حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
بعضی وقتها هم ما به بچهها قولهایی میدهیم. قولهایی برای خریدن چیزهایی به مناسبت رسیدن سال نو؛ حالا اسمش را عیدی میگذاریم یا یک چیز دیگر، خیلی فرقی در اصل موضوع نمیکند.
در همه موارد و بویژه در مورد بچهها باید یادمان باشد وقتی قولی میدهیم، بدانیم که باید به آن عمل کنیم.
عدم رعایت این اصل (باز هم بویژه در مورد کودکان) آنها را بشدت دچار یک تناقض روحی میکند. کودکان والدین خود را سمبلهای اصلی زندگی و الگوهایی قابل تبعیت میدانند؛ خیلی از اوقات بچهها پدرشان را قویترین مرد جهان تصور میکنند و مادرشان را مهربانترین فرشتهای که خدا آفریده است. ما هم گاهی اوقات بدون توجه به این نگاه فرزندانمان، با رفتارهایی که از دید خودمان چندان اهمیتی ندارند، نه تنها آن تفکرات را میشکنیم و نابود میکنیم که سلامت روحی آنها را با خطری جدی مواجه میسازیم.
شاید ما بدون آن که بخواهیم، در اثر تراکم کارهای اداری یا یک فراموشی ساده، نسبت به قولی که به فرزندمان دادهایم بیتوجهی میکنیم؛ شاید آن موقع با خودمان بگوییم خب اگر امروز نشد یک روز دیگر آن را برایش میخرم یا... . اینها از دیدگاه ما که هر روز با مشغله و فکرهای مختلفی مواجه هستیم شاید کم اهمیت جلوه کند؛ اما باید بدانیم اثری جدی بر سلامت روح و روان فرزندانمان خواهد گذاشت.
پس اگر قول خریدن اسباببازی یا وسیله خاصی را به عنوان عیدی به بچهها دادهاید، از همین حالا به فکر خریدش باشید. هر چه به روزهای پایانی سال نزدیکتر شویم، تراکم کارها، فراموشیهای بیشتری را بر رفتار ما حاکم میکند.
عیدیها را در فرصت مناسبی بخرید و دور از چشم بچهها آنها را در جای امنی پنهان کنید تا در روز نخست سال جدید، غریو شادی کودکان در خانه بپیچد.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....