گزارش لوموند

در مغز قذافی چه می گذرد؟

«آیا معمر قذافی به دنبال یک راه خروج می‌گردد؟ همزمان که نیروهای وفادار به رهبر لیبی در حال مقابله و مبارزه برای بازپس‌گیری مواضع گرفته شده توسط مخالفان حکومت هستند، اعلام خبر مذاکره رهبر لیبی و مخالفان سلسله‌ای از واکنش‌ها را برانگیخته است.»
کد خبر: ۳۹۰۷۵۳

به گزارش ایسنا، روزنامه لوموند در گزارشی درباره گمانه زنی‌ها درباره‌ تصمیم‌های آتی رهبر لیبی می‌نویسد:

« شبکه الجزیره هفته گذشته گزارش داد که رهبر لیبی از مخالفان خواسته است که در کنگره سراسری مردمی (پارلمان لیبی) حضور پیدا کنند بدین منظور که وی بتواند با تضمین‌هایی کناره‌گیری کند. اعلام این خبر به سرعت از سوی دولت لیبی تکذیب شد. از طرف دیگر مخالفان با تایید این که میانجیگرانی از سوی طرابلس پیشنهاد آغاز مذاکره بین طرفهای درگیر را داده‌اند، با هر گونه مذاکره مخالفت کرده و به قذافی 72 ساعت وقت داده‌اند که از قدرت کنار برود.

حسنی عبیدی، مدیر مرکز پژوهش و مطالعات کشورهای عرب و حوزه مدیترانه در ژنو، فرضیه مذاکره قذافی بر سر کناره گیری‌اش را معتبر ارزیابی می‌کند.

وی عقیده دارد: قذافی به آینده‌اش حساس است و لزوما انسانی نیست که تا آخرین قطره خون بجنگد. وی واقعگرا و عملگراست. به عقیده وی حملات متقابل نیروهای حکومت لیبی ابزاری برای تحت تاثیر قرار دادن این مذاکرات است و نشان می‌دهد که قذافی ظرفیت آسیب پذیری را دارد، چرا که دامنه عملکرد رهبر لیبی از این به بعد به طرز قابل ملاحظه‌ای کاهش یافته است. بدین سبب که او دیگر تسلطی بر خاک لیبی ندارد. همچنین اختلافات و انشعاب‌ها در بدنه دیپلماتیک لیبی و تحریم‌های شدید و تهدید جامعه بین‌المللی به برخورد، به این موضوع دامن می‌زند.

مولی ترهونی، یک کارشناس سیاسی مسائل لیبی در انگلیس، در این زمینه می‌گوید: قذافی جنگ روابط را واگذار کرده است. شورای ملی انتقالی کشور لیبی در داخل این کشور نیز همچون خارج از آن به رسمیت شناخته شده است. بر قدرت باقی ماندن، دیگر گزینه‌ای برای قذافی به حساب نمی‌آید. این واقعیت، همزمان هم در لیبی و هم در جامعه بین‌المللی شناخته شده است. اکنون همه چیز دیگر به تعیین زمان منتهی می‌شود. تعیین زمان و مکان برای آن که وی کنار برود.

این سناریو البته در جامعه کارشناسان از اتفاق نظر برخوردار نیست.

منصف جزیری، کارشناس سیاسی دانشگاه لوزان، در این باره اظهار می‌دارد: سرهنگ قذافی هیچگاه جز در مواردی که فشارها بر وی بیش از حد ناخوشایند باشد، اقدام به مذاکره نمی‌کند و بنابراین در حال حاضر میزان فشارها هنوز به نگرانی و ناخوشایندی وی منجر نشده است.

به عقیده وی، قذافی، جاد الله عزوز الطلحی، نماینده سابق لیبی در سازمان ملل را مسئول مذاکره با مخالفان کرده است تا راهی برای خروج از این بحران سیاسی پیدا کند. او می‌تواند تغییر شکل حکومت را در حالی که به مخالفان نیز اجازه ورود به حکومت می‌دهد، بپذیرد بدون آنکه خود مورد حمله قرار گیرد. این کار به قذافی اجازه می‌دهد که کنار بکشد در حالی که ضروریات زندگی‌اش یعنی حیات خود و خانواده‌اش و همین طور منافعش را حفظ کند.

لویی مارتینز، تحلیلگر سیاسی مرکز پژوهشها و مطالعات بین‌المللی در فرانسه، در تحلیل خود این مذاکرات را یک گزینه تاکتیکی برای معمر قذافی تلقی می‌کند. وی بیان می‌دارد: هدف قذافی از این پیشنهاد پیدا کردن راه خروج از بحران نیست، بلکه هدف وی این است که هم به داخل و هم به خارج لیبی نشان دهد که مخالفانش با رد هر گونه مذاکره، افراد سازش ناپذیری هستند که هیچ راه‌حلی جز بقا و ماندگاری را برای وی باقی نگذاشته‌اند.

این کارشناس سیاسی، تغییر ناگهانی حکومت لیبی در راهبرد ارتباطی‌اش در روزهای اخیر را تا حدی موفق ارزیابی می‌کند. وی اظهار می‌دارد: قذافی به خوبی فهمیده است که اگر خود را به عنوان یک قربانی و نه به عنوان یک مهاجم و این که همزمان خود را یک مصالحه‌جو در مذاکرات نشان دهد، چه نفعی برایش دارد.

لویی مارتینز عقیده دارد که رهبر لیبی با تجزیه‌ این کشور چندان مخالف نیست. وی می‌گوید: لیبی کاملا واجد شرایط تجزیه است چون که منابع نفتی آن در هر دو سوی لیبی به طور یکسان پراکنده هستند و کسب در آمد را برای هر دو طرف مخالف و موافق امکان پذیر می‌سازند.

لویی مارتینز در عین حال بیان می‌کند که تجزیه لیبی یک سناریوی فاجعه بار برای مخالفان است، چرا که در این صورت در اثر اشتباه آنها است که کشور لیبی دو پاره شده است. آنها یک لیبی واحد را می‌خواهند و بدین منظور باید موفق به فتح طرابلس شوند.

اما منصف جزیری خاطر نشان می‌سازد: در نقشه نظامی، مخالفان از نظر برخورداری از تجهیزات و نیرو، وضعیت دشواری دارند. آنها با مشکلات زیادی در پیشروی و نگه داشتن مواضع خود روبرو هستند.

وی عقیده دارد که زمان، با توجه به خطر تضعیف روحیه مبارزان و اوضاع آب و هوایی، به نفع مخالفان پیش نمی‌رود و به همین دلیل است که آنها هر چه سریعتر می‌خواهند به هدف خود دست پیدا کنند.

لویی مارتینز در ادامه اینگونه اظهار می‌دارد که معمر قذافی در جنگ روابط فهمیده است که باید اعمال زورش را توجیه کند. به همین دلیل وی درباره حملات متقابل نیروهای وفادارش می‌خواهد این تصور را ایجاد کند که وی تنها قصد نبرد با دشمنانش و نه با مردم لیبی را دارد. اما اگر مخالفان از خطوط قرمز عبور کنند، ممکن است قذافی به ثروت‌های کشور مثل پالایشگاه‌ها و میدان‌های نفتی حمله کند.

به عقیده مارتینز، شورای ملی انتقالی لیبی اکنون به خوبی این پیام را فهمیده است و فعلا دیگر صحبتی از فتح طرابلس به میان نمی‌آورد و بیشتر رویکردی دفاعی اتخاذ کرده است.

منصف جزیری معتقد است که رهبر لیبی اکنون می‌تواند روی چند دستگی‌ها در مخالفان مانور بدهد، چون که شورای ملی لیبی در نقشه نظامی به دو دسته کسانی که می‌خواهند طرابلس را فتح کنند و گروهی که محتاط‌تر بوده و خواهان تعدیل تنشها هستند، تقسیم شده است.

این دو دستگی در نقشه سیاسی نیز بین سازش ناپذیر‌ها و حامیان مذاکره که اغلب اعضای شورای ملی انتقالی از این دسته‌اند، وجود دارد.

از دید منصف جزیری، حامیان مذاکره ممکن است که به طور غیر رسمی و پنهانی تقاضای مذاکره را ارائه کنند. واضح است که مخالفان در لیبی در حال مبارزه با حکومتی هستند که ثروت‌، نفت و اسلحه را در اختیار خود دارد.

لویی مارتینز این گونه اظهار نظر می‌کند: قذافی همیشه فکر می‌کرد که جهان غرب ریاکار است. او همچنین کمتر توجهی به پیشنهاد‌ها و محکومیت‌های آنها می‌کند و هیچ عکس العملی جز تحقیر را در این باره صورت نمی‌دهد.

منصف جزیری این گونه توضیح می‌دهد که با وجود این، وزنه جامعه بین‌الملل در دراز مدت حس خواهد شد.

وی اظهار می‌دارد که سیاست تحریم‌ها از قبل اثر خود را بر روی حکومت لیبی گذاشته است و تاثیر آن در میان مدت این است که قذافی تصمیم به مذاکره گرفته است.

اما مارتینز می‌گوید که اگر جامعه بین‌الملل، مستقیم یا غیر مستقیم، در کنار مخالفان در مبارزه سهیم باشد، رهبر لیبی شاید وادار به کناره‌گیری شود.

از دید حسنی عبیدی اما چالش جامعه بین‌الملل، وادار کردن بعضی از اطرافیان رهبر لیبی به سرنگون کردن وی است، چون که فرزندان قذافی جوان هستند و طعم زندگی مرفه را در غرب چشیده‌اند و نمی‌خواهند که در کنار پدرشان بمیرند.

وی این گونه ارزیابی می‌کند که حتی وقوع یک کودتای خانوادگی علیه قذافی چندان غیر محتمل نیست. پسران قذافی می‌بایست منافع زیادی را حفظ کنند، بویژه اگر مذاکرات به آنها اجازه دهد که از تعقیبهای بین‌المللی دوری کنند.

به عقیده عبیدی، یک کودتای داخلی یک فرضیه ایده‌آل برای غربی‌ها است و آمریکایی‌ها آماده نشان دادن در خروجی به قذافی هستند.

از طرف دیگر اما زمان به نفع مخالفان پیش نمی‌رود و ممکن است جامعه بین‌الملل مجبور به تجدیدنظر در موضع خود گردد.

منصف جزیری این گونه توضیح می‌دهد: به نظر می‌رسد ارزیابی جامعه بین‌الملل مطلبق با شدت فشارهای وارده به رهبر لیبی در حال تحول است. اشتباهاتی که قذافی ممکن است در نقشه نظامی مرتکب شود می‌تواند علیه خودش بر گردد. برعکس چنانچه مخالفان از نفس بیافتند و شورای ملی لیبی مواضع پایدار و روشنی نداشته باشد، ممکن است جامعه بین‌الملل از کمک‌ها و حمایت‌های خود بکاهد.

وی در این باره به این موضوع اشاره می‌کند که پنتاگون تاکنون نسبت به فراهم شدن موقعیت برای دخالت نظامی در لیبی یا برقراری منطقه پرواز ممنوع تردید داشته و مواضع چین و روسیه نیز همواره بر عدم پذیرش این گزینه‌ها استوار بوده است.

منصف جزیری اضافه می‌کند: تردید‌های غربی‌ها درباره استقرار منطقه پرواز ممنوع یا حمایت نظامی از مخالفان، به نفع قذافی است تا در نهایت شورای ملی انتقالی راه ‌حل مذاکره را بپذیرد.

لویی مارتینز تحلیل می‌کند که اگر تا آخر ماه مارس حکومت لیبی سرنگون نشود و شورای ملی انتقالی لیبی در یافتن راه‌حل دچار اختلاف شود،‌ مخالفان می‌فهمند که جامعه بین‌الملل به عنوان تکیه گاه آنان با محدودیت مواجه است و آنها باید روی خودشان حساب کنند. این اتفاق ممکن است یا به قیمت قربانی شدن جان‌های بسیاری تمام شود و یا ممکن است به اجبار به مذاکره از سوی بعضی از اعضای مخالفان منتهی شود.»

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها