این تحرکات در ابعاد مختلف و زنجیرهای از رفتارها صورت می گیرد که در طرحی قابل تامل در کنار هم قرار گرفتهاند. در این چارچوب چند محور مشاهده میشود.
اولا در حوزه لیبی همچنان تحرکات به سمت ایجاد شرایط برای اقدام نظامی و یا ایجاد شرایط برای ایجاد شرایطی مناسب برای جایگزین افراد و یا گروههای همسو با منافع غرب به جای قذافی می باشد. در این حوزه تحریک افکار عمومی برای مداخله نظامی در لیبی مورد توجه است که اجرای اصل منطقه پرواز ممنوع بر فراز آسمان لیبی بخشی از این پروژه است. البته غرب اکنون بحران در لیبی را به نفع خود میداند چرا که در سایه آن افکار عمومی را از تحولات بحرین، یمن و عربستان دور می سازد.
ثانیا در حالی که افکار عمومی به سمت لیبی و بحرین معطوف شده غرب تحرکات دیپلماتیک را در مصر و تونس برا ی مصادره قیامها تشدید کرده است. سفر کلینتون وزیر خارجه آمریکا به این کشورها بخشی از این پروژه است در حالی که جهانیان با سوق یافتن به سایر تحولات از اقدامات وی در این کشورها دور میشوند و امریکا فرصت می یابد تا بتواند اهداف سیاسی و نظامی خود در این کشورها را پیگیری کند.
ثالثا، محور دیگر تحرکات غرب را سرکوب گسترده در یمن و بحرین تشکیل میدهد. این کشتارها که با حمایت همه جانبه عربستان صورت میگیرد برای سران عرب و غرب از اهمیت ویژهای برخوردار است. در این میان معطوف شدن افکار عمومی به لیبی و زلزله ژاپن فرصتی شده تا سرکوب ها در بحرین و یمن در فضایی خالی از رسانهها اجرایی شود.
به هر تقدیر میتوان گفت که اکنون غرب به دنبال اجرای اصل مدیریت و هدایت بحران بر اساس منافع خویش است. مدیریتی که بر اساس آن سکوت در برابر کشتار در لیبی، دیپلماسی در مصر و تونس و سرکوب و کشتار در بحرین ، یمن و عربستان طراحی و اجرا میشود.
غرب اکنون بازی چند جانبهای را آغاز کرده در حالی که نتیجه این مسئله قربانی شدن صدها انسان بیگناه در لیبی، بحرین ، یمن و عربستان و نیز ایجاد فضای منفی برای انحراف قیام مردم مصر و تونس می باشد هر چند که بیداری مردمی و تاکید آنها بر ادامه قیام تا تحقق خواستههایشان این مسئله را با چالشهایی مواجه خواهد ساخت.
قاسم غفوری-جام جم آنلاین