گزارشی از پشت صحنه مستند ـ مسابقه «سرزمین دانایی»

30 ساعت رقابت نخبگان علمی در شبه جزیره میانکاله

در میان برنامه‌های مختلف تلویزیونی گونه «مسابقه» یکی از جذاب‌ترین و پرطرفدارترین شکل برنامه‌سازی است. در کنار سریال‌ها و برنامه‌های نمایشی که به مخاطب فرصت تخیل و سفر به موقعیت‌های تجربه نشده را می‌دهد، مسابقه تلویزیونی از این نظر جذاب و دوست‌داشتنی است که به مخاطب امکان می‌دهد تا با قرار دادن خود در موقعیت شرکت‌کنندگان مسابقه، هیجان‌ها، اوج و فرودها و تلاش‌های شرکت‌کنندگان را تجربه کند.
کد خبر: ۳۹۱۲۲۹

در گزارشی که می‌خوانید خبرنگار قاب کوچک به پشت صحنه یکی از این مسابقه‌های تلویزیونی سر زده تا گزارشی از نحوه حضور شرکت‌کنندگان در این مسابقه تهیه کند. این مسابقه قرار است نوروز امسال از شبکه 5 سیما پخش شود.

زنده ماندن در دل طبیعت

نام «سرزمین دانایی» را پیش از این در خبرهای زیادی شنیده‌ام. می‌توان در نگاهی کلی آن را یک «مسابقه تلویزیونی» تعریف کرد، اما میدان رقابت شرکت‌کنندگان فضایی بکر و طبیعی در شمال کشور است و موضوع رقابت، تلاشی 30 ساعته برای زنده ماندن در دل طبیعت! شرکت‌کنندگان هم نخبگان علمی کشور هستند که با حضور در این مسابقه تلویزیونی میزان توانایی خود را برای انجام کارهای سخت می‌سنجند. سرزمین دانایی از نظر تقسیم‌بندی برنامه‌های تلویزیونی در گونه Reality Show دسته‌بندی می‌شود؛ گونه‌ای که با ترکیب مستند، مسابقه و گاهی هم نمایش، یکی از پرطرفدارترین گونه‌های تلویزیونی در دنیاست که البته در ایران تاکنون ناشناخته مانده و «سرزمین دانایی» اولین نمونه تجربه شده در این زمینه است.

توانایی‌هایی برای شرکت در مسابقه

برای حضور در لوکیشن مسابقه «سرزمین دانایی» نیاز به سفری چند ساعته است که صبح زود از مقابل مسجد بلال سازمان صدا و سیما آغاز می‌شود. من به همراه 9 شرکت‌کننده که در گروه‌های 3 نفره تقسیم‌بندی شده‌اند، سوار بر یک ون بنز و با همراهی «الناز ابرایی» از اعضای گروه تولید عازم میانکاله می‌شویم. سفری 5 ساعته در پیش است. هر 3 گروه شرکت‌کننده پیش از این با حضور در کارگاه‌‌های آموزشی، نحوه شرکت در این مسابقه را آموزش دیده‌اند. «آشنایی با مهارت‌هایی همچون کوهنوردی، صخره‌نوردی، بیابان‌نوردی و دیگر مهارت‌های ویژه طبیعت‌گردی»، «آشنایی با شیوه‌های مختلف شکار پرندگان و صید ماهی»، «آشنایی با فنون زندگی در شرایط اضطراری همچون زندگی در جنگل، سرما، بیابان، هور...»، «انجام فعالیت‌های حیاتی همچون برپا کردن آتش، جهت‌یابی، مسیریابی و... بدون استفاده از تجهیزات پیشرفته»، «توانایی انجام فعالیت‌های سخت ورزشی همچون پرواز با پاراگلایدر، ساخت بالن، غواصی، ساخت و استفاده از نردبان طنابی، ساخت پل معلق، ساخت قایق با لوازم اولیه برای عبور از دریا» و.... برخی از مهارت‌هایی است که شرکت‌کنندگان برای پیروزی در این مسابقه باید بر آنها مسلط باشند و حالا این فرصت چند ساعته برای رسیدن به مسیر زمان خوبی برای ارزیابی آنها از یکدیگر است. من هم باید از همین حالا تصمیم خود را برای حضور در یکی از گروه‌ها بگیرم تا در همراهی با آنها گزارش خود را تکمیل کنم. یکی از گروه‌ها از یک خواهر و برادر و یک همسر تشکیل شده است. «احسان صائب نوروزی» دانشجوی دکترای متالوژی، «افشین صائب‌ نوروزی» کارشناس عمران و «پریسا صائب‌ نوروزی» کارشناس مهندسی شیمی اعضای این 3 گروه هستند. شرکت‌کنندگان مجاز نیستند هر نوع وسیله‌ای را با خود بیاورند. تنها وسیله قابل استفاده در طول مسابقه گوشی تلفن همراه است که آن هم در بخش‌هایی از مسابقه به کار می‌آید. یک نوت‌بوک هم در اختیار گروه قرار می‌گیرد.

مسابقه آغاز می‌شود

راس ساعت 30‌/‌5 صبح بیدارباش است! هنوز خورشید در آسمان چهره نشان نداده که راهی نقطه جنوبی شبه جزیره میانکاله می‌شویم و بعد از یک ساعت به مقصد می‌رسیم. مسیر با تویوتایی طی می‌شود که شیشه‌های آن با روزنامه پوشانده شده است. این کار به این دلیل صورت می‌گیرد تا شرکت‌کنندگان با مسیر مسابقه آشنا نشوند. در میانه راه یک نفر از هر گروه پیاده می‌شود. طبق فیلمنامه‌ای که «سعید ابوطالب» کارگردان و تهیه کننده این مسابقه نوشته، در ابتدای مسابقه باید حتما یک نفر گم شود و پیدا کردن این نفر گمشده توسط دیگر اعضای گروه هم بخشی از مسابقه است. مهم‌ترین انگیزه‌ای که در دیگر افراد برای یافتن این فرد گمشده وجود دارد، تکه‌ای از نقشه مسیر است که او در دست دارد و با یافتن او، طی کردن مسیر آسان می‌شود.

طبق اطلاعاتی که همان لحظه در اختیارم قرار می‌گیرد، گروهی که من همراه آنها می‌روم، از نظر توانایی بهتر از گروه‌های دیگر هستند و به همین دلیل طی کردن سخت‌ترین مسیر به عهده آنها گذاشته شده است! البته این مساله جزو اسرار است و قرار نیست خود اعضای گروه از آن مطلع شوند.

وقتی آنها در نقطه شروع از اتومبیل پیاده می‌شوند، ابتدا نقشه‌ای که باید براساس آن مسیر را طی کنند، می‌یابند و پس از طی کردن 3 کیلومتر راه در تالاب میانکاله، نفر سوم را پیدا می‌کنند. وضعیت در گروه‌های دیگر به این سادگی نیست و آنها برای پیدا کردن نفر گمشده خود دچار عسر و حرج می‌شوند!

با دیدن خانواده نوروزی به خاطر این‌که فقط به عنوان خبرنگار آنها را همراهی می‌کنم و یکی از شرکت‌کنندگان نیستم احساس خوشحالی می‌کنم. حجم باری که آنها با چند کوله‌ پشتی سنگین حمل می‌کنند، بسیار زیاد است. حتی «پریسا» خواهر برادران نوروزی هم از این قاعده مستثنا نیست و پا به پای برادران خود بار حمل می‌کند.

در ادامه مسیری که براساس نقشه آنها طی می‌شود، به نقطه‌ای می‌رسند که باید زمین را برای یافتن گنج بکنند. کل این فعالیت‌ها توسط دوربین‌های گروهی که «فرشید فرجی» مدیر تصویربرداری آنها را هدایت می‌کند، ثبت و ضبط می‌شود. میانکاله منطقه‌ای حفاظت شده و زیباست که شاید در عمر یک خبرنگار، فقط چنین بهانه‌ای پیدا شود که پای او را به آن منطقه باز کند. به دلیل همین زیبایی و بکر بودن فضاست که تصویربرداران تلاش می‌کنند تا ضمن به تصویر کشیدن روال عادی این مسابقه به شکلی مستند و طبیعی، بخش‌هایی از زیبایی این منطقه را نیز در کادر دوربین خود جای دهند. صدابردارها نیز با بوم مشغول ضبط صدا هستند. کار مشکلی است اما باعث می‌شود کیفیت صدا طبیعی‌تر و بهتر باشد. گنج داخل کوزه‌ای قدیمی است، اما نه از سکه طلا و جواهر خبری است و نه از چراغی که با دست کشیدن روی آن، غولی از درون آن بیرون بیاید و فوت و فن برنده شدن در مسابقه را بلد باشد. داخل کوزه یک بطری آب معدنی به همراه سیمکارتی است که با گذاشتن آن داخل تلفن همراه، اولین پیام از سوی برگزارکنندگان دریافت می‌شود. پیامی حیاتی که می‌تواند برای طی کردن ادامه مسیر مسابقه مفید باشد.

ماهیگیری با تور

خیلی زود «گرسنگی» به سراغ شرکت‌کنندگان در مسابقه می‌آید. سرمای هوا نیز کار را سخت کرده است. به این موضوع طی کردن مسیری طولانی با پای پیاده و به همراه حجم زیادی از بار را هم اضافه کنید تا متوجه شوید شرکت در چنین مسابقه‌ای تا چه اندازه می‌تواند کار سختی باشد. برای رفع گرسنگی باید ماهی گرفت! تور ماهیگیری قبلا از طرف تیم تولید داخل کوزه‌ای قدیمی گذاشته شده که جای یافتن آن در نقشه و در مسیر مسابقه به شکلی حدودی تعیین شده است. شرکت‌کنندگانی که من آنها را همراهی می‌کنم، پس از یافتن تور و در ادامه مسیر به برکه‌ای می‌رسند که داخل آن چند ماهی برای ماهیگری آنها وجود دارد. تور انداخته و ماهی کفور صید می‌شود. البته نه به همین سادگی که من نوشتم بلکه با سختی و مرارت فراوان! کمی جلوتر در یک گاوداری متروکه، کار بعدی گروه آغاز می‌شود. آنها باید در این محل لوازمی را پیدا کنند که با کمک آن مسیر مسابقه را ادامه دهند. در همان نزدیکی گاوداری یک چاه آب است که زمانی گاوها از آن آب می‌خوردند، اما حالا اعضای گروه باید با ساختن یک پمپ از آن آب بکشند. ساختن یک پمپ آب نیز بخشی از کار آنهاست. در همان زمان که 2 نفر از اعضای گروه در حال بیرون کشیدن آب هستند، نفر سوم در گاوداری غذا پیدا می‌کند. تصور نکنید یافته او چیزی در مایه‌های «دنده کباب» یا «کباب بناب» است، آن چند عدد سیب‌زمینی خامی که او پیدا کرده فاصله زیادی تا تبدیل شدن به غذا دارد. همزمان با بیرون کشیدن آب از چاه، تلاش گروه برای ساخت وسیله‌ای که آب را تقطیر کند آغاز می‌شود. ماهی‌های گرفته شده نیز پس از تمیز شدن، لای فویل آلومینیوم پیچیده می‌شود.

خوابیدن در گاوداری متروکه

شرکت‌کنندگان امشب را مهمان این گاوداری نیمه متروکه هستند. ساخت سقفی با نایلون اولین گام برای زنده ماندن در این محل است. گام بعدی تهیه روشنایی برای تمام طول شب است تا یک وقت خدای ناکرده حیوانات وحشی حاضر در این منطقه، شرکت‌کنندگان فهیم و دانشمند مسابقه را با خوراک اصلی خود اشتباه نگیرند! بخشی از وسایل تهیه روشنایی در انتهای چاه و داخل یک صندوقچه جاسازی شده است. این اطلاعات را «سیدمحسن حسینی» از اعضای گروه کارگردانی به من می‌دهد. گروهان «نوروزی» بعد از یافتن چاه، خواهر خود را با طناب پایین می‌فرستند. شاید چنین مساله‌ای از نگاه برخی مردان دور از غیرت باشد، اما واقعیت این است که در چنین شرایطی باید فرد سبک‌تر ـ از نظر وزنی ـ پایین برود و قوی‌ترها بالا بمانند تا او را بالا بکشند. پس اگر در چنین موقعیتی قرار گرفتید، به جای غیرت از عقل خود کمک بگیرید!

زمانی که آنها وسایل روشنایی را پیدا می‌کنند، هوا تاریک شده است. دیگر امکان شارژ باتری با کمک نور خورشید وجود ندارد و آنها باید با دست باتری‌ها را شارژ کنند. شبی اینچنین سخت و مخوف با خستگی شرکت‌کنندگان ـ و ایضا گزارشگر ـ آغاز می‌شود و صبح روز بعد، زمانی که از خواب بیدار می‌شویم با دیدن یک «مه غلیظ» غافلگیر می‌شویم. شب گذشته من در شرایط خوبی به خواب رفته‌ام اما آب داخل چادر گروه شرکت‌کنندگان نفوذ کرده و با یخ زدن آب، بخش‌هایی از بدن آنها نیز مثل گوشت‌های وارداتی «یخ» زده است. گوسفندهایی که برای چرا به این منطقه آمده‌اند شاهد این صحنه بیدار شدن هستند.

با آغاز صبح، در ادامه مسیر نوبت به ساختن کفش‌های گل‌نوردی می‌رسد. کارتن پلاست نازک 7 میل به کمک می‌آید تا گروه‌ها با ورود به فضایی گل‌آلود، پرچم مسابقه را از محیطی که پای آدم در آن گیر می‌کند و بسادگی امکان ورود به آن نیست، بردارند.

بیش از 27 ساعت از آغاز مسابقه گذشته است. بوی عطر و ادکلن‌هایی که در ابتدای آغاز مسابقه از شرکت‌کنندگان به مشام می‌رسید از بین رفته و حالا بوی عرق شدید جای آن را گرفته است. ته‌ریشی هم روی چهره مردان گروهان نوروزی نشسته است. بد نیست بدانید جمع کردن زباله هم جزو کارهایی است که بابت آن به شرکت‌کنندگان در پایان جایزه می‌دهند. در بخشی از مسیر هم چند پرنده به شرکت‌کنندگان داده می‌شود که در صورت رساندن آنها به مقصد ـ البته به شکل زنده و سالم ـ امتیاز خواهند گرفت.

مرحله بعدی برای شرکت‌کنندگان رد شدن از شنزاری است که آخرین رمق‌های آنها را هم می‌گیرد. من هم عبور از این شنزار را تجربه می‌کنم. کار طاقت‌فرسایی است، اما در انتهای این مسیر پیروزی در انتظار شرکت‌کنندگان است. البته هیچ کدام از گروه‌ها نمی‌دانند برنده شده‌اند یا نه؟ این تصمیمی است که هیات داوران بعد آن می‌گیرد و در زمان پخش برنده مشخص و به او جایزه داده می‌شود. اما با هر 3 گروه شرکت‌کننده مصاحبه می‌شود و از احساس آنها درخصوص این مسابقه سوال می‌کنند.

یکی از شرکت‌کنندگان برای درمان عرق‌سوز شدن پاهایش به دنبال «پودر بچه» می‌گردد. پیش‌بینی‌ها از قبل انجام شده و این اکسیر حیات‌بخش! در اختیار او قرار می‌گیرد.

با پایان 31 ساعت رقابت، دوباره شرکت‌کنندگان به مهمانان گروه تبدیل شده و به دور از خشونت مسابقه مورد توجه واقع می‌شوند. ناهار مفصلی در اختیار آنها قرار می‌گیرد که برای درست کردن آن نیاز به زحمت خاصی نیست. ساعتی بعد در کمپ وسایلی که برای شرکت در مسابقه در اختیارشان قرار گرفته بود، تحویل گرفته می‌شود. گروه‌هایی که وسیله‌ای را گم کرده یا جا گذاشته باشند، امتیاز از دست می‌دهند. بعد از تحویل وسایل نوبت حمام و عوض کردن لباس‌هاست و ساعتی بعد هم دوباره مسیر رفته را بازمی‌گردیم تا هم شرکت‌کنندگان در تهران به زندگی عادی خود برسند و هم من گزارشم را برای انتشار آماده کنم.

رضا استادی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها