراسم ریشه های مذهبی دارند. جشن های هندوها بیشنر طعمی از روحانیت با خود به همراه دارند.
این گونه است که هنر در خدمت معنویت قرار می گیرد و کنار رنگهای دلفریب و کپه های بزرگ آتش که بر پا دارنده این جشن زیباست ، زیارت اماکن مقدسه و استحمام در آبهای مقدس هم قرار می گیرد.
در طول این جشن ، مردم خانه های خود را تمیز می کنند و تمامی وسایل کثیف و بی مصرف خانه را دور می ریزند و می سوزانند. به این ترتیب آلودگی هارا از خانه های خود می زدایند.

آتشی بزرگ برپا می شود و مردم اندکی از این آتش را با خود به خانه می برند چرا که معتقدند این آتش ، خانه هایشان را از هرگونه آلودگی و بیماری پاک می کند.در هندوستان برای آغاز هر فصل جشنی برپا می شود و هولی ، جشن فرارسیدن بهار دل انگیز است.
از آنجا که مردمان هند بیشتر کشاورز هستند دو جشن بزرگ این کشور، جشن های مربوط به فصل دروست.
آن زمان که انبارهای غله کشاورزان از محصول پر شده است شادی ، معنی می یابد. احساس آرامش پس از کار سخت احساس شادی آفرینی است و جشن هولی این شادی را تکمیل می کند.
از نقطه نظر اجتماعی ، این جشن فرصتی است برای یکی شدن و کنار هم قرار گرفتن بزرگترها و کوچکترها، ثروتمندان و فقرا. زمانی است برای فراموش کردن سالی که سپری شد و دور ریختن تمامی احساسات بد و در آغوش کشیدن سال جدید همراه عشق و مهربانی ، همیاری و اتحاد با تمامی مردم ، خواه فقیر یا ثروتمند، خواه کوچک یا بزرگ.
یکی دیگر از معانی هولی ، قربانی کردن است. بدین معنا که در آستانه سال جدید و بهار زیبا، ذهن را از هر گونه ناپاکی ، خود بزرگ بینی و زیاده خواهی می روبند تا جا برای عشق ، شفقت ، صداقت و پاکی باز شود.
روح حقیقی جشن هولی ، برخاستن از باتلاق جهل و سرگردانی و غوطه ور شدن در اقیانوس تقدس و الوهیت است.
افسانه های مربوط به جشن هولی گفته می شود در زمانهای قدیم ، قبیله های آدمخوار در هندوستان زندگی می کردند. آنان زندگی مردمان بی گناه بسیاری را تهدید کرده و ترس و وحشت به دل مردم می انداختند. یکی از این آدمخواران زنی بود به نام هولیکا یا پوتانا.
او علاقه شدیدی به خوردن کودکان داشت. تا این که روزی کریشنای بزرگ او را از میان برد و جان کودکان را نجات داد.
در روز جشن هولی ، مجسمه یا عروسکی از هولیا می سازند و آن را در آتش می سوزانند. بر اساس این افسانه ، پایه و اساس جشن هولی شادمانی برای از میان رفتن آدمخواران و سوزاندن مجسمه هولی است.
افسانه های دیگری در خصوص این جشن هست.روزگاری در زمانهای گذشته قرار بر این شد که نوه پیرزنی را در بارگاه شیطان - زنی به نام هولیکا- قربانی کنند.
پیرزن که بسیار ناراحت بود نزد پیری می رود و او به پیرزن می گوید که با گفتن سخنان زشت و شنیع می تواند به هولیکا غلبه کند و او را از پای درآورد.
پیرزن به این نصیحت گوش می دهد و تعداد زیادی کودک را جمع می کند و با خود به قصر هولیکا می برد. کودکان در قصر هولیکا را به باد فحش و ناسزا می گیرند به این ترتیب شیطان از تخت خویش بر زمین می افتد و می میرد.
کودکان آتش بزرگی درست می کنند و جسد هولیکا را در آن می سوزانند.
جشن هولی 10 روز مانده به بدر کامل ماه ، اواخر ماه فوریه و اوایل ماه مارس به مدت 3 یا 4 روز برگزار می شود و با برآمدن ماه کامل پایان می پذیرد.
در اصل این جشن ، عید بهارانه هندوان است. در روزهای برگزاری جشن هولی ، همه مردم به خیابان می آیند و آبهای رنگی و پودرهای رنگارنگ را به نشانه یکی شدن با بهار به سر و روی و لباسهای یکدیگر می پاشند.
هر کس که از کوچه یا خیابان می گذرد رنگی می شود و فرقی نمی کند که فقیر باشد یا ثروتمند، عامی باشد یا جزو سران دولتی.
این جشن زمانی است برای اتحاد و همبستگی. بعد از ظهر همه چیز به پایان می رسد و سکوتی سرشار، همه جا را فرا می گیرد. مردم به رودخانه می روند تا تن خود را از رنگها بشویند و شب را در منازل خود به خوردن شیرینی و گفتن سخنان شیرین می گذرانند.
مردم عادت دارند خاکستر برجا مانده از آتش بزرگ جشن را بر پیشانی خود بکشند تا سالی توام با شادمانی و سلامت ، پیش روی داشته باشند.
بقایای آتش ممکن است روزهای متمادی در خیابان ها بماند تا این که سرانجام از کوچه ها و خیابان ها جمع شود.