آینده را بی خیال، گذشته را بچسب!
مهمترین رخداد فوتبالی جهان، خرداد و تیر سال 89 در آفریقای جنوبی برگزار شد و ما هم فرسنگها دورتر از پای گیرندههایمان حسرت میخوردیم که چرا در جام جهانی حاضر نیستیم. با این حال از آنجایی که علاقه خاصی به زندگی در گذشته داریم و کلا بیخیال آینده هستیم چند ماه انتظار کشیدیم تا 8 آذر برسد و سالگرد صعودمان به جام جهانی 1998 را جشن بگیریم. تفاوتها دقیقا همین جا مشخص میشود. کره و ژاپن به دنبال راهیابی به جمع 8 و 4 تیم برتر دنیا هستند اما ما در این فکر هستیم که فقط به جامجهانی صعود کنیم. اگر هم در این راه موفق نشدیم 8 آذر را که از ما نگرفتهاند، منتظر میمانیم تا جشن صعود به جام جهانی 98 را بگیریم. کلا بی خیال آینده، گذشته را بچسب. مخصوصا وقتی که قرار باشد جواد خیابانی هم یک پای ثابت جشنهای تکراری مان باشد!
پیشگویی مهندس
محمد علیآبادی چند سالی که در ورزش حضور دارد اظهار نظرهای جالب توجهی داشته است: «در سال 88 میتوانیم المپیک را در ایران برگزار کنیم(!)» از جمله صحبتهای جالب او بود. مهندس اما یک پیشبینی کرد که کمتر کسی آن را باور میکرد. او گفته بود کاروان ایران در بازیهای آسیایی گوانگجو میتواند چهارم شود. اگر چه علیآبادی بعدها گفت که با توجه به بضاعت موجود تکرار مقام ششمی هم برای ما خوب است اما همه آن صحبت اول او را در ذهن داشتند.
پاییز امسال اما حرف علی آبادی درست از آب درآمد و کاروان ایران در بازیهای آسیایی گوانگجو با کسب 59 مدال طلا، نقره و برنز در جایگاه چهارم قاره ایستاد تا ثابت شود مهندس آنقدرها هم که میگویند با ورزش بیگانه نیست! حالا که این اتفاق افتاده سخت انتظار میکشیم تا رئیس پیشین سازمان تربیت بدنی و رئیس کنونی کمیته ملی المپیک از حالا مقام ایران در بازیهای آسیایی 2014 را اعلام کند تا درصد نگرانیمان کاهش یابد. هر چه باشد او نشان داده که دستکم در این زمینه پیشگوی خوبی است.
پینگ پنگ هم شد فوتبال؟!
پس از موفقیت در گوانگجو آنچه کهبیش از هر چیز دیگری در جامعه خودش را نشان داد لزوم بها دادن بیشتر به رشتههای غیرفوتبالی بود. این احساس در جامعه به وجود آمده بود که مسوولان ورزش ایران باید به رشتههای غیرفوتبالی بهای بیشتری بدهند. موفقیت رشتههایی نظیر تکواندو، ووشو، کاراته، دو و میدانی، قایقرانی و... توجه همه را به خود جلب کرد و این در حالی بود که ورزشکاران این رشتهها به مراتب کمتر از فوتبالیستها پول میگرفتند و توجه کمتری به آنها میشد.
منتقدان میگفتند حالا اگر نمیخواهید از پول فوتبال کم کنید حداقل به رشتههای دیگر هم همانند فوتبال توجه کنید و پول بدهید. نتیجه نگرفتن فوتبال هم مزید برعلت شد تا دامنه اعتراضات گستردهتر شود. اما فوتبال، همیشه فوتبال است و هیچ چیز نمیتواند جایش را بگیرد. اصلا پینگپنگ هم شد فوتبال؟!
بازنده در فوتبال
ناکامیهای فوتبال اما به همین ختم نمیشود. آغاز جام ملتها به معنی پایان ناکامیهای ما نبود. تیم ملی همانند 35سال گذشته بدون این که حتی نزدیک جام هم شود با مسابقات وداع کرد تا حسرت قهرمانی ایران در آسیا 39ساله شود. این سناریو برای علاقهمندان به فوتبال تکراری است. فرقی هم نمیکند چه کسی سرمربی یا رئیس فدراسیون باشد. ما در تمام این سالها بازنده بودهایم.
جوابمان را بدهید
شاید مهمترین اتفاق ورزشی در مجلس رقم خورد جایی که نمایندگان در خانه ملت با ادغام سازمان تربیتبدنی و سازمان ملی جوانان موافقت و طرح تشکیل وزارت ورزش و جوانان را تصویب کردند. اگر چه این موضوع مورد مخالفت بیشتر افرادی که در ورزش حضور دارند واقع شد اما «آنچه البته به جایی نرسد، فریاد است» در اینجا خودش را ثابت کرد.تاسیس این وزارتخانه تصویب شده بود و دیگر کاری از دست کسی برنمیآمد. حالا سوال کلیدی و اساسی این است که چه آیندهای در انتظار ورزش ایران است؟ اگر پاسخش را میدانید یک طوری به ما هم بگویید. نمیدانیم چگونه ولی یک جورهایی جوابش را به ما برسانید چرا که علامت سوال این موضوع بدجوری جلوی چشمانمان رژه میرود.
سین سلامتی در سفره ورزشیها
امسال که گذشت ولی بالاغیرتا برای سال آینده فکری به حال ورزش کنید. خدا کند همانقدر که شما این جمله را به خود گرفتید مسوولان هم به خودشان بگیرند. خسته شدیم از بس درباره کمبودهای ورزش گفتیم و از امکانات کم صحبت کردیم. آخر جوان مردم چه گناهی کرده که نمیتواند یک ورزش درست و حسابی انجام دهد. نسل سومیها حق دارند جایی برای ورزش کردن داشته باشند.
میخواهید وزارت ورزش تشکیل دهید یا هر کار دیگری کنید، فقط زودتر. سال 90 هم آمد. یکی از سینهای هفتسین ورزشیها سلامتی است و سلامتی با ورزش کردن به دست میآید. اگر میخواهید این سین هفتسین ما را نگیرید آستینها را بالا بزنید.
این جوان نیاز به جای مناسب برای ورزش کردن دارد. متوجهاید که؟ امیدواریم پاسختان مثبت باشد. اگر زنده ماندیم سال آینده میآییم تا پاسخ این سوال مان را بگیریم. پس تا نوروز 91 منتظر میمانیم.
محسن اثیمی