تمام شهرت آن منطقه را روستای «ابیانه» به نام خود سند زده است، اما کسی که رفته باشد در کوچهباغهای چیمه قدم زده باشد و پا لخت کرده باشد توی جویهای همیشه روان و همیشه خنک آن، دویده باشد توی برگهای فرش شده روی زمینش، غروب دشتهای بیکرانش را نگاه کرده باشد و گرم گفته باشد با اهالی مهربان این روستا، دیگر دل کندن از آن و رفتن به جای دیگر کمی سخت است. «چیمهرود» پیشنهاد سفر این ستون است. اما دلایلش فراتر از زیباییهای آن منطقه است. 100 کیلومتر بعد از چیمهرود شهر اصفهان است که پیشنهاد دیدن نصف جهان به شوخی میماند و زیباییها و دیدنیهایش فراتر از این نوشته کوتاه است، 60 کیلومتر پایینتر از چیمهرود شهر کاشان است، شهر گلاب و گل. 5 کیلومتر بعدتر از چیمهرود هم «ابیانه»ای قرار دارد که میتوان از همان دشتهای فراخ چیمه روانه شد سمت آن.
اگر دل زدید به جاده و گذرتان به آن طرفها خورد، باور میکنید این طبیعت شگفتی را که در دل کویر جا خوش کرده است. مسجد جامع چیمه که در محل ده واقع است، قبل از اسلام معبد زرتشتیها بوده که با ظهور اسلام به مسجد تبدیل شده است. قدمت این مسجد طبق نوشتهای که روی در چوبی آن حک شده است حدودا به 730 سال پیش برمیگردد.
اگر از دیدن سازهها و دستسازهای بشر هم دل کندید و روانه کوچه باغهای چیمه شدید، سری هم به «چنار حاج باقر» بیندازید؛ چنار 400 سالهای که سرمایه اهالی این روستاست.
میثم اسماعیلی / گروه فرهنگ و هنر